به گزارش خبرگزاری **خبرآنلاین**، ماهوشخانم مونسالدوله، ندیمه انیسالدوله و سوگلی ناصرالدینشاه، از زنان پیشرو و آگاه زمان خود بود. او در سفرهایی به فرانسه و سوئیس، با فرهنگهای مختلف آشنا شد و زبان فرانسوی را نیز آموخت.
این شخصیت فرهیخته دوران قاجار، یادداشتهایی را که در طول عمرش به ثبت رسانده بود، در سالهای پایانی زندگی و در دهه ۴۰ خورشیدی گردآوری کرد. این خاطرات، در دهه ۱۳۸۰ خورشیدی به همت سیروس سعدوندیان از سوی انتشارات زرّین منتشر شد.
بخش دهم از خاطرات او به شرح عادات و آداب مربوط به بارداری عروسها پرداخته است. او بیان میکند که اگر عروس به هنگام ورود به حجله حامله میشد، آن را «حجلهگیر» مینامیدند، اما اگر مدت زمان طولانی میگذشت و باردار نمیشد، میگفتند «چلهگیر» شده است. اعتقاد بر این بود که این وضعیت به دلیل حضور یک زن عزادار در عروسی پیش از پایان چله است.
برای «چلهبری»، نوعروس را به عزاخانه میبردند تا سه مرتبه از روی جنازه عبور کند. اگر نتیجهگیری حاصل نمیشد، به حمام زنانه یهودیها میبردند و در آنجا، عروس با چادر و چاقچور، چهل ساقه تره را خرد میکرد و به خزانه حمام میپاشید. در مواقع ضروری نیز به رمالها و مامایی مراجعه میکردند که راهحلهای سنتی به آنها ارائه میدادند.
روشهایی مانند رد کردن عروس از زیر شکم شتر آبستن و استفاده از گیاهان مقدس از مشهد نیز بهعنوان راههای درمانی در نظر گرفته میشدند. در برخی موارد، عقاید خرافی مانند خوردن نخ یا استفاده از طلسمها نیز به کار میرفت و برای اطمینان از موفقیت، عروسها گاهی قفلهایی به کمر خود میبستند.
در نهایت، عادتها و باورهای مختلفی برای به دنیا آوردن پسر وجود داشت و افراد به دنبال روشهای خاصی برای تضمین بارداری به دنبال آن بودند.ماما پس از معاینه، توصیههایی به مادر میکرد تا از خطرات احتمالی جلوگیری کند. او تأکید میکرد که زن باردار نباید وزنههای سنگین جابجا کند، از پلههای بلند بالا برود و از مصرف برخی خوراکیها مانند زعفران و آب زرشک پرهیز نماید. زیرا این نوع بیاحتیاطیها ممکن است منجر به سقط جنین شود.
اگر خانواده تصمیم به زایمان پسری داشتند، برای مادر خوراکیهای گرم در نظر میگرفتند. روزانه به یک سیب سرخ که به آن «یاسین» میگفتند، فوت میکردند و تا چهل روز این کار را تکرار میکردند تا از طریق این روشها جنسیت نوزاد را پیشبینی کنند. برخی معتقد بودند اگر زن باردار به موهایش دست بزند، نشاندهنده دختر بودن نوزاد است و اگر به لبهای خود کشید، یعنی پسر خواهد شد.
برخی سنتهای قدیمی بیانگر این بودند که مادران باردار باید از انجام فعالیتهایی مانند ریختن آب داغ روی زمین خودداری کنند، زیرا معتقد بودند این کار ممکن است به همزاد نوزاد آسیب رساند. همچنین، عدم خوابیدن زیر درخت و پرهیز از رفتن به حمام در تاریکی از دیگر هشدارهای موجود بود.
در ادامه، مراسم سیسمونی به عنوان یکی از آیینهای مهم خانوادهها مطرح میشود. این مراسم شامل تهیه لباسهای کودکانه است که از سوی مادر عروس برای نوزاد تهیه میشود. خانوادههای مرفه لباسهایی برای هر دو جنس نوزاد فراهم میآوردند، در حالی که خانوادههای کمدرآمد تنها برای یکی از جنسها لباس میدوختند.
در روزی که لباسها به خانواده داماد تحویل داده میشد، دعوتهای ویژهای انجام میشد. نیمقرن پیش که استفاده از ماشینهای خیاطی رایج نبود، زنان با دست و ابزاری ابتدایی اقدام به دوخت و دوز میکردند. سیسمونی شامل هفت پیراهن سفید بلند، هفت سینهبند پنبهای، و تعدادی کلاه کوچک و بزرگ با تزئیناتی چون منگوله و یراق بود. هیچ نوزادی بدون طلسمها و دعاها از جمله «نظرقربانی» و «ببین و بترک» در جنبههای فرهنگی و معنوی آن زمان کامل نبود.
این آیینها و سنتها نه تنها نمایانگر فرهنگ و تاریخ جامعه بودند بلکه نشان میدادند که چقدر مادران و خانوادهها به سلامت و خوشبختی نوزادان خود اهمیت میدادند.در گذشته، برای تهیه قنداق از مهره آبی سوراخدار استفاده میشد که به عنوان یک شی مؤثر در پیشگیری از خطرات به شمار میرفت. پس از آمادهسازی قنداق، نوبت به تهیه ننو و گهواره میرسید. ننو تقریباً شبیه یک تختخواب بود که رویهاش از مخمل و آستر آن از چرم تهیه میشد. برای ساخت آن، حلقههای چرمی در دو طرف دوخته میشد و طنابها به این حلقهها متصل و به دیوار اتاق میخ کوبیده میشد. این ننو امکان میداد که نوزاد در وسط اتاق معلق شود و والدین میتوانستند او را به آرامی تکان دهند.
در آن زمان، به جای پستانک، از یک پارچه نازک که حاوی مقداری شکر یا نبات خرد شده بود استفاده میشد. این پارچه را به شکل پستان درمیآوردند و در دهان نوزاد قرار میدادند.
گهوارهها را از چوب میساختند و دارای چهار پایه بودند و سقف آن با چوبهای افقی طراحی میشد. برای نوزاد، بالشهایی از پشم شتر تهیه میکردند و برای نوزاد دختر گوشواره و طوق میساختند، در حالی که برای نوزاد پسر یک کارد چوبی با غلاف مخملی طراحی میکردند. از دیگر اقلام سیسمونی میتوان به عروسکهای پنبهای برای نوزاد دختر و اسباببازیهایی چون اسب چوبی و توپ نخی برای نوزاد پسر اشاره کرد.
به محض آمادهسازی تمامی این لوازم، مادر عروس دوازده کیسه سفید میدوخت و در هر کدام شامل لوازم ضروری برای زایمان میریختند. اینها شامل صابون رندهشده، بارهنگ، خاکشیری، اسفند و دیگر ملزومات بود.
سیسمونی باید به گونهای آماده میشد که تا زمان راه افتادن نوزاد همه چیز موجود باشد. «روروئک» هم بخشی از سیسمونی بود که به نوزاد کمک میکرد تا شروع به حرکت کند.
در مراحل پایانی، صندوقهایی برای نگهداری این اقلام آماده میشد و پس از چیدمان، به خانواده داماد اعلام میشد تا با مراسم معینی به خانه عروس منتقل شود. در این میان، خانواده داماد اگر استطاعت داشتند، حیوانی جهت قربانی به عنوان نشان احترام تقدیم میکردند و صندوقها به دقت به دست مادرشوهر میرسید.
مادرشوهر صندوقها را باز کرده و اقلام را به نمایش میگذاشت. در این میان، عروس به شدت نگران بود که مورد ارزیابی سختگیرانه قرار نگیرد. اگر سیسمونی مورد پسند قرار میگرفت، مادرشوهر به نشانه قدردانی مقداری پول به کمککنندگان میداد.
این روند فرآیندهای سنتی و فرهنگی در تهیه سیسمونی را به تصویر میکشد که نشاندهنده اهمیتی است که خانوادهها به زایمان و تربیت نوزاد میدهند.
منبع: مجله «زن روز»، ۲۱ آبان ۱۳۴۵











