به گزارش خبردونی، لورا اشلی در تاریخ ۷ سپتامبر ۱۹۲۵ در شهری به نام دولیس در بریتانیا به دنیا آمد. این خانه به مادربزرگش، مارگارت دیویس، تعلق داشت. لورا فرزند لوئیس استنلی مونتنی و مارگارت دیویس بود که هر دو از اقوام نزدیک یکدیگر بودند. مارگارت مونتنی تصمیم گرفت تا فرزندش به جای کمدنرود لندن، در دولیس متولد شود. لورا، پس از زایمان به لندن بازگشت و دوران تحصیل خود را در مدرسه اِلِموود در کریدون گذراند، در حالی که خاطرات دوران کودکیاش در خانه مادربزرگش تأثیری عمیق بر او گذاشت.
در دوران کودکی خود، لورا تعطیلات را در خانه مادربزرگش سپری کرد و با فعالیتهای زنان خانواده در زمینه دوخت و دوز و تهیه غذاهای خانگی آشنا شد. او شاهد برگزاری مراسم مذهبی به زبان ولزی در کلیسا بود که این تجربیات، بیتردید در شکلگیری ایمان مسیحیاش مؤثر بود.
پس از اعلام جنگ بریتانیا به آلمان در سپتامبر ۱۹۳۹، خانواده لورا به ولز بازگشتند تا از بمباران لندن در امان باشند. لورا که بزرگترین فرزند خانواده بود، پس از تحصیل در کالج منشیگری ابرِدیر، به لندن بازگشت تا به پدرش کمک کند و خود نیز به تلاشهای جنگی ملحق شد. او ابتدا به “سپاه آموزش دختران” پیوست و سپس در سال ۱۹۴۳ به “خدمات سلطنتی نیروی دریایی زنان” راه یافت و در مناطق مختلفی از جمله فرانسه و بلژیک خدمت کرد.
در سالهای ابتدایی جنگ، لورا با برنارد آلبرت اشلی، جوانی که یک سال از او کوچکتر بود، آشنا شد. این دو در فوریه ۱۹۴۹ با یکدیگر ازدواج کردند. لورا در کنار کار در دفتر فدراسیون مؤسسات زنان، به سلامت و رفاه خانوادگیاش نیز توجه داشت. خانواده آنها در یک آپارتمان سهاتاقه و ابتدایی زندگی میکردند.
در مارس ۱۹۵۲، لورا در برگزاری نمایشگاهی از صنایع دستی شرکت کرد و این تجربه او را به جستجوی طرحهای چاپی سوق داد. با همفکری برنارد، آنها دستگاهی برای چاپ طرحها روی پارچه ساختند. این دستگاه در آشپزخانه آپارتمان کوچکشان مستقر شد و تولید زیراندازهای میز و روسریهای زنانه بر پایه مواد طبیعی آغاز شد. تقاضا برای محصولات به سرعت افزایش یافت و کسبوکار نیازمند فضایی بزرگتر شد، که این تغییر با تولد نخستین فرزندشان، لورا جین، در اول اکتبر ۱۹۵۳ همزمان بود.در سال ۱۹۵۴، لورا و همسرش با اجاره یک زیرزمین در خیابان کمبریج، شرکت «لورا اشلی» را تأسیس کردند. این زوج ناشر با استخدام بالاترین مهارتهای مهندسی، برنارد، موفق به ساخت دستگاههایی شدند که امکان چاپ پیوسته پارچه را فراهم میکرد و به این ترتیب، تولید هفتگی کسبوکار آنها بهطور قابلتوجهی افزایش یافت.
در همین زمان، لورا بهدنبال ایدههای جدید و جذابتر بود. او با الهام از طرحهای ویکتوریایی، موفق به تولید حولههای آشپزخانهای شد که به سرعت به محبوبیت رسیدند و عناصر ویکتوریایی به کانون اصلی محصولات شرکت تبدیل گشتند. خانواده این زوج، پس از تولد فرزندشان دیوید در نوامبر ۱۹۵۴، به کلبهای در منطقهای روستایی در نزدیکی لیمپسفیلد نقل مکان کردند که زیباییهای طبیعی آن تأثیر عمیقی بر نگرش هنری لورا و رشد کسبوکار داشت.
دوره فعالیت در لیمپسفیلد، بهعنوان دوران طلایی توسعه شرکت «لورا اشلی» بود؛ فروش سالانه از ۲۰۰۰ پوند به ۸۰۰۰ پوند افزایش یافت. اما تنشها بین لورا و برنارد به دلیل غیبتهای مکرر برنارد و مشکلات مالی خانواده، پس از تولد فرزند سومشان، نیک، به شدت افزایش یافت. همچنین، سیلابی در سال ۱۹۵۸ به تجهیزات شرکت آسیب جدی وارد کرد.
در ادامه، لورا تصمیم به ترک خانه مشترک گرفت و با فرزندانش به سفری به ایستبورن و سپس ولز رفت. در تابستان ۱۹۶۱، آنها در کنار رودخانه ماوداخ، نزدیک دولگلی اردو زدند. با این حال، آغاز جدیدی در انتظارشان بود؛ برنارد به زودی به آنها پیوست و خانواده در «گوالیا هاوس» در ماچینلت مستقر شدند و کسبوکار فصل نوینی را آغاز کرد.
لورا از خانهاش در ماچینلت فروشگاه کوچکی راهاندازی کرد که به محلی برای گردهمایی اهالی تبدیل شد. در همین حین، برنارد ماشینآلات شرکت را به محلهای جدید منتقل کرد و رشد نیروی کار در این منطقه روستایی به احیای اقتصادی و اجتماعی جامعه محلی کمک کرد. لورا و برنارد، به ویژه بهدلیل تجربه شخصی خود، به کارکنان توجه ویژهای داشتند و به دنبال ایجاد فرصتهای شغلی برای مردان و زنان در جوامع روستایی بودند.
شرکت در سال ۱۹۶۱ به «لورا اشلی» تغییر نام یافت و تا اواسط دهه ۱۹۶۰، محصولات این برند در فروشگاههای مختلف کشور و بازارهای جهانی به خوبی به فروش میرسیدند. لورا تمرکز خود را بر فراهم کردن شرایط کار در منزل برای مادران جوان قرار داده و بر اهمیت دستمزد مناسب تأکید داشت. رویکرد آنها به کارآموزی دلالت بر اعتقاد به قابلیت یادگیری بهتر از سوی افرادی داشت که از قبل در چهارچوب خاصی تربیت نشده بودند.### کهنهگرایی لورا
در سال 1967، نخستین فروشگاه لورا اشلی در لندن به شماره 23 خیابان پلهام افتتاح شد. این فروشگاه به سرعت مورد توجه قرار گرفت و لباسهای آن با وجود کهنهگراییشان، به دلیل همین ویژگی، محبوبیت زیادی پیدا کردند.
لورا اشلی نه به دنبال سبک زندگی لذتگرایانه دهه شصت بود و در مصاحبههایی اعلام کرده است که تحت تأثیر آرامش کوهستانهای ولز قرار داشته است. پیراهنهای خواب بلند به سبک ویکتوریایی و لباسهای ساده روزانهاش، با جذابیت زنانه و نوستالژیک خود، در اوج محبوبیت دامنهای کوتاه در لندن به چشم میآمدند.
### فروشگاههای اشلی در اروپا
با رشد این برند در لندن، برخی فروشگاهها مانند گوالیا هاوس در ماچینلت تعطیل و فروشگاههای جدیدی در شروزبری و باث تأسیس شدند. همچنین، نخستین فروشگاه اروپایی این شرکت در ژنو راهاندازی شد. کارخانههای خانگی در کارنو و مرکز ولز نیز توسعه یافتند و به همین ترتیب، ساختار مدیریتی شرکت به شکل رسمیتری درآمد. در اوت 1974، جان جیمز به عنوان مدیر مالی منصوب شد تا با چالشهای ناشی از رشد سریع شرکت و کمبود نقدینگی مقابله کند.
در این زمان، جلسات هیأتمدیره به مدیریت شرکت اضافه شد. هرچند لورا اشلی در سمت معاون رئیس، در کنار برنارد به فعالیت میپرداخت، بیشتر به تصویر و هویت برند اهمیت میداد تا مسائل مالی. به گفته یکی از طراحان داخلی، لورا به بازرگانی علاقه چندانی نداشت و واژه بازاریابی را ناخوشایند میدانست.
سال 1980، نقش لورا به «مدیر طراحی» تغییر یافت و او را مسوول فلسفه هنری شرکت کرد، در حالی که طراحی لباس به دیگران سپرده شد و او بر توسعه پارچهها و لوازم تزئینی تمرکز یافت.
### خرید عمارت در نقاط مختلف اروپا
در این دوران، لورا و همسرش کمی بعد از خرید عمارت «رایدولدگ» در 1973، آن را ترک کردند و بیشتر زمان خود را در اروپا گذراندند. این اقدام تا حدی به منظور کاهش تعهدات مالیاتی بود. در 1978، آنها عمارت تاریخی «رمسنیل» را خریداری کردند که فرصتی برای طراحی اتاق ها به سبک تاریخی بود.
خرید خانه «لو پرووِرژه» در سال 1982 و منزل دیگری در بروکسل در 1983، موقعیتهایی را برای گسترش فعالیتهای او در زمینه طراحی داخلی فراهم ساخت.
### آخرین روزهای زندگی
با نزدیک شدن به شصتمین سالروز تولدش در تابستان 1985، طراحی داخلی همچنان مرکز توجه او بود. او به دلیل الزامات مالیاتی، زمان زیادی را خارج از بریتانیا سپری کرد و مناسبتهای مهمی مانند دریافت مدرک افتخاری دکترای ادبیات و مراسم ازدواج پسرش را از دست داد.
اما اکنون فرصتی برای بازگشت به بریتانیا و کمک به دختر بزرگش، جین، که در انتظار فرزندش بود، فراهم شده بود. لورا با غریزه مادری و اشتیاق به کار در خانه جدید به کمک خانوادهاش شتافت.در تاریخ ۲۴ اوت ۱۹۸۵، لورا اشلی در نامهای به نیک اعلام کرد که از سمت مدیر طراحی گروه لورا اشلی استعفا میدهد و این مسئولیت را به او واگذار میکند. این تصمیم در پی برنامهریزی برای ورود شرکت به بازار سهام اتخاذ شد.
جشن تولد لورا به خواست او به صورت خصوصی برگزار شد و تنها در کنار خانواده نزدیکش شامل دخترش، نوهاش، مادرش و خواهرش مری کوتس و برنارد سپری گردید.
در شب حادثه، لورا بدون روشن کردن چراغ از اتاق خواب کلبه دخترش خارج شد و در اثر سقوط از پلهها دچار جراحات شدید شد. وی به بیمارستان والگریو در کاونتری منتقل و به مدت ۱۰ روز تحت دستگاههای حمایتی زنده ماند، اما هیچگاه به هوش نیامد و در تاریخ ۱۷ سپتامبر ۱۹۸۵ درگذشت.
مراسم خاکسپاری او در کلیسای محلی کارنو برگزار شد و گروه کر مردان دولایس، که لورا معاون رئیس آن بود، در این مراسم سرودی مذهبی را اجرا کرد. پیکر او در گورستان به خاک سپرده شد.
کمتر از دو ماه پس از درگذشت لورا، شرکت وارد بازار سهام شد و ارزش آن به حدود ۲۷۰ میلیون پوند رسید. به همراه ورود به بازار، سهامی به ارزش ۱.۲۵ میلیون پوند به صورت رایگان میان کارکنان تقسیم شد، که نشاندهنده نگرش لورا به کارکنان به عنوان بخشی از یک خانواده بزرگ بود.
اگرچه در ابتدا این شرکت با استقبال خوبی مواجه شد، اما در سالهای بعد با چالشهای متعددی روبرو شد و تا سال ۲۰۰۱، ارتباط خانواده اشلی با کسبوکار قطع گردید.
با این حال، فعالیتهای «بنیاد خانواده اشلی» که در سال ۱۹۸۶ و با نام «بنیاد لورا اشلی» تأسیس شده بود، ادامه یافت. جین، دختر بزرگ لورا، تا سال ۲۰۲۰ مدیریت این بنیاد را بر عهده داشت و خواهرش، اما شاکبرگ، از سال ۱۹۹۹ مدیریت بخش ولز را بر عهده داشت.
**نویسنده: فیون مِیر جونز**
**منبع: biography.wales (فرهنگنامه زندگینامههای ولزی)**











