به گزارش خبرگزاریها، در تاریخ ۱ اوت ۱۸۶۱ (۱۰ مرداد ۱۲۴۰)، رابرت فیتزروی، افسر نیروی دریایی بریتانیا، اولین پیشبینی مدرن آبوهوا را که بهصورت عمومی منتشر شد، در روزنامه «تایمز» به چاپ رساند. در این پیشبینی، دمای شهر لندن ۶۲ درجه فارنهایت، آسمان صاف و وزش بادی از سمت جنوب غربی پیشبینی شده بود. این پیشبینی شامل چندین شهر دیگر در بریتانیا، فرانسه، دانمارک و هلند نیز میشد.
فیتزروی از سال ۱۸۵۴ به عنوان رئیس اداره هواشناسی لندن مشغول به کار بود و این پیشبینی پس از هفت سال فعالیت او، به سبب استفاده از شیوههای نوین علمی در حوزه هواشناسی، از اهمیت ویژهای برخوردار بود. با این حال، علاقه به پیشبینی وضعیت آبوهوا در تاریخ بشری ریشههای عمیقی دارد و مردم در گذشته با استفاده از موقعیت سیارات، رنگ آسمان و رفتار حیواناتی چون قورباغهها و گاوها، تلاش میکردند وضعیت جوی را پیشبینی کنند.
پیش از قرن هجدهم، دانشمندان اروپایی و عرب به روشی به نام «اخترهواشناسی» برای پیشبینی آبوهوا وابسته بودند. این روش بر این اعتقاد بود که سیارات دیگر میتوانند بر شرایط جوی زمین تأثیرگذار باشند و اخترهواشناسان از طریق ردیابی حرکات سیارات، میکوشیدند وضعیت جوی را پیشبینی کنند.
آن لورنس-ماترز، استاد تاریخ در دانشگاه ردینگ و نویسنده کتاب «هواشناسی قرون وسطی»، در اینباره میگوید که این علم از قرن دوم میلادی با بطلمیوس در مصر شروع و تا اوایل قرن هجدهم در اروپا ادامه یافت، اما در اواخر قرن هجدهم به شدت افول کرد و بسیاری از افراد ثروتمند به آن میخندیدند.
بطلمیوس با استفاده از نجوم و طالعبینی یونانی، نظریهاش درباره تأثیر سیارات بر آبوهوا را توسعه داد و ستارهشناسان عرب بعداً این ایدهها را گسترش دادند، که تأثیر گذار بر اندیشمندان غربی شد. یکی از مفاهیم کلیدی اخترهواشناسی تأثیر منحصر به فرد هر سیاره بر جوی زمین بود؛ بهطور مثال، سیاره زحل که معمولاً به آرامی حرکت میکند، نماد سرما، و عطارد که سریعتر میچرخد، نماینده گرما محسوب میشد.
مدل اخترهواشناسی بطلمیوس زمین را در مرکز کائنات تصور میکرد؛ فرضیهای که کوپرنیک در قرن شانزدهم با نظریه خورشیدمرکزی خود به چالش کشید. با این حال، حتی پس از پذیرش این مدل، دانشمندانی همچون یوهانس کپلر به باورهای اخترهواشناسی ادامه دادند.### بررسی روشهای غیرمتعارف پیشبینی آبوهوا در تاریخ
در آلمان، سوئیس و اتریش در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم، مردم قورباغههای درختی را در شیشههایی نگهداری میکردند و با توجه به حرکات این قورباغهها، وضعیت آبوهوا را پیشبینی میکردند.
تلاش برای پیشبینی آبوهوا با بررسی محیط اطراف، سنتی قدیمی در میان انسانها بهحساب میآید. در قرن اول میلادی، «پلینی بزرگ»، نویسنده و نظامی رومی، در اثر خود «تاریخ طبیعی» اشاره کرد که میتوان با نگاهی به پدیدههای طبیعی مانند خورشید، دریا، ابرها و رفتار حیوانات، وضعیت آبوهوا را حدس زد.
با توجه به تنوع آبوهوا در مناطق مختلف، «دانش عامیانه درباره آبوهوا» (Weather Lore) نیز متفاوت است. در برخی از مناطق آلمان، اتریش و سوئیس، مردم بر این باور بودند که نگهداری از یک قورباغه درختی در ظرفی با مقداری آب و نردبانی کوچک میتواند به پیشبینی وضعیت آبوهوا کمک کند. اگر این قورباغه از نردبان بالا میرفت، هوا آفتابی و خوب در نظر گرفته میشد و در صورتی که به داخل آب میرفت، به معنای باران و هوا ناخوشایند بود.
در کاتالوگهای آلمانیزبان متعلق به آن زمان، ظرفهایی با نردبانهای کوچک برای نگهداری از این قورباغهها ارائه میشد. در فرهنگ معاصر آلمانیها، گاهی از واژه «Wetterfrosch» به صورت طنزآمیز برای اشاره به هواشناسان استفاده میشود.
به گفته «کارول مولانی-دیگنام»، دانشیار تاریخ و جغرافیا در دانشگاه لیمریک، در جستجوی وی در مجموعه ملی فرهنگ عامه ایرلند، به انواعی از باورهای عامیانه درباره آبوهوا برخورد کرده است. برخی از این باورها به رفتار حیوانات مربوط میشود؛ به عنوان مثال، پشت کردن گربهها به آتش نشانه نزدیک شدن طوفان و دراز کشیدن گاوها در علفها نشانه بارش باران است. این باورها به شکلگیری مثلهایی در فرهنگ عامه انجامیده که برخی از آنها در میان نسلها منتقل شدهاند.
مولانی-دیگنام یک مثل معروف درباره آسمان را یادآور میشود: «آسمان سرخ در شب، مایه شادی شبان است؛ آسمان سرخ در صبح، هشدار شبان است.» این ضربالمثل روایتهای مختلفی دارد و یکی از قدیمیترین منابع آن به انجیل متی برمیگردد. در این متن آمده است که عیسی میگوید: «وقتی عصر میگویید: هوا خوب خواهد بود، چون آسمان سرخ است و صبح میگویید: امروز هوا بد خواهد بود، زیرا آسمان سرخ و تیره است.»
مولانی-دیگنام اشاره میکند که بسیاری از دانشجویانش با این باورها آشنا نیستند و از میان تمام ضربالمثلها، «آسمان سرخ» تنها موردی است که احتمالاً آن را تشخیص میدهند.











