تماس با ما

دلایل اصلی ناکارآمدی در مدیریت منابع آبی در ایران، نداشتن درک تاریخی از وضعیت این منابع عنوان شد.

دلایل اصلی ناکارآمدی در مدیریت منابع آبی در ایران، نداشتن درک تاریخی از وضعیت این منابع عنوان شد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سمیرا دردشتی نویسنده مقاله‌ای به بررسی نقش آب در فرهنگ و تاریخ ایران پرداخته است. دکتر مجید لباف خانیکی، استاد جغرافیای انسانی و آب‌شناسی اجتماعی دانشگاه نزوی عمان، در کتاب جدید خود، «پویایی فرهنگی آب در تمدن ایرانی»، به عمق این مسئله می‌پردازد.

این کتاب با تمرکز بر عقلانیت تاریخی ایرانیان در مدیریت منابع آب، نشان می‌دهد که نادیده گرفتن این تجارب تاریخی، باعث بروز چالش‌های جدی در زندگی امروز ایرانیان شده است. نویسنده با تحلیل روابط میان آب، جامعه، فرهنگ و محیط طبیعی، به بررسی ابعاد مختلف این موضوع پرداخته است و از ساده‌سازی روابط اجتناب کرده است.

در گفت‌وگویی با دکتر لباف خانیکی، به بررسی این سؤال پرداخته شده که آیا احساس هویتی ایرانیان نسبت به آب منحصر به فرد است یا دیگر تمدن‌های تاریخی نیز چنین ارتباطی با آب دارند. او توضیح می‌دهد که بسیاری از تمدن‌ها از زمان آغاز کشاورزی و زندگی یکجانشینی، آب را به عنوان یک عنصر فرهنگی و اجتماعی در زندگی خود پذیرفته‌اند.

لباف خانیکی ادامه می‌دهد؛ در دوران ماقبل تاریخ، انسان‌ها در گروه‌های کوچک زندگی می‌کردند و به منابع طبیعی وابسته بودند. اما با انقلاب نوسنگی و شروع کشاورزی، انسان‌ها توانستند به جای جستجوی غذا، آن را تولید کنند. این تغییر، نقش آب را از یک منبع طبیعی به یک عنصر فرهنگی و اجتماعی تغییر داد.

او به چیزی که به‌عنوان «دالان شام» شناخته می‌شود اشاره کرده و بر این نکته تأکید می‌کند که برای نخستین بار کشاورزی در این منطقه آغاز شد و آب به عنوان یک عامل تولید و ثروت مورد توجه قرار گرفت. جنگ‌ها و Rivalry برای تصاحب آب در تاریخ دیده می‌شود و به اسطوره‌هایی تبدیل می‌شود که نشان‌دهنده اهمیت این منبع حیاتی در تمدن‌های مختلف است.**نفوذ آب به عمق هویت تاریخی ایران**

آب به تدریج به بطن هویت تاریخی مردم ایران نفوذ می‌کند. شواهد تاریخی در زمینه مدیریت آب نشان‌دهنده نوعی نظم اجتماعی و فرهنگ سازگاری با شرایط اقلیمی است که نشان می‌دهد جامعه ایرانی به شکل خودسامان‌دهنده به مدیریت آب اقدام کرده است. با این وجود، در بسیاری از مناطق کم‌آب ایران و دیگر نقاط جهان، شاهد نوعی هیدرو-فئودالیسم هستیم که به دسترسی ناعادلانه و وابستگی‌های مردم منجر می‌شود. پرسش اصلی این است که چه شواهدی در تاریخ و فرهنگ ایران وجود دارد که نشان‌دهنده مشارکت واقعی مردم در فرآیندهای مدیریت آب باشد؟

باید تفاوتی میان قلمروهای مربوط به رودخانه‌ها و قنات‌ها قائل شویم. در مناطق رودخانه‌ای، با سازوکارهایی مواجه هستیم که توسط پژوهشگرانی همچون ویتفوگل تحلیل شده‌اند. از اواخر دهه 1950، مفهوم “شیوه تولید آسیایی” الهام‌بخش بسیاری از اندیشمندان شده که ساختار استبدادی نظام‌های سیاسی در خاورمیانه را به آب مرتبط می‌دانستند. این محققان، مدیریت آب را به‌عنوان پایه‌ای برای تمرکز تاریخی قدرت و کنترل تحولات اجتماعی در نظر گرفتند.

نظرات ویتفوگل در این زمینه قاعده‌مند است. او ادعا دارد در سرزمین‌های خشک باستانی، جایی که کار کشاورزان به ثروت برای طبقه فئودال تبدیل می‌شد، مدیریت آب رابطه نزدیکی با نظام‌های سیاسی استبدادی داشته است. به اعتقاد او، گسترش اراضی کشاورزی مستلزم مدیریت متمرکز آب بوده که توانایی هماهنگ‌سازی کارگران را فراهم می‌آورده است؛ این فرایند منجر به شکل‌گیری جوامع هیدرولیک شده است. با این حال، این نظریات بیشتر در جوامع رودخانه‌ای و با آب فراوان مرتبط می‌شود، در حالی که در فلات مرکزی ایران، داستان متفاوت‌تر است.

در این فلات، قنات‌ها به‌عنوان مهم‌ترین منبع تأمین آب مطرح می‌شوند. قنات‌ها ویژگی‌هایی دارند که مانع شکل‌گیری نظام‌های مدیریتی متمرکز می‌شوند: نخست، پراکندگی آنهاست. هم‌اکنون حدود 37 هزار رشته قنات با آبدهی تخمینی 4 میلیارد متر مکعب در سال وجود دارد، اما این رقم به احتمال زیاد کاهش یافته است. دوم، آبدهی این قنات‌ها در مقایسه با رودخانه‌هایی مانند دجله و فرات بسیار ناچیز است، و سوم، نوسانات آبدهی قنات‌ها بر اثر بارندگی منجر به این می‌شود که کشاورزان ناچار از تخصیص منابع آبی براساس جریان پایه آب باشند.

این نوسان‌ها همچنین باعث می‌شد که کشاورزان برای تقسیم آب، روش‌های زمانی را اتخاذ کنند. اگر تقسیم آب بر اساس حجم انجام می‌شد، در سال‌هایی با کمبود آب، تنش و اختلافات به‌وجود می‌آمد. اما تقسیمی بر اساس زمان، تنش‌ها را کاهش می‌دهد و باعث می‌شود منابع محدود به نسبت سهم هر شخص توزیع شود. این روش‌های مشارکتی در فلات مرکزی ایران به‌وجود آمده و ناشی از حکمرانی محلی بوده است. اما در حال حاضر، با خشک شدن قنات‌ها و فراموشی این دروس، ساختارهای سنتی به فراموشی سپرده شده‌اند.

امروزه، در نظام حکمرانی جدید، چاه‌های عمیق به جای تقسیم زمانی، بر مبنای حجم آب عمل می‌کنند، که این تغییر نه تنها کاربری قبلی را تحت تأثیر قرار داده، بلکه بر الگوهای سنتی مدیریت آب نیز اثر گذاشته است.در پی تصویب قانونی در سال ۱۳۹۷ که وزارت نیرو را ملزم به نصب کنتور حجمی برای چاه‌های مجاز کرد، تنها ۱۵ درصد از چاه‌های عمیق کشور به این تجهیزات مجهز شده‌اند. با این روند، برداشت آب‌های زیرزمینی بدون نظارت مناسب و به صورت بی‌رویه ادامه دارد و این وضعیت به ورشکستگی منابع آبی منجر می‌شود. به گفته کارشناسان، در گذشته کشاورزان در زمان کاهش آب قنات‌ها، اقدامات لازم را برای حفظ منابع آبی انجام می‌دادند، اما نسل جدید با صدور مجوزهای جدید برای کف‌شکنی و جابه‌جایی چاه‌ها، به بروز بحران زیست‌محیطی دامن می‌زنند.

نگاه فنی و مهندسی به آب به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است ولی قنات‌ها به‌عنوان سازه‌های سنتی، به دلیل مشارکت اجتماعی و عدالت توزیع در منابع آبی، در یادها باقی مانده‌اند. این سیستم قدیمی با تنظیم منابع آب زیرزمینی و جلوگیری از آلودگی، سبب ایجاد تعادل میان عرضه و تقاضا می‌شد. اما با جایگزینی قنات‌ها با چاه‌های عمیق، دولت آب زیرزمینی را به‌عنوان منبعی آزاد در نظر گرفت، که این منجر به رونق بی‌سابقه‌ای در تعداد چاه‌ها و برداشت بی‌رویه از آبخوان‌ها شد.

نتیجه این تغییرات، تمرکز منابع آبی در دست مالکان چاه‌های عمیق و بروز تنش‌های اجتماعی به‌ویژه در مناطق روستایی است. این تغییر پارادایمی به ظهور طبقه‌ای جدید منجر شد که منابع آب زیرزمینی را به‌تدریج به تصرف خود درآورده و موجب خشک شدن قنات‌ها شد. با این اوصاف، مالکان سنتی قنات‌ها برای حفظ مزارع خود ناچار به خرید یا اجاره آب از مالکان چاه‌های عمیق شده‌اند.در تحلیل‌های اخیر، نگرانی از نگاه تقلیل‌گرایانه به اقلیم ایران مطرح شده است. بسیاری از تحقیقات و اسناد تاریخی عمدتاً به مناطق شرقی و مرکزی فلات ایران تمرکز دارند، در حالیکه باید توجه بیشتری به اقلیم‌های متنوع کوهستانی و مرطوب در غرب و شمال کشور و همچنین مناطق گرم و مرطوب در جنوب معطوف شود. با در نظر گرفتن چنین تنوع اقلیمی، این سوال مطرح می‌شود که آیا امکان ایجاد یک دستور کار هویتی مشترک برای ایران وجود دارد یا خیر.

پاسخ به این سوال نیازمند روشن‌سازی مفهوم دستور کار هویتی است. اگر هدف ایجاد یک روایت یکپارچه از میراث مختلف تمدنی ایران باشد، باید گفت که این امر امکان‌پذیر نیست و نه تنها مفید نخواهد بود بلکه به جامعه ایرانی آسیب خواهد زد. تنوع و تفاوت‌های فرهنگی و اقلیمی بخشی از هویت ایران را شکل می‌دهند و همین مسأله موجب پایداری و ماندگاری این فرهنگ در طول تاریخ شده است. یکی از نمونه‌های بارز این تنوع، شبکه قنوات در فلات مرکزی ایران است که به عنوان یک ویژگی فرهنگی و تمدنی شناخته می‌شود.

سوال دیگری که مطرح می‌شود، این است که آیا می‌توان از شیوه‌های حکمرانی آب در گذشته برای اداره بهتر کشور در حال حاضر استفاده کرد؟ در واقع، تجربه‌های گذشتگان در صرفه‌جویی و مدیریت منابع آبی می‌تواند الگوهایی برای دولت‌های مدرن به حساب آید. به عنوان مثال، شهر یزد که در زمان حمله مغول پناهگاهی برای آوارگان شد، با توسعه قنات‌ها و تغییر الگوی استفاده از آب، به شهری موفق تبدیل گردید که به جای مصرف آب بیشتر در کشاورزی، بر روی مقاصد اقتصادی و تولید متمرکز شد.

در این زمینه، قنات‌ها در واقع به شکوفایی فرهنگ و تمدن کمک نکردند، بلکه امکان مصرف بهینه و خردمندانه آب را فراهم کردند. این مورد نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از آب به عنوان منبعی ارزشمند برای توسعه اقتصادی استفاده کرد، بدون آنکه به مصرف بی‌رویه منابع بپردازیم. این تجربیات تاریخی به ما یادآوری می‌کند که ایجاد یک اقتصاد پایدار و مدیریت منابع نیاز به زیرساخت‌های قوی، روابط تجاری سالم و صلح پایدار دارد تا از بحران‌های آبی جلوگیری شود.در پی بحران آب در ایران، موضوع انتقال آب شیرین از دریا به عنوان راه‌حلی ممکن مطرح شده است. این در حالی است که کارشناسان هشدار می‌دهند ممکن است با ادامه این سیاست‌ها، منابع آبی قنات‌ها تحت اثر قرار بگیرند. نگرانی‌ها افزایش یافته است که اگر به این روند ادامه دهیم، ممکن است نسل‌های آینده با کمبود منابع آبی مواجه شوند. به این ترتیب، درس‌های حکمرانی گذشته در خصوص قنات‌ها به فراموشی سپرده نشود.

بازخوانی تاریخ آب در ایران به عنوان یک مسئله کلیدی در مطالعات جامعه‌شناختی و زیست‌محیطی اخیر مورد بررسی قرار گرفته است. فقدان دانش تاریخی در مدیریت منابع آب یکی از علل ناکارآمدی این مدیریت به شمار می‌رود. لذا فهم تاریخ آب می‌تواند به ما کمک کند تا دریابیم چگونه در طول قرن‌ها، مردم فلات ایران توانستند با وجود چالش‌های آبی، به یکی از مراکز فرهنگی و اقتصادی تبدیل شوند.

در این راستا، در برخی متون به مفهوم «آب مجازی» اشاره شده است. این اصطلاح به مقدار آبی اشاره دارد که برای تولید محصولات مثل گندم مورد نیاز است. به عنوان مثال، برای تولید یک کیلوگرم گندم در ایران به حدود سه هزار لیتر آب نیاز است. بنابراین، وارد کردن گندم از خارج، به معنای آوردن آب مجازی معادل است.

در گذشته، تولید آب مجازی منجر به شکل‌گیری شبکه‌های پیچیده‌ای از روابط اقتصادی و اجتماعی شد که می‌توانستند شهرهایی مانند یزد را به مراکز قدرت سیاسی در خاورمیانه تبدیل کنند. پس از حمله مغول در قرن سیزدهم و ورود مهاجران به یزد، تحولات زیادی در اقتصاد این شهر به وجود آمد. این اقتصاد جدید بیشتر متکی بر مهارت و سرمایه بود تا منابع آبی.

تصوف و نهادهای وقف و نیز گسترش روابط تجاری در تسهیل این شبکه‌ها نقش داشتند. به تدریج، یزد از حالت واحه‌ای به یک مرکز اقتصادی و تجاری تبدیل شد. با این حال، در حال حاضر، تولید صنایع پرآب‌خواه در این شهر ادامه دارد و به جای اینکه از تجربیات تاریخی استفاده شود، به صادرکننده آب مجازی تبدیل شده‌ایم.

به همین خاطر، با توجه به منابع آبی محدود، ایران با بحران‌های جدی مواجه است. در حالی که کشورهای همسایه با منابع آبی محدودتر، در مواجهه با چالش‌ها عملکرد بهتری از خود نشان می‌دهند.

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *