به گزارش خبردونی و به نقل از ایبنا، دهمین نشست از سلسله دیدارهای نویسندگان و خوانندگان مجله سیاستنامه در عنوان «جنگ، صلح و ایران» به سخنرانی شروین وکیلی، نویسنده و پژوهشگر ایرانی، در خانه هنر نیماژ برگزار شد. این برنامه با همکاری سرای علوم انسانی ترتیب داده شده بود.
شروین وکیلی در این نشست به بررسی ابعاد جنگ و صلح در ایران پرداخت و نظراتی را بیان کرد. در ادامه بخشهایی از سخنان او نقل میشود.
وکیلی با اشاره به تعاریف مختلف جنگ و صلح، گفت: “در زمان بحث پیرامون این موضوعات، رویکردهای گوناگونی وجود دارد. یکی از این رویکردها به جنبههای اخلاقی جنگ پرداخته و درباره شر و خیر آن بحث میکند. نظرات متفاوتی از اندیشمندان وجود دارد؛ برخی جنگ را قابل قبول میدانند و برخی دیگر آن را ذاتی شر تلقی میکنند.”
او ادامه داد: “این دیدگاههای انتزاعی درباره جنگ و صلح ارزش بررسی دارند. برای ما که در کشوری تحت تأثیر جنگ زندگی میکنیم، این گمان که صلح میتواند بهراحتی برقرار شود و تنها گاهی از سوی جنگ مختل گردد، نادرست است. دادهها نشان میدهد که در واقع ما با جنگی مداوم مواجه هستیم که گاهی صلحهای مقطعی وجود دارد.”
وکیلی تأکید کرد که باید به جوانب عینی جنگ و صلح توجه شود و بر مبنای آن، تحلیلهای انتزاعی صورت گیرد. او با نقل قول از تاریخ بشر، به این نکته اشاره کرد که انسانها از ابتدا موجوداتی جنگاور بودهاند و پیش از شهرنشینی، زندگی صلحآمیزی نداشتند.
او با استناد به اثرات نیروی مالکیت بر رفتار انسان، گفت: “انسان از یک موجود پاک و همزیست به موجودی خشن و جنگ طلب تبدیل شده است. در دوران نوسنگی، آمار کشته شدن انسانها به دست یکدیگر نسبت به امروز بسیار بالا بود.”
وکیلی در نهایت خاطرنشان کرد که ممکن است رفتارهای جنگطلبانه در ذات انسانها وجود داشته باشد و هرگز از بین نرود.### جنگ و اخلاق: پرسشها و دیدگاهها
بحث در مورد اینکه آیا جنگ میتواند به خوبی و بدی نسبت داده شود، همچنان ادامه دارد. برخی معتقدند که نمیتوان این گزارههای اخلاقی را به جنگ تفسیری عینی داد. به نظر کانت، دنیای عینی و اصول اخلاقی از یکدیگر جدا هستند. اما به اعتقاد برخی دیگر، اگر به جنبههای عینی زندگی توجه کنیم، معیار اخلاق باید به اعتباری عمیقتر مبتنی شود. به عنوان مثال، مفهومی تحت عنوان «قلبم» معرفی شده که شامل چهار حوزه زیستی، روانی، اجتماعی و فرهنگی است. هر یک از این حوزهها اهداف خاصی دارند که میتوانند به ما در ارزیابی اخلاقی جنگ کمک کنند.
در این زمینه، ارزیابیها نشان میدهد که وقوع جنگ معمولاً به کاهش «قلبم» منجر میشود، زیرا جنگ موجب از بین رفتن جان انسانها و ویرانی میشود. بنابراین، جنگ به عنوان امری ناپسند و غیراخلاقی قلمداد میشود. با این حال، واقعیت این است که جنگ به عنوان یک ویژگی انسانها به حساب میآید و میتوان درباره آن قضاوت اخلاقی کرد.
### جنگ و پیشرفت فناوری
جنگ از دوران باستان همواره به نوعی وجود داشته و با پیشرفت جوامع، فناوریهای جنگ نیز پیشرفتهتر شده است. در گذشته از سلاحهای ابتدایی مانند تیر و کمان استفاده میشد، اما با گذر زمان، این فناوریها تغییرکرده و به جنگهای پیچیدهتر و فناورانهتری دامن زدهاند. این نشان میدهد که جنگ به عنوان یکی از ارکان فرهنگ، در هیچ دورهای از پیشرفت فناوری فاصله نداشته و همواره تهدیدی برای بشریت باقی مانده است.
به باور برخی، میتوان به شش تمدن بزرگ در تاریخ بشر اشاره کرد: تمدن مصر، تمدنهای آمریکای مرکزی و جنوبی که منقرض شدهاند، و تمدنهای ایران، اروپا و چین که هنوز باقی ماندهاند. به اعتقاد محققان، هرچه جوامع پیچیدهتر و نظامهای سیاسی بزرگتر شوند، احتمال جنگ کمتر شده و ساختارهای سیاسی پایدارتر خواهند بود.
### جنگ در تاریخ اروپا
در تاریخ تمدن مدرن اروپا، همواره جنگ و درگیریها به نوعی وجود داشتهاند. از ادوار مختلف، شاهد شکلگیری جنگها و تقابلهای مختلف بین ملتها و دولتها بودهایم که بر سر بسیاری از مسائل سیاسی و اقتصادی ایجاد شدهاند.### تاریخ جنگها در ایران و مقایسه با سایر تمدنها
در بررسی تاریخچه تمدنها، بهویژه در مقایسه با ایران و چین، مشاهده میشود که تفاوتهای عمدهای در الگوهای جنگی وجود دارد. بر خلاف ایران که دارای دولتهای وسیع همچون سلجوقیان و هخامنشیان بوده است، در اروپا شاهد عدم وجود یک قدرت مرکزی در طول تاریخ هستیم، که منجر به جنگهای مکرر شده است. این در حالی است که جوامع مانند چین و مصر اغلب درگیر جنگهای داخلی بوده و تهاجمهای خارجی کمی را تجربه کردند.
تحلیلها نشان میدهد که ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و ارتباطهای تاریخی، همواره در معرض تهدیدهای خارجی قرار داشته است. بهعنوان مثال، چین هممرز با ایرانیان بود و یکی از بزرگترین حملات تاریخی علیه این تمدن، توسط سکاهایی صورت گرفت که از تبار ایرانی بودند. در عین حال، تاریخ مصر نیز نشاندهنده کمبود تهاجمهای خارجه است، اگرچه با جنگهای داخلی مواجه بوده است.
از سوی دیگر، هنگامی که به تاریخ ایران نگاهی میاندازیم، به وضوح میتوان دید که جنگهای ایران غالباً تدافعی بوده و بسیاری از آنها بهمنظور حفظ سرزمین و وحدت ملی انجام شده است. بهطور خاص، در دورههای مختلف، ایرانیان بیشتر در دفاع از سرزمین خود عمل کردهاند و جنگهای تهاجمیشان معمولاً به مناطقی مربوط میشده که آنها خود را مدعی مالکیت آن میدانستهاند.
### حضور تمدن در برابر فروپاشی دولتها
ایران از نظر تاریخی شاهد جنگهای متعدد بود اما الگوی جنگی آن متفاوت از بقیه مناطق بوده است. یکی از ویژگیهای بارز این مؤلفه، شناخت و درک ایرانیان از تاریخ تهاجمها و میراث فرهنگیشان است. اغلب مردم هنوز هم رویدادهایی چون حمله مغولها یا جنگهای ایران و روس را بهخوبی به یاد دارند و این حوادث نقطه عطفی در شکلگیری هویت ملی ایرانیان هستند.
نکته مهم دیگر این است که تمدن ایرانی فراتر از دولتها قد علم کرده است؛ به این معنا که در بلندمدت، این تمدن بوده است که پایهگذار دولتها بوده و پس از هر فروپاشی، دوباره احیا شده است. اگرچه در طول تاریخ، ایران با عقبماندگیهای فناوری و نظامی مواجه شده، تلاشهایی برای جبران این کمبودها بهویژه در سالهای اخیر سرعت بیشتری گرفته است.
### ادامه روند تاریخی ایران در وضعیت کنونی
اکنون، وضعیت ایران بهعنوان کشوری با تاریخچهای غنی، میتواند با بررسی دادههای تاریخی و شرایط اجتماعی و سیاسی آن در دورههای مختلف توضیح داده شود. در دورههای با ثبات، مانند اشکانی و ساسانی، جنگها معمولاً با فواصل بیشتری رخ داده و این امر نشاندهنده سرزندگی و استحکام اجتماعی بوده است. در نهایت، ایران همواره به دنبال احیای تاریخ و فرهنگ خویش است و تاریخ جنگها نیز جزئی از این روند محسوب میشود.**تاریخ جنگهای ایران: نگاهی به تحولات و عواقب**
تحقیقات تاریخی نشان میدهد که بیشتر جنگهای ایران در هزار سال اخیر، جنبههای تدافعی داشته و عمدتاً در پاسخ به تهاجمهای خارجی صورت گرفتهاند. به عنوان مثال، انتقال قدرت از دولت اشکانی به ساسانی تنها با سه کشته، شامل شاه اشکانی، پسرش و کاتب آنها، صورت گرفته است. در این میدان، اردشیر بابکان و پسرش شاپور نقش داشتند و این تحول به پایان سلطنت ۵۰۰ ساله اشکانیان انجامید. همچنین، در دوره محمدعلیشاه، معروف به استبداد صغیر، تلفات جنگها نسبتا کم بود و به شکل معقولی مدیریت میشد.
در شاهنامه فردوسی، اسفندیار به رستم میگوید که در پی کشتار ایرانیان است. این ابیات نشان میدهد که وضعیت کنونی ایران ادامهای از تاریخ پر فراز و نشیب آن است.
### **ساختارهای سیاسی و فقدان حافظه تاریخی**
آگاهی از تاریخ ایران به فهم بهتر حرکتهای امروز آن کمک میکند. بیهقی در توصیف مسعود غزنوی اشاره میکند که او با مشکلاتی مواجه است زیرا اطرافیانش از تاریخ بیخبر هستند. این فقدان ارتباط با تاریخ، یعنی عدم وجود رویکرد تاریخی در مدیریت ساختارهای سیاسی، هماکنون نیز مشهود است. انتظارات غیرواقعی از سوی این ساختارها، نتیجه مستقیم این عدم آگاهی است.
ایران به لحاظ جغرافیایی و فرهنگی همواره کشوری با منابع غنی بوده و در طول تاریخ برای کشورهای دیگر جذابیت داشته است. از اسکندر تا چنگیز، بسیاری به سراغ ایران آمدهاند، اما غارت آن، کنشگران بدون شناخت و درک عمیق تاریخ کشور را نمیسازد.

### **ایران و تبادل فرهنگی**
ایران به عنوان “تمدن راهها” شناخته میشود و نمیتوان آن را بهسادگی غارت کرد. تاریخ ثابت کرده که برای دورههای کوتاه ممکن است، اما غارت طولانیمدت حتمی نیست. همانطور که در ۵۰ سال گذشته چهار جنگ بزرگ را تجربه کردهایم، این رویدادها ممکن است در آینده به یک جنگ واحد تبدیل شوند.
قطع ارتباط با دنیای خارج منجر به ویرانی آثار فرهنگی و تمدنی ایران شده است. ایران به عنوان یک پل ارتباطی در راه ابریشم زنده است و این ضروری است که با توجه به تاریخ و مفهوم جنگ، موضعگیریهای اخلاقی و قابل دفاعی اتخاذ کنیم. این آگاهی به ما کمک میکند تا بدانیم برای چه میجنگیم، چرا که عدم شفافیت در اهداف، میتواند خطرناکترین وضعیت برای انسانها باشد.**تحلیل اجتماعی و فرهنگی از جنگ و مهر در تمدن ایرانی**
در تاریخ، جنبشها و انقلابها همیشه مسائلی مهم و تأثیرگذار در میان توده مردم به همراه داشتهاند. ایرانیان بهخوبی درک کردهاند که در زمان بحرانهای سیاسی و نظامی، سؤالاتی اساسی مطرح میشود که سبب بحث و تبادلنظر میان مردم میگردد. این پرسشها باید با دقت و جامعیت مطرح شوند و مواضع مستحکمی اتخاذ گردد. واقعیت کنونی جامعه بهنوعی بر دو محور جنگ داخلی و جنگ خارجی متمرکز است. در این زمینه، جنگ بهعنوان یک واقعیت دائمی تلقی میشود و صلح را میتوان وقفهای در میان دو جنگ دانست.
**مهر بهعنوان بنیادی در تمدن ایران**
تمدن ایرانی مفهومی عمیق به نام مهر را در خود دارد که بهنوعی نمایانگر ارزشهای این جامعه است. نمادهای شیر و خورشید، نمایانگر مهر بهعنوان بخشی از هویت ملی ما بهشمار میروند. اساس عرفان و آدابورسوم ایرانی نیز بر پایهٔ این مفهوم قربانی شده و در سیاست کشور نقش بسزایی دارد. در ایران، عواطف انسانی، بهویژه مهر و محبت، جایگاه ویژهای دارد. مفهومی که در باستان به «میترا» اشاره دارد و شامل عشق و پیمان اجتماعی است. این ایزد به جنگاوران نیز نصرت میدهد و پشتیبانی از معنای فرهنگ مهر را فراهم میکند.
برای ارزیابی مشروعیت جنگ، یکی از معیارها میتواند بهبود اوضاع روحی و اخلاقی مردم جامعه باشد. هر جنگی که باعث افزایش محبت و دوستی میان انسانها شود، میتواند قابلدفاع تلقی گردد. در واقع، محور بسیاری از جنگها در قرن بیستم بر پایهٔ نفرتپراکنی بود، در حالیکه در ادبیات و متون ایرانی، مانند شاهنامه، بر مهر و محبت به خویشتن و دیگران تأکید وجود دارد.
در سیاستنامهها نیز محور اساسی قدرت سیاسی محبت و روابط انسانی است. انکار یا عدم توجه به این موضوع نشاندهندهٔ عدم شناخت عمق فرهنگ و تاریخ ایران است. بهطور خلاصه، وقتی از جنگ صحبت میشود، در واقع به مهر و اصول انسانی و اخلاقی در جنگیدن اشاره داریم که از اهمیت ویژهای برخوردار است.












