تماس با ما

مشارکت عمومی در جبهه نبرد؛ مسئولیت‌پذیری شهروندان، اقداماتی انقلابی – خبرگزاری مهر | تازه‌ترین اخبار ایران و جهان

مشارکت عمومی در جبهه نبرد؛ مسئولیت‌پذیری شهروندان، اقداماتی انقلابی – خبرگزاری مهر | تازه‌ترین اخبار ایران و جهان

**بررسی دیدگاه‌های اجتماعی در علوم اجتماعی: نقش مسئولیت‌پذیری**

زینب تختی، پژوهشگر گروه مطالعات اسلامی زنان و دانشجوی جامعه‌شناسی حقوق خانواده در دانشگاه باقر العلوم، به تبیین راه‌های اصلی فهم پدیده‌های اجتماعی پرداخته است. وی می‌گوید که اندیشه‌های اجتماعی را می‌توان در سه پارادایم اصلی تقسیم‌بندی کرد. اولین رویکرد، پارادایم پوزیتویستی-کارکردگرایانه است که در آن، مسئولیت‌پذیری به عنوان نتیجه نظم ساختاری تعریف می‌شود که رفتار افراد را در چارچوب‌های مشخص هدایت می‌کند. در این نگاه، کنش اجتماعی در جنگ به عنوان بازتولید کارکردهای اجتماعی توصیف می‌شود.

وی ادامه می‌دهد که در این پارادایم، افراد به عنوان عناصر منفعل سیستم اجتماعی محسوب می‌شوند، در حالی که پس از شهادت رهبر انقلاب، کنش مردم ناشی از یک ایمان درونی و پذیرش نقش‌های جدید بود که می‌توانست در صورت عدم همکاری، مسیری متفاوت را اتخاذ کند.

این رویکرد به دقت به تقسیم کار بین مردم و نیروهای مسلح که در جمله «میدان با تو خیابان با ما» تجلی یافته، اشاره می‌کند. نظم اجتماعی را می‌توان به دو نوع مکانیکی و ارگانیکی تقسیم کرد. اگر انسجام اجتماعی را مکانیکی بدانیم، تنوع فرهنگی در جامعه را نمی‌توان تبیین کرد، و در غیر این صورت، وجدان جمعی حول محور ولایت به شکل مشخصی قابل ترسیم نخواهد بود.

تختی همچنین به پارادایم تفهّمی اشاره می‌کند که به تحلیلات فردی در شرایط اجتماعی توجه دارد. مسئولیت‌پذیری در این چارچوب ریشه در معنای مشترک فرهنگ دارد. وجه دیگر این بحث، پارادایم انتقادی است که فراتر از صرف تفسیر به نقد جامعه می‌پردازد. این دیدگاه، جامعه را به عنوان میدانی برای مبارزه تلقی می‌کند و مسئولیت‌پذیری را یک تعهد رهایی‌بخش می‌داند.

تختی در ادامه اشاره می‌کند که نظریه‌پردازان مدرن نیز برای فهم واقعیت‌های ایران با چالش‌هایی بی‌نظیر مواجه‌اند. او به اهمیت بررسی نظریات اسلامی و بهره‌گیری از آن‌ها برای تحلیل مناسبات اجتماعی اشاره می‌کند.

در نهایت، وی به دیدگاه اجتماعی آیت‌الله خامنه‌ای می‌پردازد که با تأکید بر اصل توحید، هم جنبه ایجابی و هم سلبی را در نظریه‌اش در بر می‌گیرد. ایشان معتقد است که عبودیت غیر از خدا به معنای اطاعت بدون اذن الهی است و این مفهوم باید از لایه‌های درونی به عینیت اجتماعی منتقل شود. به گفته وی، شرایط بحرانی به مثابه فرصت‌هایی برای تعالی انسان به شمار می‌آید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *