**فشار خون بالا و نقش فستینگ در کنترل آن: یک امید و احتیاط جدی**
به گزارش خبرگزاریها، فشار خون بالا به عنوان یک معضل جهانی، بیش از یک میلیارد نفر را تحت تأثیر خود قرار داده و از عوامل اصلی بروز بیماریهای قلبی، سکته مغزی و نارسایی کلیوی محسوب میشود. این عارضه بهدلیل عدم وجود علائم واضح، ممکن است سالها در بدن افراد بدون تشخیص باقی بماند.
متخصصان پزشکی، بهویژه برای مبتلایان به فشار خون بالا، نکاتی چون محدود کردن مصرف نمک، حفظ وزن ایدهآل، انجام ورزش منظم و استفاده از داروهای تجویز شده را توصیه میکنند. در این میان، سدیم موجود در نمک میتواند به احتباس آب در بدن و در نتیجه افزایش فشار خون کمک کند.
با این حال، محققان از آزمایشگاه «پانتوکس» بر این باورند که فقط نمک نمیتواند فشار خون را کنترل کند و عواملی چون هورمونها، عملکرد کلیهها و نوع رژیم غذایی نیز در تنظیم فشار خون نقش دارند. یکی از این هورمونها انسولین است که پس از مصرف غذا، کمک به انتقال گلوکز به سلولها میکند.
افرادی که بهطور مکرر سطح بالای انسولین دارند، بهخصوص مبتلایان به مقاومت به انسولین، ممکن است دچار مشکلاتی فراتر از اختلال قند خون شوند. انسولین میتواند بر عملکرد کلیهها و نحوه متابولیسم سدیم تأثیر بگذارد، تمامی این عوامل بر فشار خون تأثیرگذارند.
در تحقیقات اخیر، نشان داده شده است که فستینگ ممکن است برخی از این فرایندها را مختل کند. در طول دوره فستینگ، سطح انسولین به طور معمول کاهش مییابد. تحقیقات قبلی نیز کاهش فشار خون قابل توجهی را در برنامههای فستینگ اعلام کردهاند که در برخی از آنها افراد ابتدا فقط آب و سپس رژیم غذایی متکی بر غذاهای گیاهی و کمنمک مصرف کردهاند.
برخی افراد در این برنامهها به بهبودهای قابل توجهی دست یافتند و بعد از ادامه یک رژیم سالمتر، فشار خون پایینتری را تجربه کردند. این یافتهها توجه پژوهشگران را به فستینگ بهعنوان روشی احتمالی برای مدیریت فشار خون جلب کرده است.
با این وجود، نمیتوان بهطور قطع گفت که میزان بهبودی فشار خون ناشی از فستینگ بوده است؛ زیرا عوامل دیگری چون کاهش وزن، کاهش مصرف سدیم و بهبود کیفیت رژیم غذایی نیز میتوانند در این امر مؤثر باشند.
محققان هشدار میدهند که فستینگ ممکن است بهعنوان روشی اثبات شده برای معکوس کردن فشار خون بالا تلقی نشود و مدیریت طولانیمدت فشار خون برای بیشتر مبتلایان ضروری است.
همچنین، پژوهشگران در تلاشاند تا روشهایی با شدت کمتر پیشنهاد دهند. یکی از این گزینهها، فستینگ اصلاحشده با حفظ مقداری پروتئین است که مقداری پروتئین در اختیار بدن قرار میدهد و در عین حال دیگر منابع انرژی را بهشدت محدود میکند. هدف این رویکرد، ایجاد تأثیرات متابولیک فستینگ بدون کاهش توده عضلانی است.
فستینگ همچنین در پژوهشهای مرتبط با چاقی و دیابت نوع ۲ مورد بررسی قرار گرفته است، چرا که دورههای بدون غذا ممکن است سطح انسولین را تغییر دهند. با این حال، نتایج یک پژوهش نمیتواند بهطور کلی به دیگر بیماریها تعمیم داده شود.افرادی که از داروهای مربوط به فشار خون یا دیابت استفاده میکنند، باید در زمان فستینگ دقت بیشتری به خرج دهند. این نوع تغذیه میتواند تأثیرات قابلتوجهی بر فشار خون، قند خون و تعادل مایعات بدن داشته باشد؛ به گونهای که ممکن است دوز معمول دارو به صورت غیرضروری تقویت شده یا برای بیمار نامناسب شود.
زنان باردار، مادران شیرده، کودکان، کسانی که با اختلالات خوردن مواجه هستند و بیماران مبتلا به برخی بیماریهای مزمن نیز باید از فستینگ دوری کنند. هر فردی که تمایل به انجام فستینگ طولانیمدت یا بسیار محدود دارد، باید ابتدا با یک متخصص بهداشت معتبر مشورت کند.
تحقیقات انجام شده توسط آزمایشگاه «پانتوکس» به نظریههای زیستی پیشین در زمینه فستینگ استناد میکند، اما نمیتواند فستینگ را به عنوان درمانی استاندارد برای فشار خون بالا معرفی کند. این مسأله نیازمند مطالعات دقیقتر و تحت کنترل است که فستینگ را در مقایسه با سایر روشهای درمانی بررسی کنند.
تحقیقات آینده باید مشخص کنند که چه میزان از اثرات مشاهده شده ناشی از خود فستینگ است و چه مقدار به دلیل کاهش وزن، کاهش مصرف نمک یا انتخاب مواد غذایی سالمتر. همچنین باید بررسی شود که آیا این فواید در طول زمان پایدار خواهند ماند و آیا فستینگ میتواند احتمال بروز مشکلات قلبی، سکته مغزی و عوارض دیگر را کاهش دهد یا فقط تأثیر آن بر فشار خون است.
در حال حاضر، روشهای موثق و اثباتشده هنوز به عنوان راهکارهای اصلی برای کنترل فشار خون بالا مورد استفاده قرار میگیرند. این روشها شامل کاهش مصرف سدیم، رژیم غذایی متوازن، انجام ورزش منظم، حفظ وزن سالم، ترک سیگار و استفاده از دارو در صورت تجویز پزشک هستند.
بر اساس گزارشی از وبسایت نوریج، فستینگ ممکن است در آینده به گزینهای مناسب برای برخی بیماران تبدیل شود، البته تحت نظر متخصصان. اما سؤال کلیدی این نیست که آیا امتناع از غذا برای مدتی میتواند درمانی مؤثر باشد، بلکه این است که آیا تنظیم دقیق زمان و نوع خوراکیها میتواند در درازمدت و به شکلی ایمن، کارکردهای بیولوژیکی تنظیمکننده فشار خون را تقویت کند یا خیر.







