به گزارش خبرآنلاین، زمین ایران همواره مکانی برای ظهور دلاوران شجاع و فرهیخته بوده است. در دوران جنگ تحمیلی، جوانانی با ارادهای قوی به میدان آمدند و با خلق حماسههای تاریخی درخشیدند. این جوانان، با وجود سن کم، به رهبری عملیاتهای نظامی پرداخته و دشمن را مجبور به عقبنشینی کردند. یکی از دلایل اصلی پیروزی در این جنگ، خلاقیت در مدیریت عملیاتها و ابتکارات جوانان بود که در لحظات سرنوشتساز، مسیر پیروزی را هموار کردند و صحنههایی به یادماندنی خلق کردند.
در میان این قهرمانان، حسن باقری (غلامحسین افشردی) به عنوان یک طراح جنگی برجسته شناخته میشود و نام او همواره در یادها خواهد ماند. حسن در جوانی به سپاه پاسداران پیوست و به دلیل ماهیت حساس مأموریتهای خود، با نام مستعار «حسن باقری» آغاز به کار کرد. علیرغم جثه نحیف او که به خاطر زود به دنیا آمدن بود، کسی گمان نمیکرد که چنین جوانی بتواند فرماندهی عملیاتها را بر عهده بگیرد. بدن او به قدری ضعیف بود که مادرش به جای لباس پوشاندن، از پنبه استفاده میکرد تا او را در برابر سرما محافظت کند.
**ایدههای نوآورانه در دل جنگ**
هوش و تواناییهای حسن، همه را شگفتزده کرد. او با استفاده از تجربیات خبرنگاری، گزارشهای دقیقی از جبههها ارائه میداد و واحد اطلاعات را تأسیس کرده و نیروهای زیادی را تربیت کرد. ایدههای خلاقانهاش در شرایط بحرانی دشمن را غافلگیر کرده و رعب و وحشت در دل آنها میانداخت. این ایدهها به واسطه مطالعه گسترده کتابهای غیردرسی به دست آمده بود، زیرا او زمانهای خالی خود را به مطالعه اختصاص میداد.
حسن به دلیل عشق عمیقش به امام، حتی دانشگاه را ترک کرد. او تلاش میکرد تا از هر فرصتی برای صحبت درباره انقلاب و امام (ره) استفاده کند، و این فعالیتهای انقلابی منجر به اخراجش از دانشگاه شد، اما او هرگز از مسیر انقلابی خود دور نشد.
**آغاز در روزنامه «جمهوری اسلامی»**
پس از انتشار اولین شماره روزنامه جمهوری اسلامی، او به مطالب آن علاقهمند شد و به خاطر ذوقش در نویسندگی، به دفتر این روزنامه دعوت شد و در نهایت مسئول سرویس خبر تهران شد. ماجراجویی در این دفتر او را به آگاهی از فعالیتهای گروه لاژیونرها رساند. او که از اقدامات خرابکارانه آنها مطلع بود، به فرمانده سپاه، محسن رضایی، مراجعه کرد تا اقدامی جهت امنیت شهر صورت دهد. او در اینجا نام «حسن باقری» را برگزید و در پی شروع جنگ تحمیلی علیه ایران، به جبهه رفت.
**نقشههای استراتژیک**
پس از مدتی متوجه شد که برای شناسایی درست دشمن به اطلاعات دقیقی نیاز است، بنابراین در سپاه اهواز اتاق اطلاعاتی ایجاد کرد و اطلاعات پس از شناسایی، بر روی نقشهها پیادهسازی شد. او تعداد زیادی نیروی اطلاعاتی تربیت کرد و همه را موظف به تهیه گزارشهای دقیق کرد. حسن همچنین یک دوربین دید در شب در اختیار داشت که به نیرویهای خود میداد تا بتوانند در تاریکی، مقر دشمن را شناسایی کنند و از آن بهره ببرند.### نارضایتی نیروها و کار مداوم یک فرمانده
فرماندهای که به سختی کار میکند و تحت فشار است، هر روز نزدیک به بیست ساعت به فعالیت مشغول است. چراغ اتاق او تا دیروقت روشن میماند و اندیشههایش معطوف به جبهه و دشمنان است. نقشهها و شناسنامهها، ابزار کار او هستند و چشمانش به دلیل خستگی سرخ شدهاند. مناطق مشخصی از نقشههای پهن شده روی زمین با خودکار علامتگذاری میشوند؛ نقاطی که باید محل حمله رزمندگان قرار گیرد.
فرمانده به نقشهها اهمیت ویژهای میدهد، زیرا در جلسات تاکتیکی، تصمیمات براساس همین نقشهها اتخاذ میشود. او با نوشتن روزنامهها و ایدهپردازیهای نوین، روزبهروز لاغرتر میشود و حتی زمانی برای غذا خوردن ندارد. گاهی اوقات تنها با تکه نانی خشک خود را سیر میکند.
در کنار فعالیتها، نیروی نظم نیز برای او اهمیت دارد. باوجود کار دیرهنگام، صبحها به موقع با نیروهای خود به کار میپردازد و نسبت به تأخیر دیگران حساس است. او به موقع بودن را از ویژگیهای مهم میداند و مهدی زینالدین را به عنوان یک نیروی منظم تحسین میکند.
### تسلط بر زبان عربی در میدان جنگ
در جریان عملیاتهای مختلف، رزمندگان موفق به اسیر کردن نیروهای عراقی شدند که به طور همتراز با غنائم جنگی ارزشمند بودند. حسن، به فرماندهان عراقی پروندههایی برای ثبت منظم اطلاعات ترتیب میدهد و در مصاحبهها با دقت و برنامهریزی عمل میکند. او با جدا کردن افسران از سربازان، سؤالات منظمی مطرح میکند.
با این حال، حسن از عدم تسلط به زبان عربی ناراحت بود و این مسئله کارش را دشوار میکرد. او تصمیم میگیرد که در کنار مصاحبهها، زبان عربی را نیز بیاموزد و پس از تلاش بسیار، به موفقیت میرسد. اکنون میتواند به راحتی با نیروهای عراقی گفتوگو کند و اطلاعات مورد نیاز را به دست آورد.
حسن همچنین به نیروهایش پیشنهاد میدهد که برای شنود مکالمات عراقیها از بیسیم استفاده کنند. او با تکیه بر اطلاعات به دست آمده، نسبت به وضعیت دشمن کاملاً مطلع بود؛ از مکان استقرار لشکرها تا تجهیزات نظامی.
حسن باقری، بعد از زحمتهای بیوقفه، در نهم بهمنماه 1361 در منطقه فکه به شهادت رسید. یاد آن فرمانده با جمله «باید به خود جرأت داد» گره خورده است و این جمله همواره الهامبخش رزمندگان است.
کتاب «نابغه جنگ» نوشته زهرا عبدی، روایتگر زندگی این فرمانده بزرگ است و برای کودکان و نوجوانان به نگارش درآمده است. این کتاب با برجستهسازی جنبههای مختلف زندگی حسن باقری، تصویر شجاعانهای از وی ارائه میدهد و به ایجاد ارتباط بین نسلهای مختلف کمک میکند. وجود تصاویر مرتبط با متن نیز حس همزادپنداری را افزایش میدهد و کتاب مجموعهای از 21 داستان جذاب از زندگی این رزمنده جوان را شامل میشود.**حضور برجستهی «حسن باقری» در دفاع مقدس به روایت کتابی تازه منتشر شده**
کتاب تازهای با عنوان «نابغه جنگ» به قلم زهرا عبدی، به بررسی نقش کلیدی حسن باقری در دفاع مقدس پرداخته است. این اثر ۴۶ صفحهای که توسط انتشارات کتابک منتشر شده، داستان زندگی و دستاوردهای باقری را در زمان جنگ ایران و عراق روایت میکند.
حسن باقری در آغاز جنگ به عنوان خبرنگار در جبههها حاضر شد و به سرعت به دلیل نبوغ و مدیریت بینظیرش به مقام فرماندهی دست پیدا کرد. ایدههای نوآورانه وی در شرایط بحرانی، نقش مهمی در موفقیت عملیاتها داشت. وی در زمستان ۱۳۶۱، در حال بازدید و شناسایی منطقه فکه، در حالی که به دنبال مأموریت بود، جان خود را از دست داد و به شهادت رسید.
این کتاب به عنوان منبعی ارزشمند برای آشنایی با ویژگیهای شخصیتی و حرفهای باقری و تاثیرات او بر جنگ معرفی شده است.











