وبسایت خبری
خبردونی

شکارچی جنایتکاران نازی پس از فروپاشی هیتلر چه کسی بود؟ / از تو به عنوان دیوانه یاد خواهند کرد!

شکارچی پاکار نازی‌ها پس از سقوط هیتلر چه کسی بود؟ / خواهند گفت تو دیوانه‌ای!

به گزارش خبردونی، سیمون ویزنتال در ۳۱ دسامبر ۱۹۰۸ در شهر بوچاتس، که امروزه بخشی از استان لویو در اوکراین است، به دنیا آمد. پس از کشته شدن پدرش در جنگ جهانی اول، مادرش به مدت کوتاهی خانواده را به وین منتقل کرد، اما بعد از ازدواج مجدد به بوچاتس بازگشتند.

ویزنتال در سال ۱۹۲۸ از دبیرستان گیمنازیوم فارغ‌التحصیل شد و تصمیم به ورود به مؤسسه پلی‌تکنیک لویو گرفت. چون به‌دلیل محدودیت‌های سهمیه‌ای برای دانشجویان یهودی درخواستش پذیرفته نشد، به دانشگاه فنی پراگ رفت و در سال ۱۹۳۲ مدرک مهندسی معماری‌اش را دریافت کرد.

در سال ۱۹۳۶، او با سیلا مولر ازدواج کرد و در یک دفتر معماری در لویو کار می‌کرد. زندگی این دو تا سال ۱۹۳۹ آرام بود، اما با امضای پیمان «عدم تعرض» بین آلمان و شوروی و تقسیم لهستان، اوضاع تغییر کرد. بلافاصله پس از اشغال لویو توسط ارتش شوروی، فراخوانی برای پاکسازی یهودیان آغاز شد.

در این جریان، ناپدری ویزنتال به دست پلیس مخفی شوروی (ان‌.کا.و.د) بازداشت و در زندان جان سپرد. برادر ناتنی او هم به قتل رسید و سیمون، که مجبور به ترک شغلش شده بود، در یک کارخانه مشغول به کار شد. او با پرداخت رشوه، موفق به نجات خود، همسرش و مادرش از تبعید به سیبری گردید. در سال ۱۹۴۱، با خروج نیروهای شوروی از منطقه و کمک یکی از کارمندان سابقش از اعدام نجات یافت.

با این حال، او همچنان در سرنوشت خود گرفتار بود. پس از بازداشتش در اردوگاه کار اجباری یانفسکا، به همراه همسرش به اردوگاه کار دیگری که به کارخانه‌های اوست‌بان مرتبط بود، منتقل شد.

در اوایل سال ۱۹۴۲، رهبران نازی به‌طور رسمی “راه‌حل نهایی” برای نابودی کامل یهودیان را آغاز کردند. در اوت ۱۹۴۲، مادر ویزنتال به اردوگاه مرگ بلزک منتقل شد و تا سپتامبر همان سال، بیشتر اعضای خانواده او و همسرش کشته شدند؛ در مجموع ۸۹ نفر از نزدیکانشان جان باختند.

ویزنتال که همسرش به خاطر موهای بلوندش می‌توانست خود را به‌عنوان یک فرد “آریایی” معرفی کند، با جنبش زیرزمینی لهستان توافق کرد تا با تهیه مدارک جعلی برای همسرش، به نام «ایرنه کوالسکا»، او را نجات دهد.### داستانی از نجات و جان‌به‌دری

در پاییز ۱۹۴۲، همسر سیمون ویزنتال به‌طور مخفیانه از اردوگاهی که در آن به‌سر می‌برد، خارج شد. او پس از گذراندن دو سال در ورشو، به‌عنوان کارگر اجباری به منطقه راینلند منتقل گردید، بی‌آنکه هویت واقعی‌اش افشا شود.

ویزنتال نیز در اکتبر ۱۹۴۳، با همکاری معاون مدیر اردوگاه اوست‌بان، موفق به فرار از آنجا شد؛ فراری که به‌موقع صورت گرفت و به او این امکان را داد که از کشتار قریب‌الوقوع زندانیان در آن اردوگاه جان سالم به در ببرد.

در ژوئن ۱۹۴۴، او دوباره بازداشت و به یانفسکا بازگردانده شد. اگرچه این مکان به‌عنوان یک نقطه خطرناک شناخته می‌شد، اما سقوط جبهه شرقی آلمان و پیشروی نیروهای ارتش سرخ به نجات زندانیان کمک کرد. نگهبانان اس‌اس که نگران وضعیت شغلی خود بودند، تصمیم به زنده نگه‌داشتن زندانیان باقی‌مانده گرفتند. از مجموع ۱۴۹ هزار زندانی، تنها ۳۴ نفر باقی مانده بودند. در حین عقب‌نشینی نیروهای آلمانی، حدود ۲۰۰ نگهبان مجبور شدند تمامی ساکنان روستای خلمیتس را با خود ببرند تا نسبت بین زندانیان و نگهبانان توجیه‌پذیر باشد.

فقط تعداد کمی از زندانیان توانستند به‌سوی غرب، با عبور از پلاشوف، گروس-روزن و بوخن‌والد، میسر خود را طی کنند، مسیری که به ماوتهاوزن در اتریش علیا ختم می‌شد. ویزنتال که به شدت از شرایط جسمانی ضعیف شده بود و وزنش به کمتر از ۱۰۰ پوند (تقریباً ۴۵ کیلوگرم) رسیده بود، در یک آسایشگاه قرار داشت. سرانجام، در ۵ مه ۱۹۴۵، یک واحد زرهی آمریکایی ماوتهاوزن را آزاد کرد و ویزنتال از سلطه نازی‌ها رهایی یافت.

### آغاز فعالیت‌های پس از جنگ

پس از بهبود نسبی وضعیت جسمانی‌اش، ویزنتال اقدامات خود را برای گردآوری و مستندسازی جنایات نازی‌ها آغاز کرد. او به عنوان مشاور برای ارتش ایالات متحده و همچنین در دفتر خدمات راهبردی و سپاه ضدجاسوسی فعالیت می‌کرد و ریاست کمیته مرکزی یهودیان در اتریش را عهده‌دار شد. در اواخر سال ۱۹۴۵، ویزنتال و همسرش که هر کدام گمان می‌کردند دیگری کشته شده، دوباره یکدیگر را یافتند. سال بعد، فرزندشان، پائولین، به دنیا آمد.

### تأسیس مرکز مستندسازی تاریخی یهودیان

مدارکی که ویزنتال جمع‌آوری کرده بود، در محاکمات جنایات جنگی تحت اشغال آمریکا مورد استفاده قرار گرفت. پس از پایان همکاری‌اش با ارتش ایالات متحده در سال ۱۹۴۷، او به همراه ۳۰ نفر از داوطلبان، «مرکز مستندسازی تاریخی یهودیان» را در شهر لینتس اتریش تأسیس کرد. هدف این مرکز جمع‌آوری مدارک و شواهد برای محاکمات آینده بود. با این حال، تنش‌های جنگ سرد بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی، بر روی فعالیت‌های این مرکز تأثیر گذاشت.عنوان: تلاش‌های شناسایی و دستگیری جنایتکاران نازی

سیمون ویزنتال، شکارچی مشهور نازی‌ها، پس از پیگرد قضایی شکست خورده آلمان‌ها، با حوادث مشابهی مواجه شد که موجب رفتن داوطلبان همکارش از مرکز فعالیتش و برگشت آن‌ها به زندگی روزمره گردید. در سال ۱۹۵۴، دفتر لینتس تعطیل شد و پرونده‌های آن به آرشیو یاد واشم در اسرائیل منتقل گردید، به جز پرونده معروف آدولف آیشمن که به عنوان مسئول بخش امور یهودیان در گشتاپو شناخته می‌شد.

ویزنتال هرگز جستجوی خود برای یافتن آیشمن، ناپدیدشده پس از شکست آلمان در جنگ جهانی دوم، را متوقف نکرد. در ۱۹۵۳، او اطلاعاتی مبنی بر حضور آیشمن در آرژانتین از انواع مختلف منابع دریافت کرد و این اطلاعات را به مقامات اسرائیل گزارش داد. در سال ۱۹۵۴، با وجود اطلاعات متضاد از اف‌بی‌آی که آیشمن را در سوریه نشان می‌داد، ویزنتال به تلاش‌های خود ادامه داد.

سرانجام در ۱۹۵۹، آلمان به اسرائیل اطلاع داد که آیشمن با نام مستعار ریکاردو کلمنت در بوئنوس‌آیرس زندگی می‌کند. ماموران اسرائیلی او را دستگیر کرده و برای محاکمه به اسرائیل منتقل کردند. آیشمن به جرم جنایات جنگی به اعدام محکوم شد و این حکم در ۳۱ مه ۱۹۶۱ به اجرا درآمد.

پس از دستگیری آیشمن، ویزنتال مرکز مستندسازی یهودیان را در وین دوباره راه‌اندازی کرد و تمرکز خود را بر شناسایی و پیگیری جنایتکاران جنگی قرار داد. یکی از پرونده‌های مهم او مربوط به کارل زیلبرباور، افسر گشتاپو، بود که آن فرانک، دختر نوجوان یهودی، را به قتل رسانده بود. ویزنتال در سال ۱۹۶۳ این افسر را شناسایی و با او روبه‌رو شد که به اعتراف خود در دستگیری آن فرانک اعتراف کرد.

در اکتبر ۱۹۶۶، ۱۶ افسر اس‌اس در آلمان غربی به دلیل نقش خود در کشتار یهودیان محاکمه شدند، که تعدادی از آن‌ها با کمک ویزنتال شناسایی شده بودند. همچنین، فرانتس اشتانگل، فرمانده اردوگاه‌های مرگ، پس از سال‌ها فعالیت مخفی در برزیل شناسایی شد و به آلمان غربی بازگردانده گشت.

کتاب خاطرات ویزنتال با عنوان «قاتلان در میان ما» در ۱۹۶۷ منتشر شد و او در سفر به ایالات متحده از شناسایی یک زن خانه‌دار به نام هرمینه رایان که در کشتار کودکان نقش داشت، خبر داد. رایان در سال ۱۹۷۳ به آلمان بازگردانده و به حبس ابد محکوم شد.

مرکز مستندسازی یهودیان در وین به عنوان یک دفتر کوچک با چند کارمند، از جمله سیمون ویزنتال، عمل می‌کرد و به تعقیب جنایتکاران نازی ادامه داد.### نقش کلیدی سیمون ویزنتال در پیگیری جنایات نازی‌ها

بر اساس آمارها، سیمون ویزنتال در دوران پس از جنگ جهانی دوم، به جای پیگرد شخصی فراریان نازی، به جمع‌آوری و تحلیل اطلاعات پرداخته و برای این کار از شبکه‌ای گسترده و غیررسمی از افراد، اعم از سربازان سابق و حتی نازی‌های پیشین استفاده کرده است. این افراد به دلیل تجربه‌های تلخی که از جنایات جنگ داشتند، به ویزنتال اطلاعاتی را ارائه می‌دادند.

در دفتر وین ویزنتال، توجه ویژه‌ای به فعالیت گروه‌های راست‌گرا و نئونازی‌ها می‌شد. با دقت فراوان، او اسناد و شواهد مرتبط را جمع‌آوری می‌کرد و به روایت‌های شخصی بازماندگان گوش می‌داد. به کمک مهارت‌های تحلیلی‌اش، داده‌های پراکنده را دسته‌بندی می‌کرد تا پرونده‌هایی مستحکم برای ارائه به مقام‌های مسئول تهیه کند.

چنانچه این مقام‌ها به دلیل بی‌تفاوتی یا گرایش‌های مختلف اقدامی نمی‌کردند، ویزنتال به رسانه‌ها مراجعه می‌کرد تا از قدرت افکار عمومی برای فشار به مسئولان استفاده کند.

### چالش‌های ادامه‌دار

جزئیات کار ویزنتال نشان‌دهنده چالش‌های بی‌شماری بود. پرونده‌های جنایتکاران جنگی حاوی نام بیش از ۹۰ هزار نفر بودند که هنوز محاکمه نشده بودند. همچنین، هزاران نازی سابق دیگر به راحتی در آلمان زندگی می‌کردند.

به‌علاوه، او تلاش داشت تا مقام‌های مسئول و عموم مردم را مطلع کند که جنایات نازی‌ها بسیار گسترده و فراگیر بوده است. در خاطراتش به نقل قولی از یکی از سرجوخه‌های اس‌اس اشاره می‌کند که به او هشدار می‌داد کسی نخواهد توانست جنایات بی‌نظیر را باور کند.

### افتخارات و هنرنمایی در سینما

ویزنتال به خاطر تلاش‌هایش افتخارات متعدد دریافت کرد، از جمله مدال‌های مختلف از جنبش‌های مقاومت و جایزه‌هایی از سوی دولت‌های مختلف. در سال ۱۹۸۰، مدال طلای کنگره ایالات متحده به او اعطا شد و سپس در سال ۱۹۸۶ نشان لژیون دونور فرانسه را هم کسب کرد.

علاوه بر فعالیت‌های حقوق بشری، ویزنتال در ساخت فیلم “پرونده اودسا” به‌عنوان مشاور همکاری کرد و همچنین در فیلم “پسران برزیل” نیز نقش داشت.در فیلمی که به تازگی منتشر شده است، بازیگر اسطوره‌ای سر لارنس اولیویه نقش هر لیبرمن را ایفا کرده است. این شخصیت به طور عمده بر پایه زندگی و فعالیت‌های سیمون ویزنتال، شکارچی نامدار نازی‌ها، ساخته شده است.

در سال ۱۹۸۱، مرکز ویزنتال یک مستند برنده جایزه اسکار به نام «نسل‌کشی» تولید کرد، که در آن الیزابت تیلور و اورسن ولز به روایت آن پرداختند و شروع مستند با معرفی سیمون ویزنتال همراه بود. ویزنتال، شخصیت اصلی این داستان، در آپارتمانی ساده در وین زندگی می‌کرد و وقت خود را صرف پاسخ دادن به نامه‌ها، مطالعه و جمع‌آوری تمبرها می‌کرد. او تا زمان فوت همسرش، سیلا، در نهم نوامبر ۲۰۰۳، در همان مکان زندگی می‌کرد.

این شخصیت به دلیل فعالیت‌هایش، بارها تهدید به مرگ و نامه‌های توهین‌آمیز دریافت کرد. در ژوئن ۱۹۸۲، یک بمب در مقابل درب خانه‌اش منفجر شد که خوشبختانه کسی در این حادثه آسیب ندید. پس از این واقعه، او تحت حفاظت یک مأمور مسلح پلیس قرار گرفت. به دنبال این بمب‌گذاری، چند نفر از گروه‌های نئونازی در آلمان و اتریش دستگیر شدند و فرد اصلی بمب‌گذاری به پنج سال حبس محکوم شد.

سیمون ویزنتال در نهایت در بیستم سپتامبر ۲۰۰۵ درگذشت. منبع این اطلاعات وب‌سایت رسمی «مرکز سیمون ویزنتال» می‌باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *