تماس با ما

هوانیروز به عنوان یکی از واحدهای ارتش، در زمان انقلاب پیروزمندانه بدون هیچ گونه آسیب و خسارتی باقی ماند.

هوانیروز به عنوان یکی از واحدهای ارتش، در زمان انقلاب پیروزمندانه بدون هیچ گونه آسیب و خسارتی باقی ماند.

به گزارش خبرگزاری **خبرآنلاین** به نقل از ایبنا، کتاب «روی دریایی از ابرها شناور بودیم»، حاوی خاطرات امیر سرتیپ دوم ابراهیم محمدزاده، خلبان هوانیروز به نگارش حسن و حسین شیردل منتشر شد.

ابراهیم محمدزاده، که متولد سال ۱۳۳۲ در نیاوران تهران است، خود را اهل دماوند می‌داند. او در خانواده‌ای چوب‌فروش بزرگ شد و مغازه پدرش در میدان تجریش قرار داشت. با گذشت سال‌ها، هنوز کوچه‌ها و خیابان‌های نیاوران را به یاد دارد.

محمدزاده با اخذ دیپلم، در پی تحقق آرزوهای کودکی‌اش بود. او به یاد می‌آورد که همیشه در موضوعات انشایی که به او داده می‌شد، از تمایلش برای پیوستن به ارتش سخن می‌گفته است. او نسبت به نظامیان به شدت علاقه‌مند بود و دوست داشت به عنوان یک افسر خدمت کند.

صرفاً در یک هفته، او مدارک تحصیلی‌اش را جمع‌آوری کرده و به سمت تهران رهسپار شد. پدرش مبلغ ده تومان و مادرش نان و پنیر برای او تهیه کرده بودند. در راه، او تنها به آینده خود به عنوان یک نظامی می‌اندیشید و با امید به استخدام در ارتش عازم بود.

پس از مسافرت به تهران و استقرار در آنجا، او دوره تخصصی کبرا را گذراند، دوره‌ای که به «ترنزیشین» معروف است. در این دوره، او به طور کامل با اجزای هلی‌کوپترهای کبرا آشنا شد و توانست تعداد زیادی ساعت پرواز را تجربه کند.

وی که بعد از تقسیمات سازمانی به پایگاه هوانیروز کرمان در اصفهان منتقل شده بود، در اصفهان سکونت گزید. در آن زمان، تمام یگان‌های هوانیروز در اصفهان مستقر بودند تا پس از تجهیز نیروی انسانی و دریافت بالگردها، به پایگاه‌های خود منتقل شوند.

در اواسط دهه ۵۰، او همراه سه نفر از هم‌قطارانش منزلی ماهی ۱۶۰ تومان اجاره کردند. با وجود امکانات مطلوب خانه، آنها در دو اتاق زندگی می‌کردند و به طور مشترک از فضا استفاده می‌کردند. او در دوره خلبانی ۶۰۰ تومان حقوق می‌گرفت و پس از گذراندن دوره تخصصی، حقوقش به ۱,۵۰۰ تومان افزایش یافت.

پس از پیروزی انقلاب، هوانیروز به عنوان یکی از یگان‌های ارتش که آسیبی ندید، شناخته می‌شود؛ زیرا اعضای آن از انقلاب پشتیبانی می‌کردند و به خوبی از پایگاه‌های خود دفاع می‌کردند.پس از وقوع انقلاب اسلامی، نخستین درگیری‌ها در کردستان و سنندج آغاز شد. در حالی که مردم هنوز از پیروزی انقلاب خوشحال بودند، خبری دریافت شد مبنی بر محاصره پادگان لشکر ۲۸ کردستان در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۵۷ در سنندج به دست گروه‌های ضدانقلاب. بدین ترتیب، ضروری شد تا نیروهای مسلح از سایر استان‌ها و شهرهای امن هم‌جوار مانند کرمانشاه، با هلی‌برن به سنندج اعزام شوند تا این شهر و پادگان آن را از دست ضدانقلاب آزاد کنند.

در آن روز، پرواز اول را با خلبان شیرودی تجربه کردیم. این پرواز نقطه عطفی برای آشنایی بیشتر من و شیرودی بود. در هفته‌های بعد، به همراه شیرودی در یک تیم پروازی حضور یافتم و تسلط او نسبت به منطقه کردستان و کرمانشاه و نیز شجاعت و فداکاری‌اش را از نزدیک لمس کردم. وقتی خبر انتصاب او به عنوان فرمانده هوانیروز مستقر در سرپل ذهاب را شنیدم، متوجه شدم که این انتخاب، تصمیمی شایسته و درست بوده است. شیرودی تا زمان شهادتش در سال ۱۳۶۰ به عنوان فرمانده گروه هوانیروز در سرپل ذهاب، افتخارات بسیاری را کسب و نام خود را ماندگار کرد.

کتاب «روی دریایی از ابرها شناور بودیم» خاطرات امیر سرتیپ دوم ابراهیم محمدزاده، خلبان هوانیروز، به کوشش حسن و حسین شیردل در ۲۵۲ صفحه و از سوی انتشارات سرو منتشر شده است.

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *