در شرایط کنونی که بازارها با نوسانات و نااطمینانیهای اقتصادی دست به گریبان هستند، بسیاری از افراد به خرید طلا، ارز و سکه به عنوان یک روش برای حفظ داراییهای خود روی آوردهاند. اما تجارب سالهای اخیر نشان میدهد که این رفتارهای هیجانی نه تنها مانع از کاهش ارزش داراییها نمیشود، بلکه به دلیل افزایش غیرمنطقی تقاضا میتواند منجر به نوسانات و ضررهای مالی گردد. اغلب مردم در اوج قیمتها وارد بازار میشوند، زمانی که احتمال افت شدید قیمتها بسیار بالا است.
در اقتصادهای دارای تورم بالا و نرخ بهره واقعی منفی، نگرانی درباره کاهش ارزش پول ملی بسیار طبیعی است. با احساس کاهش قدرت خرید، افراد تمایل بیشتری به تبدیل داراییهای نقدی به کالاهای فیزیکی پیدا میکنند. این واکنش اگرچه در ذات خود منطقی است، اما در صورتی که ترس و هیجانی در جامعه حاکم شود، میتواند منجر به رفتارهای غیرعقلانی گردد.
در این شرایط، یک خبر یا شایعه کوچک درباره احتمال افزایش قیمت ارز میتواند سبب ایجاد صفهای طولانی در مقابل صرافیها شود. رفتار جمعی در این لحظات معمولاً بر پایه غریزه حفاظت از ارزش دارایی قرار دارد و همین غریزه میتواند بسیاری از خریداران را در دام قیمتهای بالا گرفتار کند.
تحلیلگران بازار بر این باورند که خرید ارز و طلا به عنوان بهترین راه برای حفظ ارزش داراییها به خصوص در زمانهای بحرانی تلقی میشود، اما در واقعیت، وقتی تقاضا تحت تأثیر احساسات افزایش مییابد، احتمال ورود به بازار در زمانهای نامناسب بالا میرود و این امر منجر به زیان میشود.
این رفتار هیجانی در سالهای گذشته، از جمله در دوران جهش ارزی سال ۱۳۹۷، بارها تکرار شده است. خریداران در همین روند به دلیل ترس و هیجان، در بالاترین قیمتها وارد بازار شدند و با گذشت زمان ارزش داراییهایشان کاهش یافته است.
نوسانات رفتاری در بازار نه تنها به زیان فردی محدود نمیشود بلکه به ساختار بازار نیز آسیب میزند. در حالتی که حجم معاملات کمتر از تعداد خریداران باشد، هر شگفتی در تقاضا میتواند به افزایش چشمگیر قیمتها انجامیده و به همین ترتیب، چرخهای از ترس و افزایش قیمت شکل میگیرد که به آن «مارپیچ انتظارات هیجانی» گفته میشود. این پدیده به بیثباتی بازارهای مختلف اقتصادی و فشار بر سایر حوزهها منجر میشود.
علاوه بر این، وقتی نوسانات فروکش میکند، خریداران هیجانی به سرعت به فروشندگان تبدیل میشوند که در تلاش برای جبران زیان، اقدام به فروش داراییهای خود میکنند. این رفتار در هر دو حالت، چه در زمان صعود و چه در زمان سقوط بازار، نقش تعیینکنندهای دارد.
در نهایت، فعالان بازار که با تحلیل و آموزش دیدند، میتوانند از این رفتارهای جمعی بهرهبرداری کنند. کارشناسان معمولاً در زمان شکلگیری هیجان وارد بازار میشوند و در اوج هیجان به فروش میپردازند، سپس زمانی که عموم مردم با ترس اقدام به فروش میکنند، دوباره خریداری میکنند. به این ترتیب، رفتار عمومی به ابزاری برای سودآوری تبدیل میشود.
در این راستا، برای حفظ واقعی ارزش داراییها، تحلیل، تنوع در سرمایهگذاری و صبر یکی از کلیدیترین نکات به شمار میرود.### تحلیل رفتار اقتصادی: نیاز به تنوع و صبر
در سالهای اخیر، کارشناسان اقتصادی به چندین قاعده کلیدی اشاره کردهاند که متاسفانه در رفتار عمومی کمتر به چشم میخورد: تحلیل، تنوع و صبر. سرمایهگذاری تمام داراییها در یک نوع کالا یا دارایی، ریسک بالایی به همراه دارد که مشابه نگهداری سرمایه در حساب بدون سود است. در شرایط تورمی، حفظ ارزش نیازمند بررسی چند بعدی بازارهاست؛ ترکیبی از سپردههای با بهره، اوراق بهادار، صندوقهای طلا، ارز فیزیکی و همچنین سهام شرکتهای تولیدی. با این نوع تنوع، نوسانات یک بازار نمیتواند به شدت بر کل داراییها تاثیر بگذارد.
در این راستا، خرید طلا یا ارز باید بر اساس تحلیل بنیادی و چشمانداز بلندمدت انجام شود و نه تنها بر اساس واکنش به شایعههای کوتاهمدت. تحلیلها نشان میدهد که کسانی که در دورههای آرام، با توجه به وضعیت اقتصادی و نوسانات جهانی طلا خرید میکنند، معمولاً موفقتر از کسانی هستند که تحت تاثیر خبرها، به سرعت اقدام میکنند.
تحلیل دقیق از مواردی همچون تفاوت نرخ جهانی طلا و ارزش ریال، روند رشد نقدینگی و سیاستهای پولی، به عنوان بخشی از رفتار حرفهای در بازار مطرح است. در عوض، رفتار عمومی بیشتر تحت تاثیر شبکههای اجتماعی و گفتگوهای روزمره شکل میگیرد. این موضوع ممکن است منجر به تصمیمگیریهای دستهجمعی بدون در نظر گرفتن شواهد و دادهها شود و ریسکهای بالایی را به دنبال داشته باشد.
در این میان، سیاستگذاران نیز وظیفه مهمی دارند. با افزایش شفافیت در دسترسی به دادههای اقتصادی و آموزش مالی در جامعه، میتوان به کاهش رفتارهای هیجانی و افزایش ثبات در بازارها کمک کرد. رسانهها نیز با انتشار تحلیلهای مبتنی بر داده میتوانند نقش مؤثری در کاهش رفتارهای احساسی ایفا کنند.
نادری، یکی از کارشناسان این حوزه، در ادامه تأکید میکند که خرید داراییهایی مانند طلا یا ارز باید به عنوان تصمیمی سرمایهگذاری تلقی شود و نه واکنشی فوری به ترس. با روشن شدن این موضوع در ذهن جامعه، بازارها از حالت ناپایدار خارج خواهند شد و عمق معاملاتی آنها افزایش مییابد.
### هیجان: دشمن تحلیل
واکنشهای هیجانی در برابر نوسانات اقتصادی با وجود طبیعی بودن، میتواند هزینههای زیادی به همراه داشته باشد. خریدهای احساسی تنها از ارزش داراییها محافظت نمیکنند، بلکه خود موجب افزایش نوسانات قیمتی میشوند. در پایان، مردم به محض افزایش قیمتها، خرید میکنند و پس از فروکش کردن هیجان، با افت ارزش داراییهایشان مواجه میشوند.
اقتصاد نشان داده که ترس و هیجان، بدترین مشاوران مالی هستند. تنها تصمیمات بر اساس صبر و تحلیل دقیق دادهها میتوانند از ارزش سرمایه در برابر تورم و نوسانات محافظت کنند. تا زمانی که افراد به جای واکنشهای هیجانی، توانایی تحلیل دادهها و آموزشهای مالی را کسب نکنند، هر نوسان ممکن است نه تنها به سود حرفهایها بلکه به زیان عموم مردم منجر شود. در زمان بحران، بهترین راهکار برای حفظ ارزش دارایی، تفکر تحلیلی و اتخاذ تصمیمات مبتنی بر منطق است، نه صفهای طولانی خریدهای هیجانی در بازارها.











