به گزارش خبرآنلاین، مهدی زارع، استاد پژوهشکده بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله، به بررسی ارتباط وقوع زلزله طبس در ۲۵ شهریور ۱۳۵۷ و تشدید تنشهای سیاسی در آخرین ماههای حکومت پهلوی پرداخت. این زلزله تنها یک هفته پس از «جمعه سیاه» و در شرایط حکومت نظامی رخ داد، زمانی که تنشها میان واکنشهای اضطراری دولت و اعتراضهای مخالفان به اوج خود رسیده بود.
زارع افزود که سفر شاه به طبس در این شرایط بحرانی صورت گرفت، شرایطی که موجب بروز چالشهای جدی برای واکنش به زلزله شد. حکومت پهلوی تحت فشارهای سیاسی و محدودیتهای اداری قرار داشت.
او همچنین به تلاشهای ارتش و دولت برای امدادرسانی اشاره کرد و گفت که با ایجاد پل هوایی، نیروهای هوایی، بالگردها و سایر منابع برای کمک به منطقههای آسیبدیده بسیج شدند. بیمارستانهای صحرایی، تیمهای درمانی و مواد غذایی نیز به منطقه ارسال شد. بهعلاوه، «جمعیت شیر و خورشید سرخ» به ارائه خدمات درمانی و مدیریت امور اضطراری پرداخت.
زارع ضمن تأکید بر مشکلاتی که در هماهنگی بین نهادهای نظامی و غیرنظامی وجود داشت، خاطرنشان کرد که بهرغم تلاشهای انجامشده، این تلاشها نتوانست بهطور کامل ضعفها و بحرانها را مدیریت کند.
وی به ابعاد انسانی فاجعه زلزله اشاره کرد و گفت که با از بین رفتن ۸۵ درصد از جمعیت طبس، نیروهای امدادی محلی نیز به شدت آسیب دیدند. در این میان، بیاعتمادی میان مردم و نهادهای رسمی افزایش یافته بود و بسیاری از شهروندان کمکهای خود را از طریق روحانیون مخالف حکومت ارسال میکردند.
گروههای چپگرا نیز با استفاده از این فرصت، وارد میدان امدادرسانی شدند. این گروهها از جمله سازمان چریکهای فدایی خلق و حزب توده، به فعالیتهای فوری برای نجات و جستوجوی مفقودین پرداختند و تلاش کردند ناکامیهای حکومت را بهویژه در این شرایط بحرانی به نمایش بگذارند.
فعالان چپگرا به همراه دانشجویان مستقل، کاروانهای امدادی را از سراسر ایران به سوی طبس روانه کردند و در آواربرداری و امدادرسانی به آسیبدیدگان مشارکت کردند، به این ترتیب نقاط ضعف ناشی از تأخیر در حضور نیروهای نظامی را جبران کردند.در پی زلزله طبس، خودگردانی برای توزیع مستقیم مواد غذایی، پتو، چادر و اقلام پزشکی میان خانوادههای آواره به وجود آمد تا از انحراف منابع به مسیرهای رسمی دولتی جلوگیری شود.
### تغییر شکل امدادرسانی به عرصه سیاسی
مهدی زارع، محقق و کارشناس تاریخ معاصر، به بررسی سیاسیشدن امدادرسانی پس از زلزله طبس پرداخته و میگوید که این فرایند با افشای ناکارآمدیهای رژیم پهلوی پیوند خورده است. گروههای چپگرا از فرصت استفاده کرده و عملیات جستوجو و نجات را ابزاری برای نقد ناکامیهای حکومت محمدرضا شاه قرار دادند. آنها با استفاده از شبنامهها و اعلامیههای زیرزمینی فرماندهان نظامی را متهم کردند که به جای واکنش سریع به مناطق روستایی، گروههای نظامی را در پیروی از حکومت نظامی قرار دادهاند.
زارع افزود، در حالی که رسانههای دولتی بر عملیات نجات هوایی و بازدیدهای سلطنتی تأکید میکردند، گروههای مارکسیست به مستند کردن کمبود ماشینآلات و تأخیر در انتقال مجروحان پرداختند و این مسئله را بهانهای برای نشان دادن بیتفاوتی نظام به جان مردم قرار دادند.
### نقش روحانیت در امدادرسانی
زارع همچنین به نقش شبکههای مذهبی و روحانیت در کمک به زلزلهزدگان اشاره کرد. به گفته او، گروههای اسلامی از ظرفیت مساجد و کمکهای مالی تجار برای سازماندهی مراکز امدادی بهرهبرداری کردند. علیرغم تفاوتهای ایدئولوژیک، هم نیروهای مذهبی و هم چپگراها با هدف ناتوانی دولت شاه به کارهای امدادی روی آوردند.
وی افزود، اگرچه نیروهای امنیتی در روزهای پس از زلزله تحت فشار بودند، اما نظارت بر اردوگاههای امدادی را ادامه داده و گاهی به مختل کردن آنها پرداختند. این نگرانی از آنجا ناشی میشد که این ایستگاهها میتوانستند به مکانهایی برای تبلیغات ضد رژیم تبدیل شوند.
زارع بیان کرد: در پاییز 1357، گروههای انقلابی به مناطق روستایی رفتند تا بازماندگان را نجات دهند و از کمبودهای امدادی علیه دولت شاه استفاده کردند.
### زلزله طبس و حکمرانی موازی
او خاطرنشان کرد که واکنش روحانیت یکی از جنبههای کلیدی سیاسی زلزله طبس بود. پس از این زلزله که تنها یک هفته پس از جمعه سیاه و در شرایط حکومت نظامی رخ داد، نیروهای مذهبی قدرت تشکیلاتی خود را به نمایش گذاشتند. دولت در تأمین تدارکات با مشکل مواجه شده بود، اما روحانیون از شبکه مساجد و حوزههای علمیه استفاده کرده و در عرض 24 تا 48 ساعت کمکهای زیادی جمعآوری کردند.
برخی از روحانیون برجسته مانند آیتالله محمد بهشتی و محمد صدوقی مستقیماً به مناطق زلزلهزده رفتند و ستادهای امدادی مستقل را هدایت کردند. یکی از گزارشهای ساواک به کمکهای مالی حسینیه ارشاد اشاره میکرد و پیشنهاد اختصاص یکی از روستاهای آسیبدیده به این حسینیه برای بازسازی آن مطرح شده بود.
به تعبیری، زلزله طبس فرصتی برای تقویت و گسترش حکمرانی موازی به دست آورد و به عرصهای برای نشان دادن قدرت و تشکیلات روحانیت تبدیل شد.### ارسال کمکهای غیررسمی از شهرهای مختلف ایران به مناطق زلزلهزده
در پی زلزله ویرانگر، شهرهایی از جمله یزد، مشهد، تهران و قم به سرعت گروههایی را به منطقه اعزام کردند. این تلاشها بهطور عمدی مستقل از ارتش و جمعیت رسمی شیر و خورشید سرخ انجام شد تا از بوروکراسی دولتی اجتناب شود.
#### نقش داوطلبان مذهبی در عملیات امدادرسانی
مهدی زارع، جامعهشناس، به نقش اساسی داوطلبان مذهبی در این بحران اشاره میکند و میگوید که روحانیون حامی امام خمینی، جوانان مذهبی و دانشجویان را در قالب تیمهای جستوجو و نجات بسیج کردند. در شرایطی که ماشینآلات سنگین کمبود داشت، این داوطلبان با دستان خالی آوارها را جستوجو کرده تا اجساد و افراد زنده را بیابند.
زارع توضیح میدهد که برخلاف دفنهای شتابزدهای که در شرایط اضطراری انجام میشد و آسیبهای روانی به جامعه وارد میکرد، روحانیت بر اجرای آیینهای سنتی تدفین اسلامی تأکید داشت.
زمانی که محمدرضا پهلوی برای بازدید به طبس آمده بود، او با سردی و دشمنی آشکار از سوی بازماندگان و امدادگران مذهبی مواجه شد. زارع تاکید میکند که امدادگران در صورت امکان، غسل، کفن و نماز را برای متوفیان بهطور انفرادی ترتیب میدادند که این اقدام به تسکین آلام مالی و روانی خانوادهها کمک میکرد و اعتماد جامعه را جلب مینمود.
#### واکنش امام خمینی و تأثیرات سیاسی زلزله
امام خمینی که در آن زمان در نجف در تبعید بهسر میبرد، با ابراز همدردی با قربانیان، رژیم شاه را به بیتوجهی و فساد در مدیریت بحران متهم کرد و از مردم خواست کمکهای خود را از طریق روحانیون مورد اعتماد ارسال کنند.
زارع در جمعبندی خود میگوید که زلزله طبس در سال 1357، نمایشی عملی از “حکمرانی موازی” یا سایه برای روحانیت و طرفداران امام خمینی بود. او تصریح میکند که این شبکه با ارائه خدمات مؤثر در جستوجو و نجات، و همچنین حمایت معنوی و مادی، اعتبار خود را تقویت کرد و توانمندیهای لازم را برای تسهیل انتقال قدرت در انقلاب 1357 ایران فراهم آورد.












