**خبرگزاری مهر – گروه سلامت:** یکی از اهداف کلیدی دشمنان ایران در دهههای گذشته، تحت فشار قرار دادن ملت و کاهش قدرت مقاومت آنها بوده است. این اقدامات با ابزارهای مختلف، به تدریج از جنگهای سخت به جنگهای نرم و روانی تغییر یافت. دشمنان که در هشت سال نخست پس از انقلاب به نتایج مثبت دست نیافتند، به تحریمها و جنگ اقتصادی متوجه شده و کمنتیجه ماندند. نهایتاً، جنگ نرم و فرهنگی به عنوان جایگزینی برای این رویکردها انتخاب شد و به ویژه جنبههای روانی و شناختی برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و ایجاد تفرقه در جامعه به کار گرفته شد.
در همین راستا، گفتگویی با **محمدعلی اسلامی، عضو هیئت علمی گروه روانشناسی تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی**، انجام شده است.
**هدف اصلی جنگ روانی چیست؟**
محمدعلی اسلامی در پاسخ به این پرسش، هدف اصلی جنگ روانی و شناختی را تغییر افکار و رفتار مردم ایران با استفاده از ابزارهای روانشناختی و رسانهای عنوان کرد. به گفته او، دشمنان سعی دارند تا با تاثیرگذاری بر افکار عمومی، مردم را از پیوندهای ملی و اعتقادی خود دور کنند و احساس بیگانگی از کشور را در آنها به وجود آورند. این تغییرات بیشتر از طریق رسانهها و انتشار اطلاعات گمراهکننده انجام میشود.
او همچنین اظهار داشت که این نوع جنگ به دنبال ایجاد اضطراب و ناامیدی در جامعه است و اگر این احساسات منفی به صورت مداوم در افراد باقی بماند، میتواند منجر به بحرانهای جدی روانشناختی شود.
**اثر منفی اخبار بر روان مردم چیست؟**
اسلامی به مهمترین ابزار جنگ، یعنی انتشار اخبار نادرست اشاره کرد. او توضیح داد که رسانههای خارجی به ویژه در مواقع بحران، با انتشار اطلاعات غیرمعتبر سعی در افزایش احساسات منفی در میان مردم دارند، که میتواند به ایجاد ناامیدی، خشم و اضطراب در فرد منجر شود.
**ضرورت تقویت سواد رسانهای در مقابل جنگ شناختی**
اسلامی اعتقاد دارد که ارتقای سواد رسانهای یکی از راههای موثر برای مقابله با جنگ شناختی است. او تأکید کرد که مردم و مسئولان باید به دقت اطلاعات را مورد بررسی و تحلیل قرار دهند. اگر افراد توانایی تحلیل اطلاعات و شناسایی منابع معتبر را داشته باشند، میتوانند از تأثیرات منفی اخبار نادرست جلوگیری کنند.
آموزش سواد رسانهای به منظور آگاهی از نحوه برخورد با اطلاعات در فضای دیجیتال و رسانهها، به یک ضرورت مهم تبدیل شده است. این موضوع نه تنها برای افراد عادی، بلکه برای مسئولان نیز در شرایط بحرانی از اهمیت ویژهای برخوردار است.
اسلامی در ادامه به اهمیت توجه به منابع اطلاعاتی اشاره کرد و خاطرنشان کرد: شناخت منبع اطلاعات و بررسی صحت آن در دوران جنگ نرم بسیار اهمیت دارد. به گفته او، اگر اطلاعات از منبعی قابل اعتماد باشد، باید با دقت بیشتر مورد بررسی قرار گیرد. اما در مورد اطلاعاتی که از منابع غیرقابل اعتماد به دست میآید، بخصوص اگر از رسانههای دشمن باشد، باید دقت و ارزیابی بیشتری اعمال شود. رسانههایی که در طول تاریخ به توطئه علیه ایران پرداختهاند، میتوانند با اطلاعات نادرست و اغراقآمیز بر ذهن مردم تأثیر بگذارند.**نقش رسانههای خارجی در نشر اطلاعات ضدایرانی**
اسلامی در گفتگوهایی که اخیراً برگزار شده، به تاریخ روابط ایران و کشورهای خارجی اشاره کرده و بیان نمود که از زمان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و برکناری دولت مصدق، دشمنی کشورهای خارجی با ایران ادامه داشته است. او تأکید کرد که در این مدت، بسیاری از این کشورها علاوه بر نداشتن اقدامات مثبت، در واقع توطئههایی علیه منافع ملی ایران انجام دادهاند. رسانههای این کشورها نیز به گفته اسلامی، به شکل مستقیم یا غیرمستقیم در تقویت گروههای تروریستی مانند داعش و طالبان نقش داشته و به راحتی میتوانند به جنگ روانی علیه ملت ایران دامن بزنند.
وی همچنین بر ضرورت دقت در دریافت اطلاعات از منابع خارجی و بخصوص از رسانههای دشمنان تأکید کرد و خاطر نشان نمود که بررسی دقیق تاریخچه این منابع میتواند کمک کند تا مردم با آگاهی بیشتری تصمیم بگیرند. اسلامی تصریح کرد که افزایش سواد رسانهای نه تنها برای عموم مردم، بلکه برای مسئولان نیز ضروری است. این سواد به افراد یاری میرساند تا اطلاعات را به درستی ارزیابی کنند و از نفوذ اطلاعات کاذب جلوگیری کنند.
**احساس نارضایتی در جامعه و ریشههای آن**
اسلامی در ادامه به تحلیل احساس نارضایتی در میان مردم پرداخت و آن را به ویژگی فطری انسانها نسبت داد. او این حس را به نوعی جستجوی بیپایان انسانها برای پیشرفت و بالندگی توصیف کرد. اسلامی اشاره کرد که علیرغم تحقق برخی آرزوها و موفقیتهای مالی، این نارضایتی همچنان در بین بسیاری از افراد وجود دارد. وی به تحقیقاتی از روانشناس مشهور، ویلیام گلاسر، اشاره کرد که نشان میدهد حتی افرادی که از زندگی آرام و بدون مشکلات عمده برخوردارند، ممکن است احساس ناراحتی کنند.
اسلامی در پاسخ به این سؤال که آیا نارضایتی میتواند به عنوان محرک پیشرفت عمل کند، تأکید کرد که این احساس اگرچه در ظاهر منفی به نظر میرسد، اما میتواند دلیل حرکت به سمت اهداف عالی و پیشرفت باشد. او افزود که نارضایتی گروهی از مردم در گذشته، منجر به تحولات عظیمی در بخشهای بهداشت، رفاه و آموزش شده است. اسلامی همچنین تأکید کرد که نارضایتی میتواند نیروی محرکهای برای ارتقاء و بهبود شرایط زندگی باشد، اما باید هوشیارانه با آن برخورد شود تا از سوءاستفادههای دشمنان جلوگیری شود.
اسلامی در پایان به این نکته پرداخت که دشمنان در تلاشاند تا با تمرکز روی نقاط ضعف، مردم را از دستاوردهای کشور غافل کرده و فقط به مسائل منفی نگاه کنند.در حالی که احساسات و نارضایتی عمومی میتواند به پیشرفت و تجلی دیدگاهها منجر شود، در وضعیت کنونی این احساسات به اعتراضات و عدم امید تبدیل شدهاند. این موضوع به شکلی است که دشمنان کشور نیز به دنبال آن هستند.
به گزارش کارشناسان، دشمنان با استفاده از تکنیکهای روانشناختی مانند “شرطیسازی”، مخاطبان را تحت تأثیر قرار میدهند. این روش به این معناست که افراد به واسطه تجربیات مثبت خود از شخصیتهای معروف مانند سلبریتیها و ورزشکاران، به پیامهای آنها اعتماد میکنند و کمتر به درست یا غلط بودن اظهارات آنها فکر میکنند.
افراد به ویژه جوانان، ممکن است به دلیل خاطرات مثبت گذشته از شخصیتهای عمومی، نظرات این افراد را در زمینههایی که هیچ تخصصی ندارند، بدون تحلیل بپذیرند. برای مثال، سخنان یک بازیگر یا ورزشکار در مورد مسائل سیاسی یا اجتماعی، به دلیل آن تجربیات مثبت، تاثیری عمیق بر روی مخاطبان دارد و بسیاری از آنها بدون تفکر به این اظهارات داوری میکنند.
کارشناسان بر این باورند که رسانه ملی در شرایط کنونی نیازمند اتخاذ رویکردی مسئولانه و هوشمندانه است. در مواقع بحرانی که احساس ناامنی در جامعه اوج میگیرد، رسانهها باید تلاش کنند فضای عمومی را به سمت آگاهی و وحدت هدایت کنند. به ویژه در زمانهایی که دشمنان از نارضایتی عمومی سوء استفاده میکنند، ضروری است که رسانهها از انتشار پیامهای منفی خودداری نمایند و بر تقویت روحیه آرامش و همبستگی تمرکز کنند.
مسأله اصلی این است که برخی رسانهها به جای ارائه تحلیل منطقی، بیشتر بر جنبههای منفی و مشکلات متمرکز میشوند. این رفتار خصوصاً در زمان بحران میتواند احساس ناامنی و سردرگمی را در جامعه تشدید کند. به همین دلیل، رسانهها باید از تمرکز بیش از حد بر تخریبها و قساوتهای دشمنان دوری کنند تا از افزایش اضطراب در میان مردم جلوگیری شود.
در نهایت، تکنیک “شرطیسازی” یکی از روشهای کاربردی است که دشمنان در جنگ روانی خود از آن بهره میبرند. رسانهها باید با شناخت این تکنیکها و استفاده صحیح از آنان، فضای رسانهای کشور را به سمت اهداف مثبت رهنمون کنند.در دنیای ورزش و هنر، چهرههای مشهور بهعنوان ابزارهای تبلیغاتی و سیاسی به کار گرفته میشوند تا احساسات عمومی را تحت تأثیر قرار دهند و مخاطبان را از تحلیل منطقی بازدارند. این شخصیتها که در حیطه خود شناختهشده هستند، به دلیل تأثیر گذاری مثبت بر افکار عمومی، میتوانند در انتقال پیامهای خاص نقش مؤثری ایفا کنند؛ حتی اگر این پیامها به لحاظ منطقی و حرفهای معقول نباشند.
رسانههای ملی نیز در این راستا باید هشدار دهند و از ورود چنین پیامهای احساسی به فضای عمومی خودداری کنند، بهویژه زمانی که این پیامها به تصمیمگیریهای غیرعقلانی و هیجانی سوق دهند. رسانهها باید به تقویت عقلانیت و تفکر منطقی در جامعه بپردازند تا از این طریق به مهار هیجانات نابجا کمک کنند.
در شرایط بحرانی، یکی از کلیدیترین مباحث، روایت قدرت و اقتدار است. رسانههای ملی نه تنها باید به شناسایی و بیان مشکلات و نقاط ضعف بپردازند، بلکه باید موفقیتها و دستاوردهای نیروهای امنیتی و انتظامی را نیز برجسته کنند. بهویژه در بحرانهای اخیر، رسانهها میبایست بر موفقیتهای نیروی انتظامی در مدیریت اغتشاشات و شناسایی تهدیدات تأکید کنند. عدم توجه به این دستاوردها میتواند منجر به بیاعتمادی مردم به توانمندیهای نظامی و امنیتی گردد.
روایت قدرت به معنای نمایاندن توانمندیها و کارآمدی نیروهای امنیتی و نظامی در تأمین امنیت و مقابله با تهدیدات است. این روایت باید با ارائه گزارشهای دقیق و ملموس از عملیاتهای موفق و واکنشهای سریع به بحرانها به مردم منتقل شود. برای مثال، ارائه جزئیات مربوط به زمان و مکانهایی که نیروهای امنیتی با سرعت عمل به تهدیدات پاسخ داده و مانع از گسترش آنها شدهاند، میتواند منجر به افزایش اعتماد عمومی به این نیروها و کاهش احساس ناامنی در جامعه شود.



