### بازداشت هزاران مقام دولتی توسط ان.کا.و.د شوروی
پلیس مخفی حکومت شوروی، ان.کا.و.د (NKVD)، به بازداشت هزاران مقام دولتی و افسران نظامی متهم پرداخت. محاکمههای ارائه شده بهطور عمده نمایشی بودند و به همین دلیل اصطلاح “محاکمه نمایشی” به آنها اطلاق میشود. این اقدامها به طرز غمانگیزی قبل از جنگ جهانی دوم باعث تضعیف توانایی نظامی اتحاد جماهیر شوروی شد و هزاران فرمانده و رهبر باتجربه جان خود را از دست دادند.
### تشکیل اتحاد جماهیر شوروی (۱۹۲۲–۱۹۱۷)
آشفتگی در روسیه در آوریل ۱۹۱۷ به سبب جنگ جهانی اول باعث افزایش نارضایتی مردم از تزار نیکلای دوم شد. در پی این اوضاع، آلمان از وضعیت ناگوار روسیه بهرهبرداری کرد و گروهی از سوسیالیستهای تبعیدی به رهبری ولادیمیر لنین را به کشور برگرداند. بازگشت لنین به پتروگراد به وقوع انقلاب بلشویکی انجامید که بهعنوان انقلاب کمونیستی یا انقلاب اکتبر نیز شناخته میشود. در این دوره، انقلابیون کمونیست کنترل حکومت را در دست گرفتند.
با این حال، تسلط اولیه بلشویکها تنها محدود به چند شهر بزرگ بود که این امر به مخالفان کمونیسم، معروف به “سفیدها”، فرصتی برای انجام حملههای متقابل فراهم کرد. در جریان جنگ داخلی روسیه، علیرغم حمایت خارجی، سفیدها به تدریج در برابر سرخها شکست خوردند و در سال ۱۹۲۲، سرخها آخرین پایگاه سفیدها را تصرف کرده و اتحاد جماهیر شوروی را در ۳۰ دسامبر همان سال تأسیس کردند.
### ظهور ژوزف استالین
یکی از پیروان لنین، ژوزف دژوگاشویلی، که توسط رژیم تزاری به تبعید رفته بود، نام خانوادگی “استالین” را برای خود برگزید. او به مقام دبیرکل حزب کمونیست رسید و با آغاز جنگ داخلی قدرت را به تدریج در دست گرفت. در سال ۱۹۲۲، با وخامت حال لنین به علت سکته، استالین به سرعت برای کسب مسئولیتهای بیشتر اقدام کرد.
لنین اما نسبت به افزایش قدرت استالین نگران بود و در سال ۱۹۲۳ خواستار برکناری او شد. اما به دلیل وخامت وضعیتش نتواست این امر را به انجام رساند. پس از درگذشت لنین در ژانویه ۱۹۲۴، دیگر رهبران کمونیست تصمیم به حفظ استالین در قدرت گرفتند.**عنوان؛** استالین و پاکسازی رقبای سیاسی
با کنترل استالین بر روند انتخابات درونحزبی، لئون تروتسکی، یکی از رقبای اصلی او، به تدریج از صحنه سیاست حذف شد. در سال 1927، استالین موفق شد تا تروتسکی و دیگر رقبای جدی همچون گریگوری زینوویف و لو کامنف را از حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی کنار بگذارد. در نتیجه، تروتسکی به تبعید رفت و تا سال 1929، استالین به عنوان رهبر بیرقیب شناخته میشد.
—
**چالشهای رهبری استالین**
رهبری استالین نسبت به لنین از رویکرد سرسختتری برخوردار بود، به طوری که او اجراکننده برنامههای کشاورزی اشتراکی اجباری و صنعتیسازی سریع بود. این سیاستها از اوایل دهه 1930 به قحطی وسیعی در اوکراین و قزاقستان منجر شد، که به «هولودومور» شهرت یافت. این قحطی و اثرات آن باعث تولد مخالفتهایی علیه استالین شد و او را به عنوان فردی بیرحم معرفی کرد.
در هفدهمین کنگره حزب در اوایل سال 1934، شایعاتی وجود داشت مبنی بر اینکه اعضای حزب پیشنهادی برای جانشینی استالین به سرگئی کیروف رای دادند. هرچند هیچ مدرکی از نتایج این رایگیری باقی نمانده است، اما بسیاری از شرکتکنندگان بعدها قربانی موجی از پاکسازیها شدند. در دسامبر همان سال، کیروف به طرز مشکوکی ترور شد و استالین، تروتسکی را به عنوان مسئول این قتل معرفی کرد.
به اعتقاد مورخان، استالین ممکن است پیشاپیش قتل کیروف را طراحی کرده باشد تا بهانهای برای شروع پاکسازیهای سیاسی خود فراهم کند.
—
**گسترش قدرت پلیس مخفی**
در پی ناآرامیهای سیاسی سال 1934، پلیس مخفی جدیدی به نام کمیساریای خلق در امور داخلی (انکا.و.د) شکل گرفت. این نهاد عمده مأموریتهای امنیت داخلی را بر عهده داشت و در سال 1936، استالین نیکولای یژوف را به ریاست آن منصوب کرد. یژوف به خاطر سرکوبهای شدیدش مشهور بود و هرکسی را که به عنوان «دشمن حکومت» مظنون میشد، تحت تعقیب قرار میداد.
گسترش فعالیتهای انکا.و.د در اواسط تا اواخر دهه 1930، همچنین به منظور استخدام زندانیان سیاسی به عنوان نیروی کار اجباری در صنایع و معادن بود که این امر در ادامه به بهرهکشی از زندانیان منجر شد.در دورهای که پروژههای ساختمانی در اتحاد جماهیر شوروی به نمایندگی از دولت به کار گرفته میشد، سازمان امنیت عمومی شوروی، ان.کا.و.د، در فعالیتهای تروریستی نیز نقش ایفا میکرد. بسیاری از مقامات ارشد دولتی به دلایلی همچون حمله ناگهانی قلبی جان خود را از دست میدادند. ان.کا.و.د بهطور معمول قوانین را نادیده میگرفت و سازوکارهای خود را ایجاد کرده بود.
هدف اصلی «پاکسازی بزرگ» که عموماً از سال ۱۹۳۶ آغاز شد، در واقع مقابله با افرادی بود که احساس میشد برای حکومت ژوزف استالین تهدید به شمار میآیند. این افراد عمدتاً مخالفان سیاسی بودند، اما با توجه به ماهیت انحصاری حزب کمونیست، هر شخصی ممکن بود به عنوان معارض تلقی شود. اتهامات به افرادی که به نوعی با حکومت در تضاد بودند، شامل جاسوسی و خرابکاری بود.
این «پاکسازی» بهعنوان «وحشت بزرگ» نیز شناخته میشود، چرا که افراد از تعقیب و محاکمه ناگهانی در امان نبودند. نهادهای غیرسیاسی نیز، نظیر ارتش، تحت فشار قرار گرفتند. ابتدا روشنفکران و هنرمندان هدف این پاکسازی قرار گرفتند، اما از سال ۱۹۳۷، افسران ارشد ارتش نیز به اتهام جاسوسی برای کشورهای خارجی دستگیر و اعدام شدند. استالین احتمالاً از محبوبیت مارشالهایی نظیر میخائیل توخاچفسکی نگران بود و در پی حذف آنان برآمد.
اکثریت افرادی که در جریان پاکسازی بزرگ هدف قرار گرفتند، حتی از حداقل حقوق قانونی برخوردار نشدند. در مواردی که محاکمههای نمایشی برگزار شد، که معمولاً به نام «محاکمههای مسکو» شناخته میشدند، هدف توجیه اقداماتی بود که استالین انجام داده بود. این محاکمهها بهسرعت و بدون شواهد کافی انجام میشدند و بیشتر بر اعترافات تحت فشار ناظران استوار بودند. در این دادگاهها، قضات تقریباً همیشه حکم گناهکار بودن را صادر میکردند.اعدامها در دوران استالین بهسرعت و گاه حتی در همان روز انجام میشدند. بسیاری از ناظران به غیرواقعی بودن این محاکمهها اشاره کرده و شوخیهای تلخی درباره آنها مطرح میکردند؛ محاکمههایی که متهمان آن به اتهاماتی عجیب مانند جاسوسی و خرابکاری محکوم میشدند.
ژوزف استالین، رهبر اصلی انقلاب بلشویکی، هرگز به خاطر هیچ اتهامی محاکمه نشد. ناظران داخلی و خارجی متوجه شدند که این محاکمهها بیشتر بهعنوان نمایش و صحنهسازی برگزار میشدند. فضای وحشت و رعب ایجادشده توسط استالین و دستگاه امنیتیاش (ان.کا.و.د) مانع از هرگونه مخالفت واقعاً مؤثر میشد.
در دوران پاکسازی بزرگ، افرادی که به رفتار «ضدانقلابی» متهم میشدند، با دو گزینه روبهرو بودند: اعدام یا زندان. بهعنوان مثال، زندانهای گولاگ، که بسیاری از زندانیان سیاسی بدانجا فرستاده میشدند، در شرایطی خشن و غیرانسانی فعالیت داشتند. این اردوگاهها بهویژه در مناطق دورافتاده سیبری بنا شده بودند و زندانیان برای کارهای طاقتفرسا و تحت شرایط سخت مجبور به کار بودند. بسیاری از آنان به دلیل سرما و نبود امکانات بهداشتی جان خود را از دست میدادند.
در این شرایط سیاسی، حتی کوچکترین تخلفهایی مانند دیر رسیدن به محل کار میتوانست به مرگ در گولاگ منجر شود. زندانیانی که موفق به انجام کامل کار خود نمیشدند، از جیره غذایی کمتری برخوردار بودند و همین امر به گرسنگی و مرگ آنها میانجامید. بهاین ترتیب، ترس از گولاگها موجب خاموشی هرگونه مخالفت سیاسی در اتحاد جماهیر شوروی شد و در نهایت، هر زندانی سیاسی میتوانست بهراحتی از میان برداشته شود.
بهدلیل راهبردهای استالین، بین سالهای ۱۹۳۷ تا ۱۹۳۸، حدود ۳۵ هزار افسر ارتش سرخ از مشاغل خود برکنار شدند. اگرچه برخی از آنان پیش از حمله آلمانها به شوروی در ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ دوباره به ارتش پیوستند، اما بسیاری از مورخان معتقدند که این پاکسازی توان دفاعی کشور را بهشدت تضعیف کرده است. بهویژه در شرایطی که آلمان نازی بهسرعت در حال نظامیسازی بود، این سیاست استالین بهعنوان یک اشتباه بزرگ تلقی میشد. بینظمی ارتش سرخ در سال ۱۹۳۹، در خلال جنگ زمستانی با فنلاند نمایان شد و نیازمندی به اصلاحات و بهبود وضعیت نظامی را نشان داد.شوروی در آغاز جنگ با فنلاند انتظار پیروزی آسانی داشت، اما جنگ طولانیمدت هزینههای سنگینی را برای ارتش سرخ به همراه داشت. این ارتش که در تابستان و پاییز ۱۹۴۱، به ویژه پس از آغاز عملیات بارباروسا، عملکرد ضعیفی از خود نشان داد، در مواجهه با آلمان نازی با مشکلات جدی مواجه شد. تنها در نزدیکی مسکو بود که ارتش سرخ با استفاده از سرمای سخت زمستان موفق به متوقف کردن پیشرویهای آلمان شد. در همین زمان، استالین دریافت که باید به تجربه و تخصص فرماندهان نظامی خود اعتماد کند؛ تصمیمی که سرانجام به پیروزی شوروی بر آلمان در جنگ جهانی دوم منجر شد.
پس از مرگ استالین در سال ۱۹۵۳، تصفیههای سیاسی که از نوامبر ۱۹۳۸ آغاز شده بود، ادامه یافت. در زمان جنگ جهانی دوم، این تصفیهها دوباره اوج گرفت و افسران ارتش به اتهام «خیانت به میهن» به شدت مورد پیگرد قرار گرفتند. حتی اقدام به عقبنشینی در مقاطعی که دشمن برتری نداشته، میتوانست به اعدام بینجامد. بعد از پیروزی اتحاد جماهیر شوروی نیز، پاکسازیها متوقف نشد. یکی از شناختهشدهترین موارد، «توطئه پزشکان» بود؛ پروندهای که در آن استالین ادعا کرد که ۹ پزشک در کرملین تلاش به قتل دو نفر از نزدیکانش کردهاند. پس از این ماجرا، مشخص شد که این پزشکان عمدتاً یهودی بودند و برخی بر این باور بودند که استالین قصد پاکسازی جدیدی را بر اساس قومیت داشت.
در عین حال، مرگ استالین در ۴ مارس ۱۹۵۳ ضمن جلوگیری از آزار یهودیان شوروی، به یک دوره جدید در رهبری کشور منجر شد. لاورنتی بریا، رئیس سازمان امنیت، برای مدتی به مقام رهبری رسید، اما تا سال ۱۹۵۶، نیکیتا خروشچف به رهبری مطلق کشور دست یافت. در ۲۶ فوریه ۱۹۵۶، خروشچف به شدت به استالین حمله کرد و او را یک «دیکتاتور خونخوار» نامید. این سخنرانی با عنوان درباره کیش شخصیت و پیامدهای آن، عملکرد استالین در دهه ۱۹۳۰ و سرکوب مخالفان خود را به باد انتقاد گرفت. این محکومیت به حدی تاثیربرانگیز بود که برخی از اعضای کنگره حزب از شدت شوک بیهوش شدند.
پس از این محکومیت، خروشچف سیاستهای لیبرالیتری را آغاز کرد که به نام «ذوب خروشچف» شناخته میشود. این دوره به شهروندان شوروی آزادیهای بیشتری بخشید، از جمله دسترسی به ادبیات و هنرهای خارجی. به علاوه هزاران زندانی سیاسی از دوره استالین آزاد شدند، و این روند از بلافاصله پس از مرگ استالین آغاز شده بود. بریا، که…
در دوران ریاست ان.کا.و.د، فرایند آزادی زندانیان با اعلام عفو برای تعداد زیادی از افراد شروع شد که بهویژه شامل کسانی بود که در ماجرای جنجالی «توطئه پزشکان» دستگیر شده بودند.
در سرتاسر اتحاد جماهیر شوروی، تندیسهای مربوط به استالین به عنوان بخشی از حذف «کیش شخصیت» که در دوران حکومت او حاکم بود، از اماکن عمومی جمعآوری شدند. بریا، که در نوامبر ۱۹۳۸ همزمان با پایان «پاکسازی بزرگ» به ریاست ان.کا.و.د منصوب شده بود، به دلیل بیرحمیهایش اعدام شد. او به اتهام تجاوز و شکنجه زندانیان شناخته شد که دستور بازداشت آنها را صادر کرده بود.
نخستوزیر جدید، خروشچف، بیرحمترین نزدیکان استالین را برکنار کرد، گرچه گزارشها حاکی از آن است که خود او نیز در انجام برخی از پاکسازیها در زمان استالین نقش داشته است. با وجود سیاستهای اصلاحی خروشچف در اواسط دهه ۱۹۵۰، در اواخر همان دهه و در دوران جنگ سرد، دیدگاههای سختگیرانهتری دوباره در شوروی ظهور کرد، بهویژه در زمانی که تنشها میان شوروی و ایالات متحده بر سر موضوعاتی چون جاسوسی هوایی و بحران کوبا شدت گرفت.
منبع: www.thecollector.com
نویسنده: اوون راست، کارشناس ارشد اقتصاد
تاریخ انتشار: ۱۴ آپریل ۲۰۲۳ برابر با ۲۵ فروردین ۱۴۰۲











