**تحلیل وضعیت یادداشت تفاهم ایران و آمریکا از زبان سخنگوی وزارت خارجه**
به نقل از خبرگزاری مهر، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه کشور، در مصاحبهای با سلیمان احمد، فعال فضای مجازی، به بحث در مورد وضعیت کنونی یادداشت تفاهم بین ایران و آمریکا پرداخت. وی دلایل توقف این توافق و همچنین ابعاد کارزار نظامی واشنگتن و تلآویو در منطقه را تشریح کرد. بقائی تصریح کرد که ایران هرگز پیشگام نقض هیچ تعهدی نبوده و به گفته او، ایالات متحده از ابتداییترین مراحل توافق، نقض آن را آغاز کرده است.
سخنگوی وزارت امور خارجه تصریح کرد که روند توافقات به دلیل وفاداری ناکافی آمریکا و ادامه حملات نظامی این کشور در وضعیت تعلیق قرار گرفته است. او همچنین ساختار حکومتی ایالات متحده را «پراکنده» توصیف کرد و از لابیهای فشار به عنوان مانع اصلی پایبندی به توافقات یاد کرد.
بقائی در این مصاحبه، حملات به زیرساختهای غیرنظامی ایران را جنایتی جنگی و تلاشی برای نسلکشی دانست و بر آمادگی نیروهای دفاعی کشور تأکید کرد. او همچنین خاطرنشان کرد که ملت ایران با مردم آمریکا هیچ خصومتی ندارد و بر ضرورت جلوگیری از نهادینه شدن زورگویی در نظام بینالملل تأکید کرد.
سخنگوی وزارت خارجه در ادامه به موضوع یادداشت تفاهم پرداخت و گفت که از آنجایی که آمریکا به تعهدات خود عمل نکرد، ایران نیز نمیتواند به وظایف خود ادامه دهد. به گفتهی وی، این موضوع نشاندهنده یک تعهد متقابل است و هیچکس نمیتواند انتظار داشته باشد که یکطرف به صورت یکجانبه پایبند بماند.
وی در مورد بند پنجم یادداشت تفاهم که به کشتیرانی در تنگه هرمز مرتبط میشود، گفت که متن آن کاملاً واضح و بدون ابهام است و هیچگونه اختیاری برای ایالات متحده در ایجاد مسیر مستقل در این آبراه وجود ندارد. بقائی با اشاره به روابط خوب ایران و عمان افزود که بر اساس توافق، دورهای ۳۰ روزه برای بازگشت به تردد عادی کشتیها در نظر گرفته شده بود؛ اما ایالات متحده با آغاز تجاوزات نظامی مانع از اجرای این برنامه شد.### کشتیها در تنگه هرمز مستقر شدند
در توافقهای اخیر، ایالات متحده نتوانست به تعهدات خود در خصوص تنگه هرمز پایبند باشد. مقامات ایرانی اعلام کردند که اقدامات آمریکا منجر به تغییر مسیر ناوها شده و این در حالی است که ایران تمامی تدابیر لازم را برای عبور ایمن کشتیها اتخاذ کرده بود.
متخصصان معتقدند که این رویکرد ممکن است به قصد کنترل یا نظامیسازی تنگه هرمز باشد. این در حالی است که پیشرفتهای اخیر نشان میدهد که رفتوآمد کشتیها در حال عادی شدن بود.
به گفته مقامات ایرانی، تنگه هرمز به دو کشور ایران و عمان تعلق دارد و کشتیهای نظامی آمریکا در جنگ اخیر، این آبراه را به عنوان ابزاری برای تجاوز علیه ایران استفاده کردهاند. آنان تأکید کردند که حق دارند تدابیری برای حفاظت از خود در برابر تهدیدات اتخاذ کنند و به همین دلیل، محدودههایی را برای عبور کشتیها تعیین کردند.
با آغاز حملات نظامی، عبور از این آبراه بدون ملاحظات امنیتی به یک ریسک جدی تبدیل شده بود. اقدامات ایران به عنوان راهکارهایی مسئولانه برای حفاظت از امنیت کشتیرانی عنوان شد. ایران خاطرنشان کرد که ایالات متحده در این توافق متعهد شده بود تا مدیریت آبراه را به ایران و عمان واگذار کند، اما بعداً تلاش برای کنترل آن از سوی آمریکا آغاز شد.
در ادامه، یکی دیگر از موضوعات مورد بحث، مذاکرات ایران با کشورهایی است که قبلاً به این کشور حمله کرده بودند. ایران با وجود این سوابق، با هدف تحقق صلح به گفتگو ادامه داد. این در حالی است که گفته میشود گفتگوهای موازی میان لبنان، اسرائیل و ایالات متحده در تضاد با مفاد توافقهای ذکر شده با ایران در حال انجام بوده است.
برخی مقامات آمریکایی نیز مانع از اجرای تعهدات بینالمللی خود شدهاند. ایران بر این باور است که جنگ در لبنان و ایران متأثر از یکدیگر هستند و بنابراین پایان مناقشات در لبنان را بخشی از توافقات خود قرار داده است.
ایران همچنین به هدف پایان دادن به جنگ و خونریزی در لبنان بر ادامه مذاکرات تأکید دارد و آمادگی خود را برای تشکیل سازوکاری جهت تحقق این هدف اعلام کرد.دولتها برای تشکیل “واحد کاهش تنش” (De-confliction Cell) به توافق رسیدند. این سازوکار به همکاری ایالات متحده، ایران، لبنان و دو کشور میانجی، یعنی قطر و پاکستان، وابسته است، اما هنوز تعیین نمایندگان لبنان در این ساختار ادامه دارد.
به نظر میرسد این تأخیر به دلیل اختلافات داخلی در درون دولت ایالات متحده باشد. به گفته تحلیلگران، جناحهای مختلفی در این دولت مانع از انجام تعهدات خود در چارچوب این توافقنامه میشوند. طبق اطلاعات موجود، ایالات متحده در هفتههای اخیر به صورت مکرر این تعهدات را نقض کرده است.
برخی کارشناسان اشاره کردند که فشارهای زیادی بر دولت دونالد ترامپ بعد از امضای این توافقنامه، به ویژه از سوی لابیهای حامی اسرائیل، وارد شده است. این موضوع پرسشهای جدی درباره احساسات دولت ایران زمانی که تنها چند روز بعد از تصویب توافقنامه، روندهایی در تضاد با آن شکل گرفت، به وجود میآورد.
به عقیده کارشناسان، شرایط موجود باعث میشود که دیگر نتوان ادعای وجود یک نظام حکمرانی یکپارچه و مؤثر در ایالات متحده را مطرح کرد. در واقع، به نظر میرسد منافع و نیروهای مختلفی در این دولت در تعامل و رقابت با یکدیگر هستند و این مسئله منجر به ارسال پیامهای متناقض به جامعه جهانی شده است. فقدان یک موضع واحد و منسجم از سوی آمریکا، تعامل با ساختار حکومتی پراکنده را برای منطقه و جامعه بینالمللی دشوار کرده است.
یادداشت توافق به برقراری صلح در سطح منطقه اشاره دارد، و کشورهای مانند لبنان، یمن، عراق و غزه نیز در این زمینه در نظر گرفته شدهاند. کارشناسان بر این باورند که اگر صلح در نظر است، باید به منشأ جنگها، به ویژه اسرائیل، توجه شود. به اعتقاد آنها، این رژیم به دلیل تداوم جنگ و خشونت نتوانسته است به حیات مسالمتآمیز بپردازد و همواره در حال تحریک خشونت و تروریسم در منطقه است.
درباره داراییهای مسدودشده ایران، مسائل مبهمی وجود دارد که نیازمند شفافسازی است. در ابتدا اعلام شده بود که ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای ایران آزاد میشود، اما این رقم به ۶ میلیارد و سپس به ۳ میلیارد دلار کاهش پیدا کرد. به نظر میرسد بعد از نقض توافق از سوی اسرائیل در لبنان، مسائلی پیش آمد که نیازمند بررسی بیشتری است.ایران به تازگی اقداماتی را برای آزادسازی بخشی از داراییهای مسدود شده خود انجام داده است. بررسیها نشان میدهد که توافق مورد نظر شامل دسترسی ایران به این منابع مالی بوده و قرار بود به صورت تدریجی اجرایی گردد. مذاکرات در این زمینه با میانجیگری قطر میان ایران و ایالات متحده پیش از امضای یادداشت تفاهم آغاز شده بود. بهطور خاص، ایالات متحده متعهد شده بود که در مدت اجرای این توافق، دسترسی ایران به داراییهای مسدود شدهاش را فراهم کند.
براساس این توافق، قرار بود طی ۳۰ روز ابتدایی، ۱۲ میلیارد دلار از داراییها آزاد شود؛ به این ترتیب که در مرحله اول ۶ میلیارد دلار در اختیار ایران قرار گیرد و ۶ میلیارد دلار دیگر در مرحله بعد آزاد شود. با این حال، به نظر میرسد که روند مذاکرات و اجرای توافق دچار وقفه شده است، زیرا ایالات متحده نشان داده که نمیخواهد به تعهدات خود عمل کند.
سوالی که مطرح است این است که آیا برای آزادسازی این ۶ میلیارد دلار، ایران باید اقدامی خاص انجام میداد؟ به گفته منابع آگاه، نیازی به اقدام خاصی از سوی ایران نبود و دسترسی به این داراییها باید بلافاصله پس از امضای توافق محقق میشد. با این حال، به دلیل حملات ایالات متحده، روند آزادسازی این منابع متوقف شد.
تحقیقات نشان میدهد که حملات ایالات متحده و اسرائیل به مراکز غیرنظامی در ایران، مسائلی را نیز درباره هدفگذاری این حملات و تأثیر آنها بر شهروندان عادی ایجاد کرده است. بررسیها حاکی از آن است که سیاستهای تحریمی آمریکا طی سالها بهویژه بر مردم عادی ایران تأثیر منفی داشته است. مانعتراشیها و فشارها بر روی غیرنظامیان، بهخصوص در زمینه مهاجم، یک عمل هدفمند تلقی میشود و این موضوع بر نگرش مردم ایران تأثیر گذاشته است.
از سوی دیگر، هدفگذاری زیرساختها و میراث فرهنگی بهویژه مورد توجه مردم ایران قرار گرفته است و به نظر میرسد چنین اقداماتی نه فقط نظام حاکم، بلکه کل هویت و هویت فرهنگی ایران را در معرض خطر قرار داده است. اظهارات مقامات آمریکایی مبنی بر اینکه ایران را به دوران حجر بازخواهند گرداند، بهطور واضح نشاندهنده گفتارهایی است که نشاندهنده حمله به یک ملت کامل میباشد.**تهدیدات و تبعات جنگ: نگاه جدیدی به منازعه ایران و ایالات متحده**
به تازگی، اظهارات جنجالی درباره تهدیداتی که به ملتها میشود، توجهات را به خود جلب کرده است. تهدید به بازگشت ملتها به دوران نخستین، به نوعی اعتراف به وجود نیتی برای ارتکاب نسلکشی به شمار میآید. نسلکشی به عنوان یک جنایت سنگین، همواره مورد نگرانی جامعه جهانی بوده و این مسأله فقط بُعد اخلاقی ندارد، بلکه جنبههای قانونی نیز دارد.
با نگاهی به تاریخ این جنگ، میتوان نتیجه گرفت که اساساً شروع آن غیرقانونی بوده و هیچ دلیلی برای توجیه آن وجود ندارد. این جنگ به وضوح حقوق بینالملل را نقض کرده و اقداماتی که در طی آن صورت گرفته، جزو جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت محسوب میشود.
در ادامه، تهدید به هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی ایران، در سخنان دونالد ترامپ مشهود است. واکنش مقامهای ایرانی به این تهدیدات، تأکید بر حق دفاع از خود و عدم تمایل به نسلکشی است. ایران اعلام کرده که هرگز دشمنان خود را تهدید به حمله به زیرساختهای غیرنظامی نکرده و تنها به پایگاههای نظامی واکنش نشان داده است.
تفاوتهای اندیشهای و رفتاری میان دو طرف به وضوح مشهود است. ایران به عنوان کشوری با تمدن کهن، بر اساس اصول اخلاقی رفتار کرده، در حالی که طرف مقابل به نظر میرسد رویکردی مبتنی بر احساس برتری و تفکرات نژادپرستانه دارد. این واگرایی در تفکر، الهامبخش کشورهاست تا از وضعیت کنونی درس بگیرند.
پرسشهای مهمی درباره عواقب این منازعه و تأثیر آن بر جامعه جهانی مطرح است. آیا واقعاً میخواهیم دنیا به سمت زورگویی در روابط بینالملل حرکت کند؟ آیا هدف سازمان ملل پس از دو جنگ جهانی، ایجاد جهانی بر پایه صلح و قانون نبود؟ این سوالات فراتر از ایران و منطقه است و بر کل جامعه جهانی تاثیر خواهد گذاشت.
جنگ علیه ایران تنها محدود به کشور ما نیست، بلکه تبعات آن بر کل جهان سایه میافکند. از منظر فلسفی و اقتصادی، نتایج این منازعه میتواند شرایط را برای دنیا دشوارتر کند. بنابراین، بایسته است که افکار عمومی نسبت به اتفاقات منطقه و عواقب جهانی آن بیندیشند.
در نهایت، در گفتگوهای شفاف میان ایران و ایالات متحده و اسرائیل، ایران همواره آمادگی خود را برای مذاکره اعلام کرده، هرچند که نگرانیهایی بابت پایبندی طرف مقابل به توافقات وجود دارد. این موضوع نشاندهنده اراده ایران برای دیپلماسی و گفتگو در شرایط تنشزا است.**مذاکرات هستهای ایران: تأکید بر پایبندی به توافق و عدم اعتماد به آمریکا**
ایران اعلام کرده است که هرگز میز مذاکرات هستهای را ترک نکرده و همواره به نیت و منافع ملی خود پایبند بوده است. در سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵، مذاکرات برای توافق هستهای (برجام) با حسن نیت انجام شد و ایران به تمامی تعهدات خود عمل کرد. اما ایالات متحده به طور یکجانبه از این توافق خارج شد.
به گفته مقامهای ایرانی، کشورشان تا مه ۲۰۱۹ به تمامی تعهدات خود ادامه داد و تنها پس از یک سال از خروج ایالات متحده تصمیم به کاهش برخی از تعهدات گرفت؛ اما هیچگاه اعلام نکرد که از برجام خارج میشود. آنها تأکید کردند که همچنان به حقوق پیشبینیشده در توافق پایبندند.
پس از ورود بایدن به کاخ سفید، مقامات ایرانی تلاش کردند تا تعهدات مشترک را مجدداً احیا کنند، اما به دلیل عدم جدیت طرف آمریکایی، مذاکرات متوقف شد. ایران همچنین بر این باور است که بیاعتمادی به ایالات متحده نه فقط احساسی بلکه واقعیتی ملموس است.
این روند مذاکرات ادامه یافت و ایران به همراه میانجیگری پاکستان و قطر، یادداشت تفاهمی را امضا کرد. با این حال، تصمیم ایالات متحده برای عدم پایبندی به این توافق تنها بیست و دو روز پس از امضا، عملاً تعجبآور تلقی میشود.
در ادامه، به بحث درباره برداشتها و معضلات اجتماعی و سیاسی پرداخته شد. نظراتی در مورد رادیکالیسم در حکومت ایران مطرح شد و تأکید شد که مردم خواهان انتقام از شهادت رهبر خود هستند در حالی که دولت به دنبال مذاکره و تلاش برای دیپلماسی است.
در نهایت، نیروی مسلح ایران نیز اعلام کرده است که برای هر سناریویی آماده است و بر این باور است که این روایت که جمهوری اسلامی یک حکومت دیکتاتوری است و مردم آن متعصباند، کذب است. تظاهر میلیونی ایرانیان برای ادای احترام به رهبر شهید خود نشاندهنده ارتباط عمیق میان مردم و نظام جمهوری اسلامی است.**حمایت مردم از نظام و تقاضای عدالت در ایران**
مردم ایران بهطور گسترده از نظام و دولت خود پشتیبانی میکنند و خشم و نارضایتی خود را نسبت به جنایات اخیر ابراز کردند. رهبر معظم انقلاب اسلامی تنها یک شخصیت سیاسی نبوده، بلکه یک رهبر دینی با محبوبیت و احترام بالایی در داخل و خارج از کشور به شمار میرود. به همین دلیل، طبیعی است که مردم خواهان اجرای عدالت باشند. بحث عدالت بهعنوان یک اصل پذیرفتهشده در حقوق بینالملل، مستلزم حمایت همه کشورها از مبارزه با مصونیت از مجازات است.
در این راستا، دولت نیازمند پیگیری عدالت است و از ظرفیتهای نظام حقوقی بینالمللی برای مستندسازی جنایات ایالات متحده و اسرائیل بهرهبرداری میکند. با این وجود، بیاعتمادی مردم به آمریکا در حال حاضر در بالاترین سطح خود قرار دارد. با این حال، دولت از حمایت مردمی در مسیر دیپلماسی برخوردار است.
ایرانیان همواره خواستار جنگ نبودهاند و خود را صرفاً در حالت دفاع قرار دادهاند. جنگ فعلی به مردم ایران تحمیل شده و دیپلماسی را ابزاری برای دستیابی به صلح میدانند. در عین حال، این کشور برای دفاع از خود نسبت به هر تهدیدی آماده است و نیروهای مسلح توان دفاعی خود را برای سناریوهای مختلف حفظ کردهاند.
**برقراری تعادل در مذاکرات**
در شرایطی که مذاکرات دیپلماتیک در حال انجام است و نگرانیهایی مبنی بر احتمال تشدید تنشها وجود دارد، سوالاتی نیز پیرامون چگونگی حفظ تعادل میان مذاکرات و واقعیت جنگ مطرح میشود. چالش اصلی مذاکرات با کشورهایی مانند آمریکا، عدم پایبندی این کشور به تعهداتش است. ایران دو بار تجربه تلخ خیانت به دیپلماسی و اقدام نظامی در حین مذاکرات را در سال گذشته داشته و به همین دلیل، در تنظیم اسناد تفاهم دقت زیادی به کار رفته است.
توافقنامههای تصویبشده بهگونهای تنظیم شدهاند که امکان سوءبرداشت از آنها وجود نداشته باشد و اصل «تعهد در برابر تعهد» در اجرای آنها مد نظر قرار گرفته است. اگر طرف مقابل به تعهدات خود عمل نکند، ایران نیز حق اقدام متقابل را خواهد داشت.
**پیام به مردم آمریکا**
در حالی که بسیاری از آمریکاییها از جنگ با ایران اعلام نارضایتی کردهاند و معتقدند که دولتشان بر خلاف منافع آنها عمل میکند، این موضوع توجهات زیادی را جلب کرده است. پیام به مردم آمریکا این است که آنها میتوانند در برقراری صلح و همکاری موثر باشند.**بیانیهای درباره روابط ایران و آمریکا**
یک کارشناس حقوقی که چهار سال در ایالات متحده و بهعنوان نماینده جمهوری اسلامی ایران در نیویورک فعالیت داشته است، تأکید کرد که ملت ایران هیچ دشمنی با مردم آمریکا ندارد. وی ضمن اشاره به مخالفت مردم آمریکا با جنگها و مداخلات دولتی کشورشان، بر لزوم مسئولیتپذیری شهروندان در مهار دولتهای خود تأکید کرد.
این کارشناس خاطرنشان کرد که دولت آمریکا از مالیاتهایی که شهروندان برای تأمین معیشت خود پرداخت میکنند، بهرهبرداری میکند و این منابع را برای اقدامات نظامی علیه ایران و آسیب رساندن به شهروندان ایرانی صرف میکند. او یادآور شد که جنایتهایی نظیر آنچه در میناب و لامرد رخ داده، نشاندهنده وخامت اوضاع است.
به عقیده این کارشناس، تمامی شهروندان، بهویژه در ایالات متحده، باید واقعیتهای مربوط به اتفاقات جاری در منطقه را بهخوبی درک کنند و افزود که جنگ تحمیلی بر ملت ایران و منطقه، ناعادلانه و بدون توجیه است و از سوی دولت ایالات متحده اقدامی تجاوزکارانه به شمار میرود.












