تماس با ما

یعقوب توکلی: پهلوی‌ها آخرین گروهی هستند که به مسئله کشف حجاب در ایران پرداخته‌اند/ رضاخان بیان کرد که ما از شما خواسته‌ایم روسری‌تان را بردارید، نه اینکه همه چیزتان را کنار بگذارید!

یعقوب توکلی: پهلوی‌ها آخرین گروهی هستند که به مسئله کشف حجاب در ایران پرداخته‌اند/ رضاخان بیان کرد که ما از شما خواسته‌ایم روسری‌تان را بردارید، نه اینکه همه چیزتان را کنار بگذارید!

**تحلیل ریشه‌ها و پیامدهای کشف حجاب در ایران**

به مناسبت سالروز اجرای قانون کشف حجاب در ۱۷ دی ۱۳۱۴، تحلیل عمیق این سیاست همچنان موضوعی کلیدی در تاریخ معاصر ایران محسوب می‌شود. یعقوب توکلی، تاریخ‌نگار و استاد دانشگاه، در گفتگو با خبرآنلاین، روند شکل‌گیری این سیاست را نتیجه تعامل چندین جریان فکری، فرهنگی و سیاسی می‌داند. از مدارس تبشیری و جنبش‌های روشنفکری اواخر قاجار تا اشرافیت و بهائیت، همگی سهمی در وقوع این رویداد داشتند.

توکلی با ارجاع به شواهد تاریخی و خاطرات دربار، توضیح می‌دهد که چگونه کشف حجاب از یک پروژه فرهنگی به یک سیاست اجباری و سرکوب‌گرانه تبدیل شد. او تأکید می‌کند که حتی بسیاری از حامیان این سیاست نیز نتوانستند با پیامدهای آن کنار بیایند و زنان ایرانی به شیوه‌های مختلف مقاومت کردند.

کشف حجاب در نتیجه ترکیبی از چندین جریان شکل گرفت. مدارس تبشیری، تلاش داشتند تا به خانواده‌های مسلمان نفوذ کنند و در این راستا، ضمن تأسیس مدارس، فضای مناسبی برای ترویج این ایده فراهم کردند. کتاب فرح پهلوی نیز نمونه‌ای از تأثیر این مدارس در ایجاد رفتارهای متضاد با حجاب است.

به‌علاوه، گروهی از روشنفکران قاجاری نیز بر این باور بودند که باید نقش اسلام در جامعه کاهش یابد تا به تمدنی مشابه جوامع اروپایی دست یابند. این افراد بر تغییر رفتار زنان تأکید داشتند و همچنین اشرافیت اقتصادی و سیاسی نیز در این مسیر بی‌تأثیر نبود.

در انتها، حکومت پهلوی، به‌ویژه رضاخان، با ایجاد فضایی ادبی و فرهنگی به این فرآیند دامن زد و از طریق عواملی نظیر شعر و داستان، به ترویج کشف حجاب پرداخت. توکلی می‌افزاید که این روند تحت فشار و خشونت حاکمیت به اجرا درآمد و حتی در گفتگویی پس از کشتار مسجد گوهرشاد، صراحتاً به استفاده از ترس مردم برای تجمع به منظور اعلام کشف اشاره شده است.

این تحلیل نمایانگر تأثیرات عمیق و مستمر کشف حجاب بر جامعه ایران و چالش‌های حول آن می‌باشد.در یک رویداد تاریخی، آیت‌الله حائری با نگرانی نسبت به سیاست‌های جاری نامه‌ای محترمانه به فروغی ارسال کرد. این نامه هشداردهنده با پاسخی نامناسب و تهدیدآمیز از سوی فروغی مواجه شد. جالب اینجاست که در این دوران، برخی از شخصیت‌های تاثیرگذار نیز به این وضعیت عقاید مثبتی نداشتند.

در این زمینه، یکی از نمونه‌های بارز محسن صدرالاشراف است که به عنوان نخست‌وزیر و وزیر سابق، از تجربه شخصی تلخی در رابطه با کشف حجاب همسرش سخن می‌گوید. وی اذعان دارد که در یک مهمانی مجبور به این اقدام شد و پس از آن همسرش ماه‌ها بعد از این حادثه بیمار و در نهایت فوت کرد. همچنین مخبرالسلطنه هدایت که یکی از مجریان اصلی این سیاست بود، هرگز همسرش را از حجاب خارج نکرد و او تا پایان با حجاب باقی ماند.

در این میان، روشنفکرانی که خود را طرفدار فرهنگ معرفی می‌کردند، نسبت به این سیاست با جدیت بیشتری از رضاخان حضور یافتند. همچنین در لایه‌های مختلف جامعه، از جمله پلیس و ارتش، فشارهایی به منظور الزام کشف حجاب به چشم می‌خورد.

با این حال، آمارها نشان می‌دهد که در تهران از حدود ۶۰ هزار زن، فقط حدود یک هزار نفر به کشف حجاب اقدام کردند و بسیاری ترجیح دادند در خانه بمانند تا با ماموران روبه‌رو نشوند. در عین حال، برخی از مجریان این سیاست به رفتارهای افراطی برخی از افراد واکنش نشان داده و تصریح کردند که هدف فقط برداشتن روسری بود و نه لزوماً کامل‌ترین در زمینه پوشش. نهایتاً، فاجعه‌های اخلاقی در دربار و فرزندان رضاخان به وضوح در مطبوعات دهه ۲۰ نمایان بود.

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *