وبسایت خبری
خبردونی

**بازدید مسعود پزشکیان از تالار آشوک کاخ ریاست‌جمهوری هند**

طبق گزارش‌های اخیر، مسعود پزشکیان، در تاریخ ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ (۱۲ سپتامبر ۲۰۲۶) از تالار آشوک در کاخ ریاست‌جمهوری هند بازدید کرد. این بازدید توجه‌ها را به تصویری جالب جلب کرد که در آن فتحعلی‌شاه قاجار در حال شکار دیده می‌شود. در برخی از انتشارهای خبری ایرانی مانند همشهری و تسنیم، این مکان به عنوان «سرسرای ایرانی دوران فتحعلی‌شاه قاجار» معرفی شده که این امر ممکن است باعث اشتباه در درک اصالت نقاشی و معماری آن گردد. بنابر این، سوال مطرح می‌شود که واقعاً چه عناصری از معماری قاجاری در این تالار وجود دارد؟

بررسی‌ها نشان می‌دهد که منابع معتبر، ارتباط بنای تالار با معماری قاجاری را تأیید نمی‌کنند. اما هنر ایرانی در این فضا ورای یک تابلوی بی‌ارتباط از محیط است. نقاشی قاجاری فتحعلی‌شاه به تدریج به شکل‌گیری تزئیناتی جدید منجر شد. به همین دلیل باید میان سه موضوع مختلف تفکیک قائل شد: ساختار ساختمان، نقاشی قاجاری و تزئینات اضافی که در سده بیستم به آن افزوده شده‌اند.

**تاریخچه ساخت تالار: از بریتانیا به کاخ نایب‌السلطنه**

تاریخ این ساختمان از ایران قاجاری آغاز نمی‌شود، بلکه به تصمیم بریتانیا برای ایجاد پایتختی جدید در هند مربوط است. راشترپاتی بهاوان—که به معنای «خانه رئیس‌جمهور» در زبان هندی است—بناهایی با حدود ۳۴۰ اتاق و چهار طبقه است که بر روی تپه رایسینا در دهلی‌نو قرار دارد.

پس از انتقال پایتخت هند بریتانیا از کلکته به دهلی در سال ۱۹۱۱، طراحی این اقامتگاه به معمار بریتانیایی، سِر اِدوین لاتیِنز، محول شد. ساخت بنا بین سال‌های ۱۹۱۲ تا ۱۹۲۹ انجام شد و در این پروژه حدود هفتصد میلیون آجر و سه میلیون فوت مکعب سنگ به کار رفت.

این ساختمان با ۳۴۰ اتاق، از آغاز سده بیستم نشأت می‌گیرد و نه از دوره فتحعلی‌شاه. هرچند تاریخ ساخت به خودی خود نمی‌تواند وجود تأثیرات قدیمی‌تر را رد کند، بررسی اسناد طراحی و معماری برای یافتن الهام‌ها ضروری است.

طبق توضیحات رسمی، گرایش لاتیِنز به معماری کلاسیک اروپایی و ادغام آن با عناصر هندی به وضوح بیان شده است. لاتیِنز بنا را با الزامات معماری کلاسیک اروپایی طراحی کرد، اما به درخواست لرد هاردینگ از جزئیات بومی هند نیز بهره برد. گنبد مرکزی ساختمان، با ارتفاع ۵۵ متر، از استوپای بودایی الهام گرفته است و شواهدی برای ارتباط آن با معماری قاجاری دیده نمی‌شود.

**تالار آشوک: از سالن رقص به «آشوک ماندپ»**

تالار آشوک، که اکنون به عنوان «آشوک ماندپ» شناخته می‌شود، در اصل یک سالن رقص رسمی بود. دارای سقف چوبی فنردار و جایگاه ارکستر بود. این تالار مستطیل‌شکل به ابعاد حدود ۳۲ متر طول و ۲۰ متر عرض، در ژوئیه ۲۰۲۴ به نام جدید خود تغییر نام داد.

برخی منابع به نام «پارسیکا» نیز اشاره کرده و آن را نامی قدیمی برای این تالار توصیف کرده‌اند. با این حال، جایگاه دقیق این نام و زمان استفاده از آن نیاز به بررسی مستقل و دقیق دارد.نمی‌توان با یقین کامل تالار را فقط تحت عنوان «تالار پارسیکا» یا «تالار فارسی» نام‌گذاری کرد، زیرا برای این ادعا نیاز به اسناد اولیه وجود دارد. در واقع، برخی منابع به این نام اشاره کرده‌اند، اما هنوز اعتبار و دقت تاریخی این عنوان نیاز به بررسی دارد.

طبق تحلیلی که در نشریه تاریخ هنر «Canvas» منتشر شده، طراحی اولیه سقف تالار در سال ۱۹۱۳ به شکل هندسی و نسبتاً ساده بوده است. تزئینات فعلی تالار به‌عنوان مرحله‌ای بعدی از کار شناخته می‌شود و به تنهایی نمی‌تواند به قاجاری‌بودن طرح اولیه اشاره داشته باشد.

در مرکز سقف تالار، تابلو بزرگی با ابعاد ۳۵۵٫۶ در ۵۲۰٫۷ سانتی‌متر به نام «فتحعلی‌شاه در شکار» قرار دارد. این اثر که در حدود سال ۱۸۱۰ توسط مهرعلی، نقاش دربار قاجار، خلق شده، نقاشی رنگ‌روغن با زراندود فراوان است. لیلا اس. دیبا، پژوهشگر معروف هنر ایران، در مقاله‌ای به توصیف این اثر پرداخته و آن را از نوع نقاشی‌هایی می‌داند که در آن زمان به نام «پرده» شهرت داشتند.

شایان ذکر است که در مورد بستر نقاشی اختلاف نظر وجود دارد. دیبا آن را رنگ‌روغن روی بوم توصیف کرده، در حالی که وبگاه کاخ به چرم اشاره کرده است. بدون دسترسی به گزارش فنی مرمت یا بررسی مستقیم اثر، نمی‌توان به طور قطعی این مسئله را حل کرد و وصف فنی بر اساس اطلاعات دیبا ارائه می‌شود.

مهرعلی، هنرمندی که فعالیت‌های او معمولاً در حدود سال‌های ۱۲۴۵ تا ۱۲۱۰ هجری قمری تاریخ‌گذاری می‌شود، به عنوان برترین پرتره‌ساز ایرانی در اوایل حکومت فتحعلی‌شاه شناخته می‌شود. مهارت او در به تصویر کشیدن شکوه و اقتدار مدل‌ها، محبوبیت او را در دربار قاجار افزایش داد.

این هنرمند دست‌کم ده اثر بزرگ رنگ‌روغن از فتحعلی‌شاه به‌جا گذاشته است. یکی از این آثار به اروپا منتقل شده و اکنون در موزه لوور نگهداری می‌شود. دیگر آثار او در موزه ارمیتاژ سن‌پترزبورگ و تالار مرمر کاخ گلستان تهران موجود است. شاگرد او، ابوالحسن صنیع‌الملک غفاری، نیز قابل ذکر است.

لیلا دیبا در مقاله خود اشاره می‌کند که این نقاشی در وضع فعلی هیچ امضا یا تاریخی ندارد و همچنین تاریخ دقیق اثر از طریق حساب ابجد مشخص نشده است. حل این مسائل به بررسی دقیق کتیبه‌ها و مطالعه فنی نقاشی بستگی دارد، لذا تاریخ حدود ۱۸۱۰ باید به‌عنوان یک تاریخ تخمینی در نظر گرفته شود.

تاج کیانی در دوره قاجار به نماد مهمی از سلطنت تبدیل شده و به برقراری پیوندی با شاهان باستانی ایران کمک کرده است. عباس امانت در مقاله‌ای بررسی کرده که چگونه فتحعلی‌شاه از این نمادها برای مشروعیت‌بخشی به حکومت خود در برابر مردم ایران و جامعه جهانی بهره‌برداری می‌کرد. نقاشی دهلی نمایشی از این سیاست تصویری است که شاه را در هر دو جایگاه تاریخی و دینی به تصویر می‌کشد.### تحلیل نمایش قدرت در آثار هنری قاجار

تصویرسازی‌های هنری دوره قاجار به‌ویژه در نقاشی‌های سلطنتی، شاه و خاندان او را در جایگاه چهره‌های اصلی و پرقدرت قرار می‌دهد. ترکیب‌بندی این آثار به‌گونه‌ای است که شکوه و اقتدار سلطنت را به تصویر می‌کشد و حضور شاهزادگان، این نمایه را به یک نمایش خانوادگی بدل می‌سازد. این ویژگی‌ها توضیح می‌دهد که چرا چنین آثاری به‌عنوان تزئینی در فضاهای درباری و همچنین ابزاری سیاسی و دیپلماتیک کارکردی مهم دارند.

اما این نکته حائز اهمیت است که باید میان تأثیر نمادین این تصاویر و پیامدهای سیاسی‌شان تفکیک قائل شد. اگرچه این نقاشی‌ها به‌وضوح اقتدار سلطنت را به نمایش می‌گذارد، اما برای ارزیابی تأثیر واقعی آن‌ها بر مشروعیت حکومت و ثبات سیاسی، به شواهد تاریخی و اجتماعی بیشتری نیاز است.

### سفری جالب برای یک تابلو: از تهران به لندن و دهلی

مسیر انتقال این نقاشی، برخلاف عنوان «تالار ایرانی در هند» به‌طور مستقیم از دربار ایران به این کاخ نبوده است. به‌عنوان مثال، ایستگاه اول این سفر به سال ۱۸۱۴ در تهران و لندن برمی‌گردد، زمانی که فتحعلی‌شاه این اثر را به‌عنوان هدیه‌ای برای جرج چهارم، ولیعهد وقت بریتانیا ارسال کرد. لیلا دیبا در تحقیقات خود به پژوهش‌های باسیل رابینسون اشاره می‌کند؛ وی معتقد بود که این اثر بخشی از هدایایی بوده که سِر گور اوزلی، نخستین سفیر بریتانیا در دربار قاجاری، به بریتانیا برده است.

گور اوزلی در مأموریتی دیپلماتیک، به مذاکره با فتحعلی‌شاه پرداخته بود که نهایتاً به عهدنامه گلستان در سال ۱۸۱۳ منجر شد. فتحعلی‌شاه نیز به همراه این تابلو، هدایای دیگری از جمله نسخه‌ای از دیوان خاقان ارسال کرد.

### مراحل بعدی سفر تابلو

این اثر به مدت طولانی در مجموعه دفتر هند در لندن نگهداری شد و مستندات نشان می‌دهد که در سال ۱۹۲۴ هنوز در آن‌جا بوده است. سپس در دسامبر ۱۹۲۹، به درخواست لرد اروین، نایب‌السلطنه هند، این تابلو به دهلی‌نو ارسال شد و بر سقف سالن رقص نصب گردید. لرد اروین به‌عنوان نخستین ساکن خانه نایب‌السلطنه در این بنا، نقشی مهم در جابه‌جایی این اثر ایفا کرد.

نکته جالب این است که نصب تابلو بر سقف تالار به معنای این نیست که از ابتدا برای این فضا خلق شده بود. بلکه، این تابلو پس از جابه‌جایی، در محیطی جدید قرار گرفت.

### اهمیت این سفر

لیلا دیبا به نکته‌ای روش‌شناختی اشاره دارد که آثار قاجاری به‌خصوص در نتیجه پراکندگی و جدایی از زمینه اصلی خود، تفسیرهایی را ایجاد کرده‌اند که به ویژگی‌های کهن‌گرایانه هنر قاجاری تأکید می‌کند. این پراکندگی، در عین حال فرصت‌های بیشتری برای پژوهشگران فراهم کرده است، به‌ویژه هنگامی که به بررسی نوآوری و ویژگی‌های تلفیقی هنر اسلامی در سده نوزدهم می‌پردازند.### ترکیب فرهنگی در «تالار اشوک»

تابلوی مشهور دهلی خود نمایانگر چگونگی تحولات فرهنگی است؛ این اثر که به نظر می‌رسد برای یک فضای درباری ایرانی طراحی شده، اکنون بر سقف سالن رقص یک ساختمان بریتانیایی در هند آویخته است و فاصله‌ای طولانی با بستر اصلی خود دارد.

### هنرمند ایتالیایی و تغییر در طراحی فضا

مراحل بعدی روایت «معماری ایرانی» به زمانی برمی‌گردد که تابلوی مهرعلی به سقف این سالن نصب شد. این در حالی است که فضای اطراف آن خالی بود و لیدی ویلینگدون، همسر نایب‌السلطنه، از این وضعیت ناراضی بود و به همین دلیل هنرمند ایتالیایی، توماسو کولونلو (Tommaso Colonnello)، را برای تکمیل تزئینات دعوت کرد.

### اقدامات کولونلو در تزئین

کولونلو به همراه دوازده نقاش هندی، مجموعه‌ای از نقاشی‌ها و تزئینات سقفی و دیواری را ایجاد کرد که از تابلوی مرکزی مهرعلی و برخی عناصر ایرانی الهام گرفته بودند. او موضوعاتی نظیر جنگل و شکار را در سقف گسترش داد و صحنه‌های بیشتری از شکار و رژه‌های سلطنتی با کتیبه‌های فارسی به آثارش افزود. تمرکز او بر روی تزئین دیوارها با نقاشی‌هایی بود که به صورت آن‌چنانی طراحی و سپس بر دیوارها نصب شدند.

این پروژه طراحی از ژوئن ۱۹۳۲ آغاز و در اکتبر ۱۹۳۳ به پایان رسید. گفته می‌شود کولونلو امضای خود را به‌طور خلاقانه‌ای در زیر پاهای یک فیل در یکی از نقاشی‌ها پنهان کرده است. به خاطر این اثر هنری، پادشاه ایتالیا، ویتوریو امانوئله به او نشان شوالیه اعطا کرد.

### تحلیل‌های دیگر از معماری و هنر

در اینجا، پاسخ به سؤال «آیا معماری قاجاری یا فقط یک نقاشی ایرانی است؟» دشوار می‌شود. نقاشی قاجاری دیگر تنها یک شیئ آویخته در فضایی ناهمخوان باقی نمانده، بلکه به آرایش تصویری اطراف نیز نفوذ کرده است. اگرچه تأثیر هنر ایرانی بر تزئینات این تالار قابل مشاهده است، اما این تأثیر به تنهایی به ادعای قاجاری‌ بودن معماری تالار نیازی ندارد.

علاوه بر این، نقاشی‌های اضافه‌شده در دهه ۱۹۳۰ باید به عنوان اقتباس‌های متأخر از هنر ایرانی و قاجاری دانسته شوند و نه به عنوان نمونه‌هایی از هنر دربار فتحعلی‌شاه.

### شومینه‌های ویکتوریایی با کتیبه‌های فارسی

شاید جذاب‌ترین ترکیب فرهنگی در تالار اشوک، دو شومینه آن باشد. این شومینه‌ها با طراحی معماری ویکتوریایی و عناصر تزئینی کلاسیک بریتانیایی، کتیبه‌های فارسی را در خود جای داده‌اند که نشان‌دهنده‌ی لایه‌های مختلف فرهنگی است.

علی‌اصغر حکمت در کتاب خود به نام «نقش پارسی بر احجار هند» به تأکید بر کتیبه‌های فارسی در تالار اشوک پرداخته و این مسأله را بیشتر مورد بررسی قرار داده است. این نمونه‌ها نشانگر آن است که وجود زبان فارسی به معنای قاجاری‌ بودن معماری تالار نیست و در واقع ترکیبی از عناصر مختلف فرهنگی را نمایان می‌سازد.

### پروژه‌های مرمت و آینده تالار

اولین پروژه مرمت راشترپاتی بهاوان در سال ۱۹۸۵ آغاز و تا ۱۹۸۹ ادامه یافت. در این پروژه، سونیتا کهلی، مرمتگر برنده نشان پادما شری، اقدام به حذف برخی از الحاقات جدید تالار اشوک کرد تا آن را به وضعیت اولیه‌اش نزدیک‌تر کند.

پروژه دوم مرمت در سال ۲۰۱۰ با همکاری سونیتا کهلی و معمار مشهور چارلز کوریا آغاز شد و به هدف حفظ و ارتقاء این یادگار فرهنگی ادامه پیدا کرد.در فرآیند تغییر و تحول در فضای بنا، تابلوی مهرعلی به عنوان بخشی از هویت بصری تالار همچنان حفظ شد. پس از استقلال هند، اقداماتی برای هندی‌تر کردن فضا انجام شد که شامل نقاشی‌هایی با الهام از غارهای آجانتا و مضامین حماسه‌های رامایانا و مهابهاراتا در راهروها بود. سوکومار بوز، نخستین متصدی نقاشی‌های کاخ، در «دالان دولتی» به تصویر کشیدن مضامینی از تمدن دره سند، تهاجم اسکندر و تجارت دریایی باستانی هند را آغاز کرد و آیات بهاگاواد گیتا را با طلا بر دیوارها نوشت.

با این حال، تالار اشوک بیشتر با مجموعه نقاشی‌های سقفی و تابلو مرکزی‌اش حفظ شده است. این امر به خوبی نشان دهنده ارزش فرهنگی و تاریخی این مجموعه است؛ هرچند نمی‌توان آن را به معنای پذیرش رسمی سبک قاجاری تالار یا تمامی تزئیناتش تلقی کرد.

در نهایت، آن چه به دهلی منتقل شد تنها یک کاخ قاجاری نبود؛ بلکه تصویری از شاه قاجار بود که پس از عبور از بریتانیا، بر سقفی جدید نشسته و الهام‌بخش مجموعه‌ای از نقاشی‌ها و آرایه‌های متأخر گردید. بدین ترتیب، تالار نه تنها نمونه‌ای از معماری قاجاری محسوب نمی‌شود، بلکه به عنوان صحنه‌ای چندلایه از تغییرات و بازتفسیر هنر ایرانی در جهان مدرن به شمار می‌رود.

منابع مرتبط با این موضوع شامل وب‌سایت‌های britannica.com، rashtrapatibhavan و brill.com هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *