در بهمن ۱۳۴۷، منصوره پیرنیا، خبرنگار مجله «زن روز»، به برج مراقبت فرودگاه مهرآباد رفت تا با آذر پیشرو، فرمانده جوان این مرکز حساس، مصاحبهای انجام دهد. این برج، با تجهیزات کنترل پرواز و صداهای مداوم خلبانان، محلی بود که در آن یک زن با مسئولیتی بزرگ کار میکرد؛ چراکه هر اشتباه میتوانست خسارات میلیونی و تهدید جان انسانها را به دنبال داشته باشد.
آذر پیشرو، که پس از ازدواج نام خانوادگی «صفوی» را نیز به نام خود اضافه کرده بود، با ظاهری جدی و مؤثر بر صندلی فرماندهی نشسته و مسئولیت اداره روزانه حدود ۴۰۰ پرواز را بر عهده داشت. این پروازها شامل هواپیماهای نظامی نیز میشد و نیازمند دقت کافی و تصمیمگیری سریع بود.
در جریان این مصاحبه، آذر از زندگی شخصیاش نیز سخن گفت، از فقدان پدر در کودکی و سختیهای مادرش که به تنهایی او را بزرگ کرده بود. او پس از ناکامی در کنکور، به آموزشگاه هواپیمایی کشوری رفت و از میان ۲۴ هنرجو، تنها دو زن در این دوره حضور داشتند. آذر پیشرو در آن زمان دارای مدرک لیسانس حقوق و دو سال از ازدواجش میگذشت.
او همچنین یادآوری کرد که یکی از چالشهایش در شغل، نشاندن یک هواپیمای بوئینگ با چرخهای باز نشد، که به کمک هماهنگی کامل با خلبان به نتیجه رسید.
آذر پیشرو با تأکید بر توانمندیهای زنان، بیان کرد: «هیچ کاری برای زن امروزی دشوار نیست. در محیط کار و احساس مسئولیت، زن و مرد تفاوتی ندارند.» او آرزو داشت که به عنوان یک زن در این شغل حساس، از مادرش یاد بگیرد و هرگز دچار اشتباه نشود.
برای خواندن متن کامل این مصاحبه، میتوانید به منابع مربوطه مراجعه کنید.











