وبسایت خبری
خبردونی

صادق خرازی با ابراز نظر نسبت به اظهارات برادرش در نقد دولت، تأکید کرد که اگر مسئولان ارشد و خانواده‌هایشان را کنترل کنند، مشکلاتی ایجاد نخواهد شد. همچنین، وی از وجود نفوذ گسترده در تفکرات امنیتی خبر داد.

واکنش صادق خرازی به مواضع برادرش علیه دولت/ مسئولان خودشان و فرزندانشان را مهار کنند، مشکلی پیش نمی‌آید/ نفوذ در اندیشه‌های امنیتی به وفور هست

**تحلیل سیدمحمدصادق خرازی از وضعیت سیاسی و مواضع علی خرازی**

سیدمحمدصادق خرازی، یکی از چهره‌های شناخته‌شده سیاسی و دیپلمات سابق کشور، اخیراً در برنامه «کافه خبر» به بیان دیدگاه‌هایش پرداخته است. او که ارتباط نزدیکی با رهبر شهید انقلاب دارد، همواره موضوع بحث رسانه‌ها بوده و نظراتش درباره سیاست‌های داخلی و خارجی ایران، با دقت مورد توجه قرار می‌گیرد. خرازی معتقد است که «تهدید اصلی امروز ایران، خود مسئولان کشور هستند» و خواستار تمرکز بر اصول انسانی و خدایی در تصمیم‌گیری‌ها شد.

در ادامه، خرازی به بحث نفوذ اشاره کرده و توضیح داد که: «نمی‌توان نفوذ را به سادگی به ظواهر افراد نسبت داد. یک نظام قدرتمند باید المان‌های نفوذ را شناسایی کند و بفهمد که چگونه تصمیم‌سازی‌ها ممکن است به ناکامی منجر شود.» به گفته او، شرایط کنونی باید به گونه‌ای مدیریت شود که کشور به سمت پیشرفت حرکت کند، نه به عقب.

او همچنین در مورد توافق مکه، بر لزوم آماده‌باش در برابر تهدیدات قابل توجه تأکید کرد و به این موضوع پرداخت که «ما همواره آماده‌ایم از کیان اسلامی دفاع کنیم» و از مسئولان خواست تا مذاکرات قوی‌تری را دنبال کنند.

در این گفت‌وگو، خرازی همچنین به موضوع اظهارات اخیر آقای پزشکیان نرمش نشان داد و خواستار توجه به ویژگی‌های مثبت او شد. به اعتقاد وی، آقای پزشکیان باید به عنوان یک فرد بزرگ و صبور در نظر گرفته شود و مشکلات موجود نباید باعث نادیده گرفتن خدمات او گردد.

خرازی مسئله خیابان‌ها را نیز مطرح کرد و نسبت به افکاری که در حال حاضر در جامعه تردید و آشفتگی ایجاد می‌کند، ابراز نگرانی کرد. او تأکید کرده که برای حل مشکلات، جامعه باید به یکدیگر نزدیک‌تر شده و از ضدیت‌ها دوری کند.### بررسی شرایط کنونی و نگرانی‌های اجتماعی در ایران

در راستای حفظ زحمات مردم ایران، نادیده گرفتن تلاش‌های آن‌ها امر نادرستی است. اظهاراتی که موجب تضعیف روحیه اجتماعی می‌شود، نمی‌تواند مقبول واقع شود. مردم در میدان‌های عمومی با هدف نمایش ایستادگی خود در برابر تهدیدات مشترک خارجی حضور دارند و لازم است که مباحثات در این فضا بر مبنای قانون و اصول مترقی باشد.

نظراتی که به صورت غیرقانونی و فراتر از موارد حقوقی مطرح می‌شود، به وضوح نادرست است و تاریخ این صحبت‌ها را در حافظه ملی ثبت خواهد کرد. در این زمینه، جوامع خارجه و دشمنان نظام باید متوجه شوند که مردم ایران متحد و برای حمایت از انقلاب و نظام خود ایستاده‌اند.

نکته‌ای که باید به آن پرداخته شود، نیاز به صبر و تحمل در شرایط کنونی است. رزمندگان و دیپلمات‌ها همگی مشغول انجام وظایف خود هستند و مسئولان در حال تنظیم و اجرای سیاست‌های کلان کشور هستند. با این وجود، مسئولان باید به نارسایی‌ها و چالش‌های موجود در عرصه‌های اجتماعی و اقتصادی توجه کنند.

برخی از افراد که به طور فعال در صحنه‌های اجتماعی و سیاسی مشارکت دارند، شکایات جدی از وضعیت موجود دارند. سوالی که مطرح می‌شود این است که تاب‌آوری جامعه تا کجا ادامه خواهد داشت و آیا نگرانی از فراتر رفتن آن از فاز تاب‌آوری به سمت فرسودگی و اعتراض وجود دارد؟

در این باره باید گفت که نگرانی برای آینده طبیعی است. مردم ایران دارای هویت ملی قوی و باورهای دینی هستند که بر روند مقاومت آن‌ها تأثیر دارد. این هویت ملی است که موجب پایداری ملت در برابر بحران‌ها شده است. تاریخ ایران نشان‌دهنده وجود هویتی پایدار از زمان‌های قدیم تا کنون است که با درک از تاریخ می‌توان به درک بهتری از این هویت دست یافت.

امام خمینی با تلاش خود این هویت را احیا کرد و امروز به عنوان منبع امید برای مردم شناخته می‌شود. این هویت ملی و مفهوم دولت-ملت از بنیادی‌ترین عوامل تاب‌آوری جامعه محسوب می‌شود.

اکثریت افراد در صحنه‌های مختلف، علیرغم وجود گلایه‌ها از وضعیت فعلی، به لحاظ وجود یک تهدید مشترک احساس نیاز به ایستادگی و مقاومت دارند. این احساس مشترک، دلیلی است که موجب می‌شود تا ملت در برابر چالش‌ها و بحران‌ها با هم بایستند و از ارزش‌های انقلاب دفاع کنند.

در نهایت همچنین نیاز به بازنگری جدی در ساختار حکمرانی احساس می‌شود تا بتوان به حل معضلات و چالش‌های موجود پرداخته شود.بعد از حوادث دی‌ماه سال گذشته، جامعه‌شناسان و کارشناسان بارها نسبت به فاصله‌ای که بین جامعه و حاکمیت ایجاد شده، هشدار داده‌اند. حال پرسش اصلی این است که چگونه می‌توان این شکاف را ترمیم کرد و برای بازسازی سرمایه جمهوری اسلامی آیا نیاز به تغییرات اساسی در شیوه حکمرانی داریم؟

بسیار واضح است که در صورت عدم وجود اختلال در حکمرانی، وقوع این حوادث نمی‌توانست ممکن باشد. نیاز به بازنگری جدی در ابعاد مختلف حکمرانی از جمله حوزه‌های امنیتی، اطلاعاتی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی وجود دارد. رهبر شهید کشور نیز به این موضوع اشاره کرده بودند؛ مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی زمینه‌ساز وقوع حوادثی است که دشمن از آن بهره‌برداری می‌کند. بنابراین، ضروری است که روند حکمرانی در کشور دستخوش تغییرات بنیادین شود، چون در غیر این صورت آینده نامشخصی در انتظار خواهد بود.

در ارتباط با تغییرات ممکن در قانون اساسی، بیان شد که این موضوع باید در زمانی مناسب مورد بررسی قرار گیرد. هیچ‌گاه در دوران جنگ نمی‌توان به چنین مسائلی پرداخته و سخن گفت. بی‌نظمی موجود باعث شده تا هر فردی هرگونه نظری را مطرح کند. نیاز است پس از دوران جنگ و مقاومت، مسائلی همچون حقوق و نظرات مردم به بحث گذاشته شود.

مسائل نفوذ نیز در این زمینه بسیار جدی است. این نفوذ مانند یک ویروس در تمام ساختار کشور نفوذ کرده و باید واکسیناسیون ملی به‌قدر کافی قوی شود تا این بحران برطرف گردد. نفوذ در تصمیم‌سازی‌ها، اراده نخبگان و اندیشه‌های امنیتی و اطلاعاتی به وضوح دیده می‌شود. بنابراین، مسئولان کشور باید به یک اراده جمعی دست یابند تا از آسیب دیدن زیرساخت‌های ملی جلوگیری کنند.

در خصوص نفوذی‌ها، نمی‌توان به سادگی آن‌ها را شناسایی کرد. نفوذ ممکن است در قالب‌های مختلف نمایان شود، اما کلید مسئله در شناسایی چگونگی تاثیرات مخرب این نفوذ بر تصمیم‌سازی‌ها و پیشرفت کشور است. شناخت عمیق و کارآمدی از سوی مسئولان در این زمینه ضروری به نظر می‌رسد.

عدم خروج رهبری از محل: دلایل و سوالات مطرح شده

* با توجه به شرایط جنگ اخیر، آیا این موضوع را تنها یک ضعف در اطلاعات و امنیت می‌دانید یا به نظر شما، با یک شبکه نفوذ سازمان‌یافته مواجه بوده‌ایم؟ بارزترین نقاط ضعفی که در این جنگ برای شما روشن شد، چه بودند؟

جنگ ۴۰روزه سابقه‌ای عمیق دارد که تحت تأثیر نفوذ قرار گرفته است. نفوذ ابزار مهم نظام سلطه محسوب می‌شود و در این باره نباید تردید کرد. در چنین نظام‌هایی، از عناصر مورد آموزش به‌عنوان پیاده‌نظام استفاده می‌شود و این موضوع غیرقابل انکار است.

ادعای اینکه تمام رخدادهای جنگ ۴۰روزه ناشی از نفوذ بوده‌اند، درست نیست. در واقع، نفوذ در کنار حملات مستقیم و اطلاعاتی، ابزارهای مختلفی را تشکیل می‌دهد که در کنار هم به یک تصویر منسجم می‌انجامند.

سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی باید پاسخگو باشند. اگر آنها بخواهند از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند، نمی‌توانند، زیرا این مسئله در یاد ملت ایران ماندگار خواهد بود. سوالاتی وجود دارد که باید به آن‌ها پاسخ داده شود: چه کسانی هشدارهای جدی را نادیده گرفتند؟ چرا روز شنبه ۹ اسفند چنین اتفاقی افتاد؟ سوالات زیادی است که باید مورد توجه و بررسی قرار گیرند و گزارشات لازم به مردم ارائه شوند.

مهار مسئولان: کلید رسیدن به ثبات

* اگر بخواهید مهم‌ترین تهدید ایران پس از جنگ را مشخص کنید، آن را در کدام‌یک از زمینه‌ها می‌بینید: فشار خارجی، بحران اقتصادی، شکاف اجتماعی، اختلافات سیاسی یا کمبود امنیت؟

پیامبر اکرم در جنگ بدر یا احد به یاران خود گفتند که آنچه انجام شده، جهاد اصغر است و جهاد اکبر در آینده قرار دارد. این می‌تواند یادآور این باشد که در پس جنگ، اگر ملتی خود را فدای یکدیگر کند و در خدمت ملت و وطن باشد، هیچ تهدیدی نمی‌تواند وجود داشته باشد.

ما در حوزه تهدیدات خارجی، با موفقیت عمل کرده‌ایم. به‌عنوان فردی که تجربه زندگی در آمریکا و ۴۰ سال دیپلماسی را دارم، می‌گویم که تهدید واقعی از درون ناشی می‌شود. اگر مسئولان هوای نفس و خودخواهی را کنار بگذارند و بر اصول انسانی تمرکز کنند، هیچ چالشی نخواهیم داشت. دستیابی به نظامی با تقوا می‌تواند آینده‌ای روشن به ارمغان آورد. بزرگترین چالش‌های ما به بی‌تقوایی و فقدان مهار برمی‌گردد.

شهادت حضرت آقا: نقطه عطفی در جامعه

* ایران بعد از جنگ‌های ۱۲ و ۴۰ روزه چه تفاوتی با قبل از جنگ دارد؟ آیا تغییراتی در زمینه‌های سیاسی، امنیتی و اجتماعی ایجاد شده است؟

این سوالات و چالش‌ها به بررسی دقیق‌تری نیاز دارند تا تحولات پس از جنگ به‌درستی درک شوند.

**ایران و چالش‌های ناشی از روابط با آمریکا؛ نگاهی به تاریخچه و وضعیت کنونی**

ایران بعد از جنگ به ملتی یکپارچه و با هویتی تأثیرگذار تبدیل شده است. این دوران، به‌خصوص با شهادت حضرت آقا، موجی از اتحاد ملی را در میان مردم به وجود آورد و حس غرور ملی را تقویت کرد. انتقال اعتبار قدرت ملی و جمعیت ایران در این مقطع از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا خون شهدا در این تحولات نقشی اساسی ایفا کرده است. با این حال، تغییرات پس از جنگ نشان‌دهنده افتراق ایران با دوران پیش از آن هستند. امیدواریم که افراد در مناصب قدرت، این روند را مختل نکنند.

**چالش‌های اساسی میان ایران و آمریکا**

در رابطه با مذاکرات ایران و آمریکا، یکی از پرسش‌های کلیدی این است که چرا این دو کشور هر زمان که به توافق نزدیک می‌شوند، دوباره به حالت تقابل برمی‌گردند؟ اینکه آیا این مسئله به بی‌اعتمادی، تضاد منافع یا عمق بیشتر مسائل مربوط می‌شود، موضوعی است که در سطح دیپلماسی به شدت مورد بحث قرار گرفته است.

گفت‌وگوهای ایران و آمریکا، در واقع ارتباطی به نسبت پیچیده است؛ این دو کشور به گونه‌ای به هم گره خورده‌اند که هر کدام به تنهایی نمی‌توانند به شیوه‌ای راضی‌کننده به تفاهم برسند. تا زمانی که انقلاب اسلامی و خاطرات خونین آن‌ها در یادها زنده است، پیش‌بینی یک صلح پایدار دشوار به نظر می‌رسد. هرچند ایران همیشه به دنبال مذاکره بوده، ولی تجربه‌ها نشان می‌دهند که حرکت به سوی گفتگو غالباً با واکنش‌های معکوس از سوی آمریکا روبه‌رو شده است.

ایران در مقاطع مختلف، خصوصاً در واقعه ۱۱ سپتامبر، نشان داد که آماده است تا به عنوان یک شریک ضدتروریسم تعامل کند. ایران در این زمان با قدرت‌های دیگر همکاری مناسبی داشت و حتی در روند تسلط بر کابل به رهبری نیروهای اتحاد شمال، نقش مؤثری ایفا کرد. در این بین، همکاری‌های ایران با دولت افغانستان، حتی در زمان‌هایی که دیپلمات‌های ایرانی مورد حمله قرار گرفته بودند، نیز نشان‌دهنده اهمیت امنیت و ثبات این کشور برای تهران بود.

این رویکرد به‌وضوح بیانگر اهتمام ایران به ایجاد یک نظم پایدار در افغانستان بوده، با این وجود روابط با آمریکا همواره دستخوش تعارضات و مشکلات جدی باقی مانده است.**ایران و روابط با آمریکا: مجموعه‌ای از مناسبات پیچیده**

در تاریخ ۲۸ ژانویه ۲۰۰۲، جورج بوش پسر در یک نشست سالانه در ایالات متحده اتهامات سنگینی علیه ایران مطرح کرد. این در شرایطی بود که ایران تسهیلاتی مانند فرودگاه‌هایی در سیستان را برای استفاده آمریکایی‌ها ارائه کرده بود و در جنگ‌ها خدمات زیادی داده بود. این موضوع نشان می‌دهد که در پس‌زمینه روابط دوجانبه، موانعی جدی وجود دارد که باعث تداوم تنش‌ها می‌شود. برخی تحلیلگران اعتقاد دارند این موانع به نفوذ اسرائیل برمی‌گردد.

ایران در تعاملات خود با آمریکا سه گزینه پیش روی داشت: عادی‌سازی روابط، درگیری و وضعیت بی‌طرفی. پیش از وقوع جنگی ۱۲ روزه، ایران در تلاش بود تا با تنش‌زدایی و مذاکره به حل و فصل اختلافات بپردازد، اما در نهایت، این مذاکرات به بن‌بست رسید. همچنین در این جنگ، تعدادی از دانشمندان کشور به طرز مشکوکی ترور شدند و به نظر می‌رسد که این اقدامات نیات غیرسازنده آمریکایی‌ها و اسرائیل را محرز می‌کند.

ایران در دو دهه اخیر با آگاهی از تهدیدات، به دلیل تجارب گذشته‌اش، ورود به چرخه خشونت را اجتناب کرده و در عوض کوشش کرده است تا در صورت پیشرفت مذاکرات، به سمت عادی‌سازی روابط حرکت کند. برخلاف این تلاش‌ها، نگرانی‌های موجود درباره توطئه‌های دیگر کشورها، بویژه اسرائیل، ادامه دارد.

این مسائل در حالی روی می‌دهد که آمریکا به عنوان سمبلی از نظام سلطه شناخته می‌شود و تلاش‌ها برای برقراری صلح تا به امروز به نتیجه ملموسی نرسیده است. همچنین اشاره به بحران تاریخی نظیر ماجرای دکتر مصدق نشان دهنده دشمنی طولانی‌مدت میان دو کشور است.

ایران به رغم تمام فشارها و چالش‌های جهانی، به مبارزه‌اش ادامه می‌دهد و تلاش دارد روابطش را بهبود بخشد. لذا، عدم تحقق صلح پایدار میان تهران و واشنگتن به ساختار کنونی قدرت و نقش‌بازی‌های بین‌المللی مرتبط است. حقوق و آرمان‌های ملت ایران به مثابه یک عنصر جدی در این معادله به شمار می‌آید.**تحلیل تناقضات در اظهارات مقامات آمریکایی و وضعیت دیپلماسی ایران**

برخی مقامات آمریکایی در اظهارات خود تناقضاتی را بیان کرده‌اند. به‌طور مثال، یک روز ترامپ اعلام کرد که هدف خرید زمان بوده، در حالی که در روزهای دیگر تصریح کرد که به‌دنبال تأمین منابع انرژی یا تغییر تسلیحات خود بودند. اما هیچ یک از آنها اشاره‌ای به این نکته نکرده‌اند که در واقع هدف اصلی آنها پایان دادن به خشونت و خون‌ریزی در منطقه بوده است.

رقابت‌های سیاسی و شیطنت برخی کشورهای منطقه نظیر عربستان سعودی و اسرائیل نیز بر این شرایط تأثیرگذار است. دیپلماسی ایران در این راستا به نظر می‌رسد که به وضعیت راکد و بی‌عملی دچار شده است. این وضعیت نشان‌دهنده ضعف در تعاملات دیپلماتیک کشور است و نیاز به ابتکار عمل بیشتری داریم.

ایران در مواقع بحرانی همواره از جمله نخستین کشورهایی بوده که در دفاع از منافع مذهبی و ملی خود اقدام کرده است، اما پرسش این است که چرا در زمینه دیپلماسی با عربستان توافقی شکل نمی‌گیرد. قدرت‌های دیگر به‌ویژه ایالات متحده، گام‌هایی به سمت سود خود برمی‌دارند و نتیجه‌ای برای ایران حاصل نشده است.

**توجه به نابرابری‌ها و حساسیت مردم ایران**

پیش‌بینی آینده روابط ایران و آمریکا به نحوه مدیریت مسائل اقتصادی و اجتماعی کشور بستگی دارد. ایران در حال حاضر با چالش‌هایی چون نابرابری و مشکلات اقتصادی روبرو است. با این حال، اگر مدیریت صحیحی صورت گیرد، مردم می‌توانند به پیروزی دست یابند و ایالات متحده در موضع ضعف قرار گیرد.

لازمه حکمرانی درست، درک چالش‌ها در زمینه‌های مختلف نظیر نفت، کشاورزی و اقتصاد کشور است. نارضایتی و حساسیت مردم به نابرابری‌ها و بی‌عدالتی‌ها باید به‌عنوان اولویت در سیاست‌های حکومتی مدنظر قرار گیرد.

**چالش‌های سیاست خارجی ایران و لزوم تغییر رویکرد**

سیاست خارجی ایران ظاهراً تحت تأثیر سیستم دیوان‌سالاری و نیازهای آن است. در شرایط کنونی، همزمان با تقابل با غرب، به نظر می‌رسد که برخی کشورها نظیر چین و روسیه به‌عنوان allies استراتژیک در نظر گرفته شده‌اند، اما ایران باید مواضع خود را در تعامل با این کشورها بازبینی کند.

قدرت‌های جهانی در حال تغییرات عمده‌ای هستند و ایران باید از این تحولات بهره‌برداری کند. نقدها در زمینه وابستگی به کمک‌های خارجی، از جمله روسیه و چین، می‌تواند به‌عنوان یک زنگ خطر تلقی شود. در این راستا، سوالات جدی در مورد تأثیر این کمک‌ها بر امنیت و منافع ملی ایران مطرح است.### سرمایه‌گذاری دو کشور و چالش‌های موجود

در حالی که دو کشور به سرمایه‌گذاری مشترک پرداخته‌اند، سوالاتی در مورد نوع کمک‌هایی که باید دریافت شود، مطرح است. به عنوان مثال، درخواست‌های نظامی از روسیه، بدون نتیجه مانده و جنگنده‌ای دریافت نشده است.

علاوه بر این، نگرانی‌هایی از خودراضی بودن در روابط بین‌الملل وجود دارد. بسیاری معتقدند که انتظار داریم هرچه می‌خواهیم به ما داده شود، نوعی اشتباه است. در حالیکه کشورهای دیگر از جمله عربستان و امارات با درک واقعیت‌های موجود جهانی، توانسته‌اند در روابط خود با چین موفق عمل کنند، ما هنوز درگیر چالش‌های داخلی و سیاست‌های غیرعملی هستیم.

تحلیل‌گران هشدار می‌دهند که برای بهبود روابط با چین، باید از تاریخچه و تجربیات گذشته عبرت بگیریم. اگرچه چین خواستار ایجاد پایگاهی نظامی در ایران بود، اما این امکان فراهم نشد و اکنون نتیجه آن به بروز مشکلات منتهی شده است.

در بسیاری از موارد، نسبت به دیگر کشورها، تعاملات اقتصادی ما با چین بسیار ضعیف است. کشورهای عربی با حجم بالای تجارت خود با چین، به نحو بهتری از این روابط بهره‌برداری می‌کنند. در حالی که ما به چین فشار می‌آوریم که روابط اقتصادی‌اش با آمریکا را کنار بگذارد، این خواسته به دلیل وجود تضادهای بنیادین، بسیار دشوار به نظر می‌رسد.

سخنان اخیر نیز نشان‌دهنده‌ی این است که در مذاکرات بین‌المللی، توجه به واقعیت‌ها و اجتناب از نگرش‌های خوش‌بینانه یا بدبینانه، امری ضروری است. زمانیکه صحبت از تنظیم روابط با همسایگان می‌شود، سوالاتی درباره ضرورت تغییر دکترین و یا همکاری با نهادهایی مانند FATF مطرح می‌شود. در نهایت، تحلیل روابط با قدرت‌های جهانی نظیر روسیه و چین به عنوان پروژه‌ای دایمی و در حال تحول ضروری است تا بتوانیم در عرصه جهانی جایگاه مناسبی پیدا کنیم.در گفت‌وگویی اخیر، یکی از شخصیت‌های سیاسی به بررسی روابط خانوادگی و تفاوت‌های سیاسی خود با دو نفر از اعضای خانواده‌اش پرداخت. این مقام ضمن اشاره به برادرش، آقای محمدباقر خرازی، و شهید کمال خرازی، عموی خود، به وجود تفاوت‌های جدی در مواضع سیاسی آن‌ها اشاره کرد.

وی در این باره توضیح داد که با شهید خرازی هرگز اختلاف فکری نداشته و به عنوان شاگرد او، همواره به او ارادت خواهد ورزید. او این استاد را معلم بسیاری از دیپلمات‌های برجسته کشور دانست و بیان داشت که بسیاری از وزرای خارجه بعد از او، تحت نظر ایشان تربیت شده‌اند.

این شخصیت سیاسی همچنین با احترام به آقای محمدباقر خرازی گفت: “ایشان برادر بزرگ‌تر من هستند و نظرات‌شان در صورتی که باعث بحران اجتماعی نشود، قابل درک است.” وی افزود که اگر نظرات برادرش از دایره نظم اجتماعی خارج شود، اختلاف پیش می‌آید. در نهایت، او بر اهمیت خدمت به منافع ملی و وحدت در راستای رهبری تأکید کرد و ابراز امیدواری کرد که خداوند به همه دلسوزان کشور توفیق دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *