به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی، رسانههای منطقهای و جهانی به منظور مشروعیتزدایی از تجاوز نظامی به ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اقدام به فضاسازیهای رسانهای کردند. این فضاسازیها که ناشی از نگرانیهای ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک بود، جنگ ایران-عراق (۱۹۸۰-۱۹۸۸) را به گونهای به تصویر کشید که نشاندهنده دفاع مشروع در برابر تهدیدهای ایران باشد.
گزارش سرویس اطلاعات پخش خارجی (FBIS) وابسته به CIA نمونهای از این روایت را ارائه میدهد. این گزارش، شامل مقالات و مصاحبههایی از منابع عربی و فرانسوی، به بررسی دیدگاههای ضدایرانی از منظر فلسطینیان و عراقیها پرداخته و نشان میدهد که چگونه استدلالها علیه ایران شکل گرفته است. این تحلیل همچنین مراحل تغییر حمایت اولیه عربها از انقلاب ایران به سوی ناامیدی و دشمنی را مورد بررسی قرار میدهد که در نهایت منجر به شکلگیری روایت «حمله پارسی» علیه هویت عربی شد.
در ادامه، تحلیل واکنشهای فلسطینیها به انقلاب اسلامی ایران از ابتدا تا ناامیدیهای آنان مورد توجه قرار میگیرد. فلسطینیها در ابتدا انقلاب ایران را نمادی از مقاومت به شمار میآوردند، اما به مرور زمان شاهد ظهور برخی چالشها از جانب جریانهای انحرافی در سازمانهای فلسطینی بودند. گزارش از «الوطن العربی» روابط فلسطینی-ایرانی را از سال ۱۹۶۸ بررسی میکند که در آن زمان سازمانهای فلسطینی نظیر فتح شماری از ایرانیان را برای نبرد علیه رژیم شاه آموزش میدادند.
تلاش یاسر عرفات برای میانجیگری بین ایران و کشورهای خلیج فارس نشان از امید به حل مسالمتآمیز مشکلات داشت. اما در ادامه، برخی از جریانهای فلسطینی به دلیل تهدیدات ایدئولوژیک ایران نسبت به هویت عربی خود احساس نگرانی کردند و به بیان نارضایتی پرداختند. آنها معتقد بودند که صدور انقلاب ایران به نوعی هویت عربی را تحتالشعاع قرار میدهد و از این رو نسبت به فعالیتهای ایران هشدار دادند.
در نهایت، تحولات دیپلماتیک نیز در این زمینه قابل توجه بود. فلسطینیها با ناکامی در تلاشهای میانجیگری خود برای پایان جنگ، بر این باور بودند که ایران بر خواستههای غیرقابل قبول پافشاری میکند.### بررسی رویکردهای ضدایرانی و تاثیرات آن بر جنگ ایران و عراق
اخیراً گزارشاتی منتشر شده که بر عدم تمایل ایران به مذاکره و احیای توافق الجزایر 1975 تأکید میکند. ایران با اصرار بر شرایط ناممکن خود موجب نگرانیهایی در میان فلسطینیها شده است. آنها بر این باورند که این رفتار ایران به طولانیشدن جنگ و هدر رفتن انرژی کشورهای عربی منجر میشود و به مسئله فلسطین آسیب میزند. با این حال، تحلیلها نشان میدهند که ایران در پی شناسایی صحیح متجاوز و تأمین حقوق خود بود، موضوعی که از سوی عراق و نهادهای بینالمللی پذیرفته نشده است.
در این راستا، شایعاتی مبنی بر ارتباط ایران و اسرائیل نیز در میان بیخبران از وضعیت سیاسی و نظامی آن زمان رواج یافته است. این ادعا به هیچ وجه با واقعیات موجود همخوانی ندارد و حتی خود مقامات عراقی این شایعات را بیاساس میدانند.
طارق عزیز، معاون نخستوزیر عراق، در مصاحبهای رویکرد ضدایرانی دولت خود را تشریح کرده و جنگ را بهعنوان واکنش به تهدیدات ایرانی معرفی کرده است. او تأکید دارد که عراق در برابر تجاوز ایران قرار گرفته است و تحرکات آنرا تهدیدی برای حاکمیت و امنیت ملی تلقی میکند. به باور او، اعمال ایران بر اساس ایدئولوژی و تلاش برای تغییر رژیم بعث نشاندهنده عدم پایبندی به توافقات است.
عزیز همچنین جنگ را بهعنوان دفاع از حاکمیت عراق در برابر چالشهای ایرانی در دریای شطالعرب و مرزهای تاریخی توصیف میکند و معتقد است که ایران به دنبال تداوم جنگ برای حفظ قدرت خود است. او از جمله دلایل اتخاذ این موضع را تلاش ایران برای دور نگه داشتن نظامی از تهران میداند و همچنین میانجیگریهای بینالمللی را ناشی از لجاجت ایران میداند.
این رویکردها، بهویژه ادعاهای ایران در حمایت از گروههایی مانند امل در لبنان، به ایجاد فضایی منفی علیه ایران در منطقه دامن میزنند و بر مشروعیت جنگ تحمیلی تأثیر میگذارند. تحلیلهای رسانهای نشان میدهند که این شایعات به ترویج تصویر منفی از ایران و توجیه جنگ کمک کردهاند.
در نهایت، این گزارش به اهمیت پروپاگاندا و روایتسازی در شکلدهی به درک عمومی از جنگ و استقلال ایران اشاره دارد و یادآوری میکند که چطور نیروهای بینالمللی و منطقهای تلاش کردهاند استقلال ایران را بهعنوان تهدیدی برای منافع خود نشان دهند. این موضوع درسهایی برای درک بهتر درگیریهای کنونی در منطقه به همراه دارد.











