تماس با ما

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، محمدتقی بهار در سال ۱۲۶۵ خورشیدی در مشهد متولد شد. او بیان کرده است که تولد او در شب سیزدهم ماه ربیع‌الاول در مشهد، یکی از شهرهای خراسان، صورت گرفته است. پدرش حاج میرزامحمدکاظم، معروف به صبوری، از شاعران برجسته و کدخدای صنف شاعران مشهد بود.

بهار تحصیلات خود را در مکتب‌خانه آغاز کرد و در این باره گفت: «از پنج‌سالگی به مکتب فرستاده شدم و معلمم زن عمویم بود. من توانستم قرآن را در مدت کوتاهی بخوانم و مقداری فارسی نیز یاد گرفتم.» پس از آن، به مکتب دیگری رفت که در آن به مطالعه کتاب‌های فارسی پرداخت، از جمله کتاب معروف “نامه خسروان” که به تقویت قریحه شعرش کمک کرد.

او در سن هفت‌سالگی شروع به سرودن شعر کرد و اولین شعرش را در حاشیه یک نسخه از شاهنامه نوشت که پدرش به او پاداشی داد. با این حال، علی‌رغم علاقه‌اش به شاعری، پدرش تمایل داشت او به یک شغل دیگر روی آورد، چرا که نگران آینده حرفه‌ای او بود.

فقدان پدر در ۱۸ سالگی، زندگی بهار را تحت‌الشعاع قرار داد و او تحصیلاتش را نزد ادیب نیشابوری ادامه داد. بهار تصمیم داشت تا به تهران برود و علوم جدید را بیاموزد، اما مشکلات خانوادگی و وقوع انقلاب ایران در سال ۱۳۲۴ قمری مانع از این امر شد.

او به عنوان یکی از مشروطه‌طلبان خراسان، به فعالیت‌های سیاسی و ادبی مشغول شد و با دوستانش، روزنامه “خراسان” را به شکل مخفی منتشر می‌کرد. اشعار و مقالاتش در راستای ترویج آزادی و نقد سلطنت محمدعلی‌شاه منتشر می‌شد. در سال ۱۳۲۸ قمری، با شکل‌گیری حزب دموکراتیک در مشهد، بهار به عنوان یکی از اعضای فعال کمیته مرکزی این حزب به کار خود ادامه داد و روزنامه‌ای به نام “نوبهار” را به عنوان بیان افکار حزب منتشر کرد.**تاریخچه نویسندگی و فعالیت‌های سیاسی ملک‌الشعرا بهار**

ملک‌الشعرا بهار در سال‌های پس از فتح تهران، آغاز به نگارش مقالات سیاسی و اجتماعی خود کرد. نخستین کارهای او در نشریاتی نظیر *طوس* و برخی مقالات بدون امضا در *حبل‌المتین* چاپ شدند. در سال ۱۳۲۸ قمری، او روزنامه *نوبهار* را تأسیس کرد که نمایندگی افکار حزب دموکراتیک ایران را بر عهده داشت. در همان سال، حزب با همکاری دوستان اداری و بازرگانی تأسیس شد و به رهبری حیدرخان عمواوغلی، پیشوای احرار مرکز، فعالیت خود را آغاز کرد. بهار نیز به عنوان عضو کمیته ایالتی این حزب انتخاب شد.

پس از تعطیلی *نوبهار*، او روزنامه *تازه بهار* را منتشر کردند و در دوره‌ای مسئولیت روزنامه *ایران* را نیز بر عهده داشت. در انتخابات دوره سوم مجلس شورای ملی که در سال ۱۳۳۲ قمری برگزار شد، به نمایندگی از حوزه‌های دَرجز، کلات و سَرخس انتخاب گردید. در مجلس چهارم، در کنار سیدحسن مدرس و دیگر نمایندگان اقلیت، بهارسهم مهمی در فعالیت‌های سیاسی آن دوره ایفا کرد و در دوره پنجم نیز به نمایندگی از تُرشیز انتخاب شد.

با به قدرت رسیدن سردار سپه، بهار به نارضایتی خود از جمهوری او اشاره کرد و در این زمینه شعری سرود که به شهرت رسید: «جمهوری سردار سپه مایه ننگ است/ این صحبت اصلاح وطن نیست که جنگ است.» او و یارانش در مجلس ششم نیز به مخالفت با دیکتاتوری رضاخان مشغول بودند و نهایتاً به دلیل شرایط سیاسی نامناسب، پس از پایان دورۀ ششم، از فعالیت‌های سیاسی کناره‌گیری کردند.

از سال ۱۳۰۷ شمسی، بهار به انزوا رفت و زمان خود را به مطالعه و تحقیق در زمینه ادبیات اختصاص داد. به دعوت وزارت معارف، به تدریس تاریخ ادبیات پیش از اسلام در مدرسه «دارالمعلمین عالی» مشغول شد، اما در سال ۱۳۰۸ به زندان افتاد و از تدریس معزول شد. او به مدت یک سال در زندان بود و پس از آن به انزوا و مشقت‌های اقتصادی دچار شد. وزارت معارف به او پیشنهاد کرد تا به تصحیح و تنظیم متون نیازمند کمک بپردازد.

در این دوران، بهار تلاش کرد تا دیوان شعر خود را چاپ کند، اما شهربانی مانع از آن شد. در نوروز ۱۳۱۲، او به زندان افتاد و به مدت پنج ماه زندانی شد و سپس به اصفهان تبعید گردید. او در طول یک سال تبعید، با شرایط سخت زندگی کرد و ناچار به فروش اموال خود شد، اما در این دوران آثار شعری بسیاری سرود.

پس از یک سال تبعید، بهار آزاد شد و به دعوت دوستانش به تهران بازگشت. او در جشن هزاره فردوسی شرکت کرد و پس از آن به تدریس در دانشکده ادبیات مشغول شد. آخرین خدمت او تألیف کتاب سبک‌شناسی بود که به منظور تسهیل یادگیری دانشجویان تألیف شد.آخرین آثار ارائه شده از بهار، یک نتیجه از روزهای انزوای او است که به پیشنهاد وزیر فرهنگ زمان خود منتشر گردید.

در بهار ۱۳۱۴، بهار به عضویت فرهنگستان ایران درآمد و به فعالیت در کمیسیون‌های فرهنگ و دستور زبان پرداخت. پس از تبعید رضا شاه در سال ۱۳۲۰، بهار انرژی تازه‌ای یافت و به انتشار روزنامه، سرایش شعر و شرکت در کنگره‌ها پرداخت و حتی به مقام وزارت هم رسید.

در سال ۱۳۲۴ و در زمان نخست‌وزیری قوام‌السلطنه، با توجه به دوستی نزدیک خود، به وزارت فرهنگ منصوب شد، اما خیلی زود متوجه شد که قوام به او خیانت کرده است و از سمت خود کناره‌گیری کرد. او بیان کرد که این تجربه برایش بسیار دشوار بود و پس از استعفا، به مدت طولانی در افسردگی به سر برد.

بهار در دوره پانزدهم نیز به مجلس راه یافت و به ریاست فراکسیون دموکرات انتخاب شد، اما به دلیل مشکلات جسمی امکان فعالیت نداشت و در سال ۱۳۲۶ برای درمان به سوئیس رفت، سفری که یک سال و نیم به طول انجامید و تا حدی بر بهبود وضعیت او تاثیرگذار بود. پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۲۸، دوباره به فعالیت‌های فرهنگی روی آورد و تدریس در دانشگاه را آغاز کرد، اما به دلیل بیماری قادر به حضور منظم نبود و گاهی به محافل ادبی و فرهنگی می‌رفت.

در سال‌های پایانی زندگی‌اش، جنگ کره به وقوع پیوست و بهار به شدت به این موضوع واکنش نشان داد و با نوشتن قصیده «جغد جنگ» اعتراض خود را به جنگ‌طلبی نشان داد. او تاکید کرد که صلح برای خود صلح مهم است، نه به خاطر افرادی که درباره آن صحبت می‌کنند.

بهار از پیشگامان ترانه‌سرایی بود و به سرودن ترانه‌های ملی با مضمون وطن پرستی و آزادی پرداخت. آثار او شامل تصنیف‌هایی بود که بر اساس آهنگ‌های معروفی چون درویش‌خان و حسام‌السلطنه شکل گرفت.

یکی از ترانه‌های مشهور او، «مرغ سحر»، در سال ۱۳۱۳ با صدای قمر به اجرا درآمد و مورد استقبال گسترده قرار گرفت.

ملک‌الشعرا بهار در تاریخ اول اردیبهشت ۱۳۳۰، در تهران درگذشت و در آرامگاه ظهیرالدوله دفن شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *