به گزارش خبرگزاری، در یک رژه ورزشی که در میدان سرخ در سال 1936 برگزار شد، یک شعار معروف با عبارت «سپاسگزاریم، رفیق استالین، برای کودکی شادمان!» شکل گرفت و به یکی از نمادهای تبلیغاتی اتحاد جماهیر شوروی تبدیل گردید.
زندگی کودکان در شوروی به مراتب با چالشها و محدودیتهایی همراه بود. مرخصی والدین در این کشور ابتدا تنها شش ماه بود که در دهه 1970 به مدت 18 ماه افزایش یافت. کودکان از سنین بسیار پایین باید با جامعه سازگار میشدند. مهدکودکها به مهدکودکهای نوپا و سپس به مدارس در سن هفت سالگی و سازمانهای پیشاهنگی در سن نُه سالگی متصل میشدند.
در اوقات فراغت، کودکان به اردوگاههای پیشاهنگی میرفتند که در سراسر کشور گسترده بودند. اردوگاه مشهور «آرتک» در کریمه، به عنوان یک مرکز معتبر برای کودکان شوروی و سایر ملتهای کمونیستی همپیمان شناخته میشد.
فرزندپروری در شوروی با آداب و رسوم خاصی انجام میشد، به طوری که والدین به برنامهریزی دقیق برای خواب، غذا، بازی و تحصیل فرزندان خود اهمیت میدادند. تبلیغات دولتی بر تربیت کودکان با تأکید بر ارزشهایی مانند فروتنی، عشق به ورزش و مسئولیتپذیری تأکید داشت.
دولت شوروی به شدت در تلاش بود تا زندگی اشرافی سابق را که در دوران تزار وجود داشت، از بین ببرد. این امر تأثیرات عمدهای بر زندگی میلیونها نفر گذاشت، بهویژه با تبدیل آپارتمانهای بزرگ به آپارتمانهای اشتراکی، که در آن خانوادهها مجبور بودند فضای محدود خود را با دیگران تقسيم کنند.
با وجود فرهنگ زهدگرایی که توسط دولت ترویج میشد، بسیاری از مردم شوروی همچنان به دنبال کالاهای لوکس و کمیاب بودند و کسانی که در آپارتمانهای اشتراکی زندگی میکردند، آرزوی نقلمکان به خانههای شخصی و استقلال بیشتری را داشتند.**تحولات زندگی روزمره در اتحاد جماهیر شوروی**
در دورهای که نیکیتا خروشچف به ساخت انبوه خانههای اقتصادی پرداخت، مشکلات مسکن تا حدی کاهش یافت و این ساختمانها به نام «خروشچفکا» شناخته شدند. با این حال، بسیاری از مایحتاج مادی برای مردم عادی همچنان کمیاب و سختدسترس بود. کالاهایی همچون خودرو، کوپنهای سفر و سایر محصولات خارجی به شدت مورد توجه شهروندان شوروی قرار داشت.
**سبک غذا**
سادهزیستی در رژیم غذایی مردم شوروی به وضوح مشهود است. بسیاری از آنها به شوخی میگفتند، «غذای ما شچی (سوپ کلم) و کاشا (حریره غلات) است»، که نشاندهنده سادگی و کمبود تنوع غذایی بود. ذخیرهسازی غذاها و انتظار برای کالاها عادی شده بود و صفهای طولانی برای خرید از معضلات جدی به شمار میآمد.
افرادی که به مسکو سفر میکردند، گاهی کالاهای نایاب را برای دوستان و خانوادههای خود به شهرهای مختلف میآوردند و به این طریق پدیدهای تحت عنوان «قطارهای سوسیس» به وجود آمد.
**عادات صرفهجویی**
در دنیای کمبود، هیچ چیز دور انداخته نمیشد؛ مردم بالکنها و انبارهای خود را به مکانی برای ذخیره وسایل قدیمی تبدیل کردند. دور انداختن اشیاء به منزله اسراف تلقی میشد و بسیاری از این اشیاء به امید روزهای بهتر نگهداری میشدند.
**خلاقیت و ابتکار**
به دلیل ناتوانی دولت در تأمین بسیاری از نیازمندیها، شهروندان به خلاقیت روی آوردند و بسیاری از خانوادهها به صورت خانگی نوشابه گازدار تولید میکردند یا از اشیاء قدیمی برای ساخت ابزار جدید استفاده میکردند.
**بازار زیرزمینی**
محصولات خارجی به شدت خواهان داشتند، اما خرید و فروش آنها غیرقانونی بود. به همین دلیل، افرادی به نام «فارتسوکا» اقدام به تجارت غیرقانونی کالاهای خارجی کرده و آنها را در بازار داخلی عرضه میکردند. جوانان شوروی به دنبال گردشگران میرفتند تا کالاهای مورد علاقه خود را با مبادله کالاهای داخلی به دست آورند، رویکردی که هرچند خطرناک بود، اما به یک پدیده اجتماعی تبدیل شد.
در نهایت، زندگی در شوروی با چالشهای زیادی همراه بود که مردم در تلاش برای غلبه بر آنها، خلاقیت و همافزایی خاصی را به نمایش گذاشتند.











