### کاهش مصرف غذاهای فوق فرآوری شده و تأثیر آن بر افسردگی
به نقل از خبرآنلاین، محققان به بررسی ارتباط بین کاهش مصرف غذاهای فوق فرآوری شده و کاهش علائم افسردگی پرداختهاند. این تحقیق نشان میدهد که تغییر عادات غذایی میتواند تأثیر مثبتی بر وضعیت روانی افراد مبتلا به افسردگی داشته باشد.
ایسنا به نقل از گزارشهای اولیه، اعلام کرد که گروهی از افراد مبتلا به افسردگی، در مدت یک دوره چهار هفتهای که تحت یک رژیم غذایی کمچرب از غذاهای فرآوری شده قرار گرفتند، علائم به مراتب کمتری نسبت به دورهای که به طور معمول غذا میخوردند، تجربه کردند.
این مطالعه زیر نظر نیاشا چاگودرا، محقق روانپزشکی دانشگاه کالیفرنیا سانفرانسیسکو، انجام شد و ۲۰ بزرگسال که به مقدار زیاد از غذاهای فوق فرآوری شده بهره میبردند، وارد آن شدند. میانگین سنی این افراد حدود ۴۴ سال بود و بهطور متوسط ۱۳ سال با افسردگی دست و پنجه نرم کرده بودند.
شرکتکنندگان به صورت تصادفی به یکی از دو رژیم غذایی تقسیم شدند؛ یک گروه رژیم معمول را ادامه دادند و گروه دیگر مصرف غذاهای فوق فرآوری شده را کاهش دادند. پس از چهار هفته، این دو گروه رژیمهای غذایی خود را عوض کردند. تمامی شرکتکنندگان در طول مدت تحقیق، داروهای خود را بدون تغییر مصرف کردند.
نتایج نشان داد که ۱۹ نفر از شرکتکنندگان این آزمایش را به پایان رساندند و میانگین نمرات آنها در پرسشنامهای که میزان مصرف غذاهای فوق فرآوری شده را ارزیابی میکرد، از ۱۰.۱۰ در آغاز به ۱.۴۲ کاهش یافت.
در ارزیابیهای انجامشده، نمرات افسردگی در طول دوره رژیم غذایی کمچرب به طور معناداری پایینتر از دوره رژیم معمول بود. بهعنوان مثال، میانگین نمرات آزمون PHQ-۹ در دوره رژیم معمول ۸.۶۸ بود، در حالی که این نمره در رژیم کمچرب به ۵.۵۳ رسید.
پژوهشگران همچنین متوجه شدند که تغذیه بهتر میتواند به کاهش میزان قند، چربی و کالری مصرفی افراد کمک کند و علاوه بر آن، افزودنیها و آلایندههای مرتبط با فرآوری هم میتوانند در ایجاد مشکلات روحی مؤثر باشند.
چاگودرا تأکید کرد که کاهش مصرف غذاهای فوق فرآوری شده میتواند چالشبرانگیز باشد، اما مزایای آن بهخصوص در بهبود علائم افسردگی قابل توجه است. نتایج این تحقیق میتواند زمینهساز مطالعات بزرگتری در این حوزه باشد و اهمیت این تغییرات را در بهبود وضعیت روانی افراد نشان دهد.یک مطالعه جدید که در مجله JAMA Psychiatry منتشر شده است، به بررسی تأثیر رژیمهای غذایی بر وضعیت روانی افراد پرداخته است. این پژوهش به دلیل طراحی کوچک و دوسوکور خود محدودیتهایی دارد. شرکتکنندگان از نوع رژیم غذایی خود آگاه بودند که ممکن است بر نتایج تأثیر بگذارد. همچنین، گزارشدهی خود از مصرف غذا، عاری از معیارهای عینی برای شناسایی غذاهای فوقفرآوری شده بود.
تمامی شرکتکنندگان دارای اضافهوزن و حداقل یک ناهنجاری متابولیکی گزارششده بودند؛ به همین دلیل، نتیجهگیریهای این مطالعه ممکن است برای سایر افراد مبتلا به افسردگی عمومی مناسب نباشد.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی امکانسنجی و پذیرش روشها بود و معیارهای افسردگی و اضطراب بهصورت اکتشافی ارزیابی شدند. نویسندگان این یافتهها را بهعنوان فرضیههایی جدید توصیف کردهاند. در نهایت، محققان تأکید کردند که باید مطالعات وسیعتری انجام شود که در آن از معیارهای عینی برای ارزیابی مصرف غذاهای فوقفرآوری شده استفاده شود و مکانیسمهای پشت این نتایج بیشتر بررسی گردد.











