وبسایت خبری
خبردونی

تحریم نفت ایران در زمان مصدق؛ داستان اقتصادی که بدون نفت سیاه دوام آورد

تحریم نفت ایران در دوران مصدق؛ روایت اقتصادی که بدون طلای سیاه سرپا ماند

**گزارش از تحولات اقتصادی ایران در دوران ملی شدن نفت**

به قلم امیرمهدی نادری، دوران ملی شدن نفت ایران بین سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲، یکی از مهم‌ترین وقایع تاریخ معاصر کشور به شمار می‌رود. این جنبش، علاوه بر ابعاد سیاسی و حقوقی، به لحاظ اقتصادی نیز نقش بسزایی داشت که به طور گسترده‌ای مورد بررسی قرار نگرفته است. از تاریخ ۱۸ شهریور ۱۳۳۰، با قطع ناگهانی درآمدهای نفتی، ایران در آزمونی بزرگ قرار گرفت.

پاتریک کلاسن و سیروس ساسان‌پور در مقاله‌ای تحت عنوان «سیاست‌های تطبیقی در برابر شوک ارزی»، این مقطع را به عنوان «یک مطالعه موردی آموزنده» توصیف کرده‌اند؛ تجربه‌ای که پس از گذشت هفت دهه، همچنان برای کشورهای تولیدکننده مواد خام ارزشمند محسوب می‌شود.

پس از ملی شدن صنعت نفت، بحران عمیقی در سطح بین‌المللی ایجاد شد. دولت بریتانیا به سرعت اقدام به اعمال تحریم‌های فراگیر بر صادرات نفت ایران کرد و نیروی دریایی خود را در بنادر ایرانی مستقر کرد. در نتیجه، خزانه‌داری بریتانیا نیز محدودیت‌های سنگینی برای استفاده از ارز پوند استرلینگ برای ایران وضع نمود. بر این اساس، در فاصله دو سال و نیم، صادرات نفت کشور به کمی بیش از ۱۰۰ هزار تن رسید، که تقریباً معادل صادرات یک روز نفت در دوران پیش از ملی شدن بود.

با ورود به نیمه دوم دوره نخست‌وزیری محمد مصدق، ضرورت ایجاد «اقتصاد بدون نفت» به عنوان یک استراتژی اقتصادی مطرح شد؛ استراتژی‌ای که بدون آماده‌سازی قبلی، در پاسخ به تحریم‌های نفتی انگلستان به اجرا درآمد. این استراتژی شامل بازنگری در بخش‌های مختلف اقتصادی نظیر کشاورزی، صنعت و تجارت خارجی بود، با تأکید ویژه بر توسعه بخش صنعت به عنوان محرک اصلی رشد اقتصادی.

برای درک ابعاد این تغییر، باید نقش نفت را در اقتصاد ایران آن دوره بررسی کرد. کامران دادخواه، نویسنده کتاب «جنبش ملی کردن نفت» می‌گوید که درآمدهای نفتی همواره منبع اصلی درآمدهای ارزی و سرمایه‌گذاری در کشور بوده است. در سال ۱۳۲۹، درآمد نفت ایران به ۵۹ میلیون دلار رسید و بدین ترتیب، نفت نزدیک به ۶۴ درصد از دریافتی‌های ارزی کشور را تشکیل می‌داد.

این درآمد به دولت کمک می‌کرد تا نه تنها برای سرمایه‌گذاری داخلی، بلکه برای تأمین تجهیزات و ماشین‌آلات از خارج نیز ارز لازم را فراهم کند. با قطع درآمد نفت، دولت مصدق ناگزیر شد که به دنبال راه‌کارهایی برای ایجاد اقتصادی مستقل و پایدار باشد.

در این راستا، گروهی از اقتصادیان و تکنوکرات‌های نزدیک به دولت به اصول فردریک لیست گرایش پیدا کردند که به صنعتی‌سازی و کاهش وابستگی به صادرات تأکید داشت. در واقع، لیست بر این باور بود که هر کشور باید دارای یک اقتصاد ملی مستقل باشد. دولت مصدق نیز برای تحقق این سیاست‌ها، بار دیگر از یالمار شاخت دعوت به همکاری کرد، هرچند که این مأموریت تحت فشارها و کارشکنی‌های خارجی به نتیجه نرسید.رضا حسینی، نویسنده کتاب «مصدق و اقتصاد بدون نفت»، در تحلیلی اشاره می‌کند که در آغاز دوران نخست‌وزیری محمد مصدق، او تصور می‌کرد می‌تواند با درآمدهای نفتی تمام نیازهای مالی کشور را تأمین کند. اما با گذشت زمان، واقعیت‌ها تغییر کرد. دادخواه نیز تأیید می‌کند که تاریخ‌نگاران نشان داده‌اند که مصدق و رهبران جبهه ملی برآوردی نادرست از وابستگی جهانی به نفت ایران داشتند و پنداشته بودند که این وابستگی طولانی‌مدت خواهد بود. کارشناسان ایرانی در آن زمان از وضعیت بازار جهانی نفت و تأمین و توزیع آن اطلاعات کافی نداشتند و نمی‌دانستند که فروش نفت تنها در دست شرکت‌های بزرگ و کارتل‌هاست که اجازه نمی‌دهند نفت ایران با قیمت‌های بالا به فروش برسد.

خامه‌ای در گزارش خود نقل می‌کند که حسین مکی به قطعیت اظهار داشت: «دنیا نمی‌تواند ۳۰ میلیون تن نفت را از جاهای دیگر استخراج کند… بنابراین باید هزینه بالایی بپردازند تا ما نفت را استخراج کنیم.» اما واقعیت این بود که شرکت‌های نفتی آمریکایی و بریتانیایی با افزایش تولید از کشورهای عربی، این خلأ را پر کردند. دولت ایران حتی برای جذب کمپانی‌های مستقل تخفیف‌هایی ارائه داد، اما کارشکنی‌های انگلیس و شرکت‌های آمریکایی مانع فروش نفت به میزان مورد انتظار شد. این موضوع نشان‌دهنده ضعف در چانه‌زنی ایران بود که با تصورات رهبران ملی تناقض داشت. پس از بازگشت مصدق از آمریکا در آذر ۱۳۳۰، او اذعان کرد که «تا کنون در جلب موافقت دیگران موفق نبوده‌ایم» و تاکید کرد که اکنون زمان تلاش مضاعف مردم برای اصلاح امور است. این بیانیه به‌نوعی آغازگر تغییرات جدید در سیاست‌های مالی و اقتصادی شد.

دولت بریتانیا در تلاش برای حل مسالمت‌آمیز موضوع به مراجع بین‌المللی مراجعه کرد، اما در دادگاه بین‌المللی شکست خورد. در عین حال، با تهدیدات نظامی افزایش‌ یافته‌ای روبرو شد و از تیر تا شهریور ۱۳۳۰، حضور ناوهای انگلیسی در خلیج‌فارس به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافت. در این شرایط، بریتانیا متوجه شد که هرگونه اقدام نظامی با توجه به حمایت‌های بین‌المللی از ایران، ممکن است عواقب وخیمی داشته باشد. در نتیجه، تمرکز خود را بر ایجاد مشکلات اقتصادی گذاشت و به خریداران نفت ایران هشدار داد که خرید آن‌ها عواقب قضایی خواهد داشت. این تحریم‌ها نه تنها به مشکلات اقتصادی در سطح بین‌المللی منجر شد، بلکه در داخل ایران نیز با تورم و گرانی همراه گردید.

### سیاست‌های تطبیقی مصدق

کلاسن و ساسان‌پور در تحلیل خود به موضوع «سیاست‌های تطبیقی دولت ایران در برابر شوک ارزی» می‌پردازند و تأکید می‌کنند که دولت به‌سرعت به مشکلات خارجی خود واکنش نشان داد. مهم‌ترین محورهای سیاست اقتصادی دولت مصدق به شرح زیر است:

#### ۱. صرفه‌جویی مالی

بر اساس گزارش حسینی، دولت مصدق اقدام به حذف هزینه‌های غیرضروری، اصلاح نظام مالیاتی و بازنگری در مدیریت دولتی کرد و هزینه‌ها را از ۱۱.۲ میلیارد ریال در بودجه ۱۳۲۹ به ۹.۷ میلیارد ریال کاهش داد. همچنین خامه‌ای اشاره می‌کند که مصدق حتی حقوق خود را به دولت بخشید و در زمان تصدی خود هیچ هزینه‌ای از درآمدهای دولتی خرج نکرد.

#### ۲. بازنگری در تجارت بین‌المللی

پس از ناکامی در مجامع بین‌المللی از اواخر آذر ۱۳۳۰، سیاست‌های اقتصادی دولت دچار تغییر شد. کشور به مشکلاتی همچون قطع درآمدهای ارزی، افزایش واردات، اشباع بازار از کالاهای غیرضروری، کاهش صادرات و رکود در صنایع و کشاورزی دچار بود. یکی از راهکارهای اصلی دولت، ایجاد سیاست‌های جدید برای افزایش تولید داخلی بود.دولت اقداماتی برای حمایت و توسعه صنعت کشور انجام داده است که شامل صدور قوانین حمایت از تولید داخلی، تأسیس نهادهای نظارتی صنعتی، ارائه اعتبارات جدید و ساماندهی قوانین بانکی می‌باشد. این اقدامات همچنین شامل حمایت از بازگشایی کارخانه‌های در حال رکود و استفاده بهینه از معادن است.

این حمایت‌ها اولیه از طریق انعقاد قراردادهای پایاپای صورت گرفت که در آن واردات ایران به صادرات مرتبط بود. بیشتر این قراردادها با کشورهای آلمان، فرانسه، چکسلواکی، لهستان، ایتالیا، مجارستان و شوروی امضا شدند. در ابتدا، صادرات ایران بیشتر به محصولات کشاورزی و دامی محدود بود، اما امکان تأمین ماشین‌آلات و مواد اولیه صنعتی بدون نیاز به ارز فراهم شد.

در کنار این قراردادها، دولت مصوباتی را برای تسهیل واردات ماشین‌آلات ضروری تصویب کرد. به اداره گمرک مجوز داده شد تا ماشین‌آلات کارخانه‌ها را سریع‌تر ترخیص کند و نرخ انبارداری را کاهش دهد.

برای نظارت بر وضعیت صنایع، «هیأت نظارت صنعتی» تأسیس شد، که اعضای آن شامل وزیر اقتصاد ملی، نمایندگان مختلف و یک کارشناس صنعتی بودند. این هیأت وظیفه بررسی وضعیت فنی، مالی و بهره‌برداری از کارخانه‌ها را بر عهده داشت و هرگونه حمایت یا اعطای وام از سوی دولت باید به تأیید این هیأت می‌رسید. ایجاد هیأت‌های نظارت محلی نیز در شهرستان‌ها به عنوان زیرمجموعه هیأت مرکزی انجام شد.

در ادامه، «سازمان صنایع» با هدف بهره‌وری بیشتر از توان تولید داخلی تأسیس شد و رئیس آن نخست‌وزیر بود. این سازمان از یک شورای عالی صنعتی متشکل از متخصصان استفاده می‌کرد تا برنامه‌های صنعتی را پیش ببرد.

دولت همچنین با تأسیس «بانک برنامه» برای سامان‌دهی پرداخت اعتبارات، به بخش صنایع و توسعه کارخانه‌ها و معادن کمک مالی کرد. بر اساس توافقی از ایالات متحده، مقداری از این کمک‌ها به توسعه صنایع و معادن تخصیص یافت.

دولت برای بازگشایی کارخانه‌های در حال رکود نیز اقداماتی انجام داد. کاهش ارزش ریال منجر به افزایش قیمت کالاهای وارداتی و ترغیب صاحبان صنایع برای گسترش فعالیت‌های خود شد. به گزارش وزارت اقتصاد ملی، وام‌هایی به کارخانه‌های مختلف در سراسر کشور پرداخت شد.

در حوزه معادن، لایحه قانونی جدیدی برای بهبود بهره‌برداری از معادن تدوین شد که معادن را به سه دسته تقسیم می‌کرد. این سازمان‌ها اجازه داشتند تجهیزات خود را بدون پرداخت حقوق گمرکی وارد کنند و به زمین‌های دولتی به‌صورت رایگان دسترسی داشته باشند. تعداد تقاضاها برای پروانه بهره‌برداری از معادن به طور قابل توجهی افزایش یافت.

در این راستا، کالاهای تجملی تنها توسط بازرگانانی که موفق به صادرات کالاهای دیگر شده بودند، وارد می‌شد. همچنین، تأثیر نرخ ارز در توازن اقتصادی کشور نیز مورد توجه قرار گرفت.**رشد صادرات غیرنفتی ایران در سال‌های 1328 تا 1332**

وضعیت اقتصادی ایران در سال‌های 1328 تا 1332 تحت تأثیر کاهش ارزش پول، به رشد قابل‌توجهی در صادرات غیرنفتی منجر شد. آمار نشان می‌دهد که صادرات این بخش در این مدت 372 درصد افزایش یافت و نزدیک به پنج برابر شد. صادرات فرش دو برابر، میوه و خشکبار نزدیک به 2.5 برابر و صادرات پشم و کرک و مو بیش از چهار برابر افزایش یافت. به طوری که ارزش صادرات غیرنفتی از حدود 3562 میلیون ریال در سال 1329 به 8425 میلیون ریال در سال 1332 رسید و تراز بازرگانی غیرنفتی از کسری به مازاد تغییر کرد.

با این حال، کارشناسان نسبت به افزایش اسمی صادرات هشدار داده و یادآور شدند که این رشد لزوماً به معنای بهبود وضعیت تجاری کشور نیست و باید تفاوتی بین ارزش اسمی و واقعی قائل شد.

**افزایش درآمدهای گمرکی و مالیاتی**

دولت در این سال‌ها سیاست‌هایی را برای افزایش درآمد گمرکی اتخاذ کرد که با افزایش نرخ تعرفه‌ها، درآمدهای گمرکی از 33 درصد در سال 1328 به 71 درصد در سال 1332 رسید. همچنین مصدق از اختیارات خود در قانون‌گذاری استفاده کرد و مالیات‌هایی بر زمین، ماشین و رادیو اعمال کرد و مالیاتی مقطوع برای کاسب‌ها و صنعتگران تعیین نمود.

**تلاش برای جلب مشارکت مردمی**

در پاییز 1330، دولت اقدام به انتشار اوراق قرضه‌ای به ارزش 500 میلیون ریال کرد. نرخ سود این اوراق 6 درصد و برای دوره‌ای دوساله بود، اما بخاطر تورم حاکم، نرخ واقعی سود منفی بود. این اوراق تنها با خرید یک‌چهارم از سوی گروهی از بازاریان پرشور طرفدار دولت مواجه شد، که نشان‌دهنده مشکلات جدی در جذب سرمایه‌های داخلی در شرایط اقتصادی و سیاسی ناامن است.

**تورم: دشمن خاموش**

یکی از چالش‌های مهم اقتصادی در این دوران مسئله تورم بود. به عقیده کارشناسان، تورم در آغاز دوره نخست‌وزیری مصدق آغاز شده، اما ریشه‌های آن به افزایش نقدینگی در سال 1329 برمی‌گردد. شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در دوران زمامداری او تنها 14.7 درصد افزایش یافت که معادل 0.52 درصد در ماه و 6.2 درصد در سال بود. برخی کارشناسان معتقدند که این نرخ تورم در مقایسه با معیارهای جهانی، به‌عنوان یک نرخ عادی تلقی می‌شود.

علاوه بر این، در سال‌های 1330 تا 1332، تورم به صورت ملایم و متعادل باقی ماند و قیمت مواد خوراکی و پوشاک به‌طور متوسط 34 و 33 درصد بالا رفت. با وجود این، افزایش قیمت‌های برخی اقلام ضروری و کاهش قدرت خرید، برای بخشی از شهروندان واقعیت عینی محسوب می‌شد.

در نهایت، با وجود گزارش‌ها مبنی بر رشد معقول اقتصادی در دوره تحریم، برخی کارشناسان بر این باورند که سرمایه‌گذاری بخش خصوصی کاهش یافته و کمبود ارز منجر به رکود اقتصادی شد. همچنین، واردات ماشین‌آلات و تجهیزات—که نقش کلیدی در صنعت‌سازی دارد—به شدت کاهش یافت و آمارها نشان‌دهنده کاهش ارزش واردات ماشین‌آلات صنایع کارخانه‌ای در سال 1332 به یک‌سوم سال 1330 هستند.در جریان ارزیابی اقتصادی، طی سال‌های اخیر، مجموعه‌ای از تحولات در صنعت ایران رخ داده است به طوری که مجموع سرمایه شرکت‌ها از ۵۹۰۴ میلیون ریال به ۶۸۴۳ میلیون ریال افزایش یافته است که نشان‌دهنده رشد تقریباً ۲۹ درصدی است. در این مدت، تعداد کارگاه‌های بزرگ صنعتی از ۴۷۱ به ۶۳۸ و کارگاه‌های کوچک از ۱۴۰۶۵ به ۱۸۹۳۴ رسیده است. همچنین، تولید برخی کالاهای کلیدی از جمله سیگار، کبریت، چای، سیمان و قند و شکر نیز افزایش چشمگیری داشته است.

با این حال، این پیشرفت‌ها صورت پنهانی از وابستگی‌ها را نیز به همراه داشته است. به‌دنبال رشد صنعت، وابستگی به تجهیزات وارداتی و شکل‌گیری کارخانجات مونتاژی افزایش یافته و این به تدریج استقلال صنعتی را تحت تأثیر قرار داده است. مواد اولیه و تجهیزات به طور عمده از خارج تأمین می‌شوند و فرآیند صنعتی‌سازی بیشتر بر مبنای واردات این اقلام شکل گرفته است. همچنین، وابستگی به متخصصان خارجی همچنان مشهود است، به‌طوری که حتی با افزایش حضور متخصصان داخلی، کارخانجات به کارشناسان خارجی نیاز دارند.

دولت ایران نیز از کمک‌های بین‌المللی، به ویژه کمک‌های مالی آمریکا بهره‌برداری کرده و بخشی از هزینه‌های توسعه صنایع از طریق اقداماتی همچون اصل چهار ترومن تأمین شده است. این کمک‌ها در حالی به عنوان مسئولیت اخلاقی کشورهای پیشرفته معرفی می‌شوند که در واقع ابزاری برای نفوذ و تسلط بر تحولات اقتصادی کشورها محسوب می‌شوند.

در خصوص ارزیابی موفقیت‌های اقتصادی دوران مصدق، نظرات مختلفی وجود دارد. برخی پژوهشگران مانند خامه‌ای، معتقدند اقتصاد کشور به تعادل نسبی رسیده و قیمت‌های کالاهای اساسی کاهش یافته است. از سوی دیگر، دادخواه با دیدی انتقادی بیان می‌کند که قطع درآمدهای نفتی به رکود و بروز مشکلات اقتصادی دامن زده است. در عوض، دیدگاهی میانه از سوی کلاسن و ساسان‌پور ارائه شده که تطبیق سریع اقتصادی با شرایط جدید را نتیجه سیاست‌های فعال دولت مصدق می‌داند، هر چند این سیاست‌ها با واقعیت‌های اقتصادی کشور تعارض داشت.

به‌طور کل، جمع‌بندی‌هایی متوازن در خصوص وضعیت اقتصادی ایران در دوره مصدق مطرح است که نشان می‌دهد، هرچند دستاوردهایی در عدم وابستگی به نفت حاصل شده، اما مشکلات اقتصادی همچنان نارضایتی‌هایی را به همراه داشته است.### سیاست‌های صنعتی و تجربیات اقتصادی در دوران مصدق

پژوهش‌های جدید در حوزه سیاست‌های صنعتی نشان می‌دهد که این سیاست‌ها نقشی دوگانه ایفا کردند. از یک سو، آنها توانستند تحرک در صنعت ایجاد کرده، تولید را افزایش دهند و تعداد شرکت‌ها و کارگاه‌ها را افزایش دهند. این اقدامات به تقویت تاب‌آوری کشور در برابر تحریم‌ها کمک کرد. اما از سوی دیگر، وابستگی اقتصادی را از صنعت نفت تحت سلطه بریتانیا به بخش‌های دیگر و کشورهایی مانند آمریکا منتقل کردند. در حقیقت، توسعه صنعتی مبتنی بر منابع داخلی و توانمندی‌های بومی شکل نگرفته بود و دولت به دلیل کمبود سرمایه، تکنولوژی و نیروی متخصص، تنها شکل وابستگی را تغییر داد. این تغییرات در پی سقوط مصدق و در دهه‌های بعدی بیشتر نمایان شد، در حالی که بریتانیا به دنبال یک کودتای ساختگی بود تا دولتی مطابق با منافع خود بر سر کار آورد.

### درس‌های ماندگار

تجربه اقتصاد بدون نفت در دوران مصدق، با وجود تحلیل‌های مختلف، شامل چندین درس کلیدی است:

1. **آسیب‌پذیری ناشی از وابستگی:** وابستگی به یک منبع درآمدی، هرچند که غنی باشد، آسیب‌پذیری ساختاری را به همراه دارد. این موضوع منجر به تشکیل اقتصادی تک‌محصولی می‌شود که به خاطر ناهمگونی و عدم تعادل، شکننده است.

2. **اهمیت واکنش سریع:** بررسی‌ها نشان می‌دهند که تأخیر در اتخاذ سیاست‌های تطبیقی می‌تواند در بلندمدت به ضرر اقتصاد تمام شود. واکنش سریع دولت مصدق به اتخاذ سیاست‌های انقباضی، هرچند سخت، از فروپاشی اقتصادی جلوگیری کرد.

3. **تنوع شرکای تجاری:** اتخاذ سیاست تنوع‌بخشی به شرکای تجاری، همان‌طور که مصدق از طریق قراردادهای پایاپای انجام داد، می‌تواند به عنوان یک راهکار مؤثر در برابر تحریم‌ها عمل کند. واردات از شوروی در این دوره افزایش و وابستگی به بریتانیا کاهش یافت.

4. **برآورد واقع‌بینانه از بازار:** برآورد نادرست مصدق از شرایط بازار نفت و اقتصاد کشور، به اجرای نادرست سیاست‌های اقتصادی منجر شد و این نشان می‌دهد که هر سیاستی باید بر مبنای واقعیات صحیح پایه‌گذاری شود.

5. **محدودیت ابزارهای تأمین مالی:** تجربه اوراق قرضه ملی حاکی از آن است که در شرایط سیاسی ناپایدار و عدم اطمینان، ابزارهای تأمین مالی داخلی نمی‌توانند به تنهایی کمبود درآمدهای بزرگ خارجی را جبران کنند.

سقوط مصدق در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به پایان این آزمایش اقتصادی ختم شد، اما به یادگار ماندن این تجربه به عنوان یک مدل مقاومت اقتصادی و همچنین درس‌هایی درباره محدودیت‌های سیاست‌گذاری در زمان بحران، همچنان مورد توجه است. این تجربه نشان می‌دهد که در مواجهه با شوک‌های خارجی، تلاش برای تطبیق ممکن است، اما ایجاد یک الگوی پایدار توسعه نیازمند ثبات سیاسی و دسترسی به بازارهای جدید است.

### منابع

– خامه‌ای، انور: «اقتصاد بدون نفت»
– دادخواه، کامران: «جنبش ملی کردن نفت، تحریم بریتانیا و اقتصاد ایران، ۱۳۳۲-۱۳۳۰»
– کلاسن، پاتریک و ساسان‌پور، سیروس: «سیاست‌های تطبیقی در برابر شوک ارزی: ایران، ۱۳۳۲-۱۳۳۰»
– حسینی، رضا: «مصدق و اقتصاد بدون نفت»
– سجادی، نجمه و علی بیگدلی: «سیاست‌های صنعتی دولت محمد مصدق و تأثیرات آنها بر استراتژی اقتصاد بدون نفت»، مجله تاریخ ایران، سال ۱۸، شماره ۲، ۱۴۰۴.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *