**کشف اجساد یک خانواده در تهران: جنایتی خانوادگی با ابعاد هولناک**
به گزارش خبرآنلاین، بازپرس رحیم دشتبان در مورد یک پرونده جنایی اخیر از کشف اجساد یک زوج جوان و پسر ۱۱ سالهشان در تهران خبر داد. این حادثه در شهریور ۱۳۹۶ رخ داد و پس از دریافت گزارش از کلانتری ۱۲۴ قلهک، گروه تحقیق به محل اعزام و در یک ساختمان ششطبقه واقع در خیابان یخچال به بررسی پرداختند. در طبقه دوم خانه، جسد پسر بچه در دستشویی و اجساد والدینش در اتاق خواب پیدا شد.
بررسیهای اولیه نشان داد تمامی اعضای خانواده با ضربات چاقو به قتل رسیدهاند و علت مرگ نیز ضربات وارده به گردن بوده است. مشخصات صحنه جرم حاکی از این بود که با یک جنایت خانوادگی مواجه هستیم، اما تحقیقات درباره هویت قاتل همچنان ادامه داشت.
خواهر مینو، همسر پژمان، به دلیل عدم پاسخگویی آنها به تماسها، به خانه آنها رفت و پس از دیدن آثار خون و صدور گاز زنگ خطر، در را باز کرد و با صحنه دلخراشی مواجه شد. نکته جالب این است که در ورودی خانه قفل بوده و دوربینهای مداربسته نیز ورود فرد غریبهای را ثبت نکرده بودند. زمان تقریبی مرگ قربانیان بین ساعات ۱۰ تا ۱۱ صبح تخمین زده شد.
تحقیقات نشان داد که پدر و مادر پژمان از کرمان به تهران آمده بودند تا فرزندشان را ملاقات کنند و سوغاتیهایی از کرمان در خانه یافت شد. از سوی دیگر، مسئولان متوجه شدند که پژمان خود باید آنها را از فرودگاه دریافت میکرد. در این میان، آثار خون روی خودروی پژمان و در صندوق عقب آن، به سمت راهپلهها ادامه داشت که نشاندهنده احتمال دست داشتن او در قتلها بود.
تیم تحقیق به جستجو در محل کار پژمان پرداخت و پس از چند ساعت، دو جسد دیگر، که پدر 68 ساله و مادر 60 ساله وی بودند، در دفتر کارشان کشف شد. هر دو نیز به همان شیوه قربانیان دیگر کشته شده بودند. بازجویی از دوربینهای مداربسته نشان داد که پژمان با خودروی خود به محل کارش رفته و در این میان پرده از بخشهای مهمی از معما برداشته شد.
تحقیقات همچنان ادامه دارد تا علت اصلی وقوع این جنایت هولناک و انگیزههای پشت آن مشخص شود.### قتل خانوادگی تلخ در یک خانواده
در یک حادثه تلخ، پژمان، مردی ۴۰ ساله و مهندس معماری، به طور مرموزی خانوادهاش را از بین برد و خود نیز جان خود را گرفت. تحقیقات نشان میدهند که او روز حادثه ابتدا برای مدتی کوتاه با پدرش به شرکت رفت و سپس پس از تغییر لباسهای خونآلودش، برای دیدار با مادرش به دفتر مراجعه کرد. شواهد حاکی است که در ابتدا پدرش را کشته و سپس به قتل سایر اعضای خانوادهاش، شامل همسر و پسر ۱۱ سالهاش، دست زده است.
کارآگاهان در صحنه قتل موفق به یافتن هیچ یادداشتی نشدند و تا مدتی انگیزه این جنایت ناگوار برایشان مبهم بود. بیتردید، یک مهندس موفق با زندگی مرفه نمیتواند به راحتی به چنین اقداماتی دست بزند، و این سوال مطرح شد که چه عواملی ممکن است او را به این کار سوق داده باشد.
ادامه تحقیقات به کشف پیامی در تلفن همراه پژمان منجر شد که تصویر روشنی از وضعیت او ارائه داد. در این پیام، پژمان با نگرانی از بدهیهای سنگینش، از بستگانش خواسته بود که پس از مرگش خانوادهاش با مشکل مالی مواجه نشوند. به نظر میرسد این نگرانی او را به ارتکاب این قتلها واداشته بود.
این پرونده سوالات زیادی را به همراه دارد؛ آیا کسی میتواند به جای دیگری برای زندگی یا مرگ او تصمیم بگیرد؟ پژمان فکر میکرد که با پایان دادن به زندگیاش، خانوادهاش را از مشکلات مالی نجات میدهد، اما در واقع او زندگیهای آنها را به طور کامل نابود کرد.
نتیجه این جنایت، پنج قربانی شامل پدر، مادر، همسر و پسرش و نهایتاً خود پژمان بود. اکنون تنها یادگار از این خانواده، خانهای خالی و پیامی است که راز این قتل عام خانوادگی را فاش کرده است.












