به گزارش خبردونی، تاریخچه سفرنامه نویسی به دوران شهرزاد قصهگو در بغداد برمیگردد، زمانی که او با داستانهایش، ملک جوانبخت را سرگرم میکرد. این نوع ادبیات، هزارهها پیش آغاز شده و به نظر میرسد همواره موضوعی جذاب برای بشر بوده است. سوالاتی از قبیل سابقه سفرنامهنویسی در ایران و اروپا، نویسندگان و شاعران مشهور سفر کرده و دلایل جذابیت ایران برای جهانگردان، همواره مطرح بوده است.
نمونههایی از آثار ادبی که به سفر مربوط هستند شامل سفرنامه ناصرخسرو و قصاید خاقانی در مورد ایوان مدائن هستند. شاعران بزرگی چون فرخی سیستانی و مولانا نیز در وصف سفرهایشان آثار معتبری دارند. با این حال، ژانر سفرنامه در ادبیات فارسی چندان رواج نیافته است.
در مقابل، سفرنامههای بسیاری از جمله آثار هرودوت و گزنفون وجود دارد که نشاندهنده اهمیت سفر در تاریخ و ادبیات غرب هستند. آثار داستانی غربی نیز به وضوح تحت تاثیر سفر قرار دارند و نمونههایی مانند «داستانهای کانتربری» و «سفرنامه گالیور» بر این موضوع صحه میگذارند.
از سوی دیگر، سفرنامهنویسی در بین ایرانیان سابقه چندانی نداشته و بیشتر به الگوهایی از اروپاییان اقتباس شده است. آثار محدودی چون سفرنامه ناصرخسرو از پیش از قاجار وجود داشته، اما ناصرالدین شاه با سفر به اروپا، زمینهساز رواج این نوع نگارش شد. ایرانیان معمولاً سفرهای خود را صرفاً به عنوان تجربیات فردی میدیدند و نه موضوعی برای تألیف کتاب.
در دوران اسلامی، سفرهای ایرانیان عموماً ناشی از اجبار یا کسب معاش بود و تمایل به تألیف سفرنامه کمتر دیده میشد. در مقایسه، تعداد سفرنامههایی که خارجیها در مورد ایران نوشتهاند بسیار زیاد است. فرنگیهایی چون شاردن و اورسل، به خوبی با ایران آشنا شده و گزارشات بسیاری تهیه کردند.
دوران صفویه شاهد اوج سفرنامهنویسی از سوی جهانگردان اروپایی بود و قاجاریه نیز دورانی پربار در این زمینه به شمار میآید، با تعداد فراوانی از سفرنامهها که به این دوره مربوط میشود.











