**امیرمهدی نادری** | خبرآنلاین: ناپلئون بناپارت (۱۸۲۱-۱۷۶۹)، ژنرال و سیاستمدار مشهور فرانسوی، متولد جزیره کرس است. او از سال ۱۸۰۴ تا ۱۸۱۴ و بهطور موقت در سال ۱۸۱۵ به عنوان امپراتور فرانسه تحت عنوان ناپلئون اول سلطنت کرد. ناپلئون با ایجاد بزرگترین امپراتوری قارهای اروپا از زمان شارلمانی و اعمال اصلاحات لیبرالی در سرزمینهای تحت تصرف خود، تأثیر عمیق و گستردهای بر تاریخ اروپا گذاشت. اما این اصلاحات همراه با جنگهای ویرانگری به نام جنگهای ناپلئونی (۱۸۰۳-۱۸۱۵) بود.
این ژنرال فرانسوی در ۶۰ نبرد شرکت کرده و فقط در هفت مورد شکست خورده است. نوآوریهای نظامی وی تاثیر بسزایی بر شیوههای جنگ در اروپا گذاشت، از جمله استفاده از سربازگیری اجباری و ایجاد اردوگاههای نظامی. ناپلئون به عنوان یکی از بزرگترین نظامیان در تاریخ، همواره در کنار شخصیتهایی چون اسکندر مقدونی و ژولیوس سزار قرار میگیرد. وی همچنین اصلاحاتی در قوانین مدنی ارائه داد که به قوانین ناپلئونی مشهور شد و بر نظامهای قضایی کشورهای مختلف تاثیرگذار بود. ناپلئون بهعنوان هم اصلاحطلب و هم استبدادگر شناخته میشود.
امروزه، نام ناپلئون بیشتر به خاطر نبردها و روابط عاطفیاش شناخته شده، اما تاثیری که او بر فرانسه و جهان پس از خود گذاشت بسیار عمیقتر است. فرانسه پس از انقلاب کبیر در وضعیت سختی به سر میبرد و ظهور ناپلئون باعث احیای امید در این کشور شد. اصلاحات قضائی ناپلئون به گونهای بوده که تاریخنگاران هنوز هم تاریخ اروپا را به پیش و پس از او تقسیم میکنند، و بنابراین فروکاهیدن او به عنوان یک جنگسالار نمیتواند تمامی ابعاد تاریخی و هویتی او و تاثیرش بر جهان را دربر بگیرد.
**ریشههای کورسی و مهاجرت به فرانسه**
ناپلئون دی بوئوناپارته، امپراتور آینده فرانسه، در ۱۵ اوت ۱۷۶۹ (۲۵ مرداد ۱۱۴۸) در آجاشیو، جزیره کرس به دنیا آمد. خانوادهاش از ایتالیا به کرس مهاجرت کرده و در زمره نجیبزادگان کوچک قرار گرفتند. این جزیره برای قرنها تحت کنترل جمهوری جنوا بود اما در سال ۱۷۶۸ به پادشاهی فرانسه واگذار شد. این انتقال با مقاومت مواجه شد و سرانجام فرانسویان در نبردی مهم در مه ۱۷۶۹، مبارزان کرسی را شکست دادند. کارلو بوئوناپارته، پدر ناپلئون، که در ابتدا از استقلال کرس حمایت کرده بود، پس از شکست، وفاداری خود را به فرانسویها اعلام کرد و منجر به اعطای عناوین و افتخاراتی به خانوادهاش شد.
ناپلئون در سن پنج سالگی برای تحصیل به فرانسه فرستاده شد، جایی که لهجه و نامش او را از دیگران متمایز میکرد. او در مدرسه نظامی اکول میلیتر تحصیل کرد و به درجه ستوان دوم توپخانه رسید. ناپلئون و خواهر و برادرانش از انقلاب فرانسه حمایت کردند و در آوریل ۱۷۹۲ بهعنوان سرهنگ دوم در گارد ملی انقلابی معرفی شد. این تمایل به حمایت از حکومت جدید در خانواده بوئوناپارته نشانهای از پیشرفت ناپلئون در آینده سیاسیاش بود.**تغییرات در زندگی ناپلئون و ورود به عرصه نظامی**
در خلال تنشهای فزاینده بین بوناپارتها و حامیان پائولی، خانواده ناپلئون در سال ۱۷۹۳ ناچار به ترک کرس و مهاجرت به فرانسه شد. این تغییر مکان باعث شد تا حس وطنپرستی ناپلئون از کرس به فرانسه منتقل شود، هرچند لهجه قوی او همچنان جلب توجه میکرد و باعث تمسخر اشرافزادگان مخالفش شد.
**درگیریها و پیروزیهای جمهوری فرانسه**
در بهار ۱۷۹۲، جمهوری فرانسه با اتریش و پروس به جنگ پرداخت و نبردهای انقلابی آغاز شد. با پیروزی فرانسه در نبرد والمی، جمهوری فرانسه بهطور رسمی اعلام شد و پادشاه لوئی شانزدهم در ژانویه ۱۷۹۳ اعدام شد. درحالیکه جمهوری به سمت رادیکالیسم پیش میرفت، کشورهای بریتانیا، اسپانیا و هلند علیه آن ائتلاف تشکیل دادند و بندر تولون به تصرف ناوگان بریتانیا و اسپانیا درآمد که از اهمیت بالایی برای فرانسه برخوردار بود.
در این برهه، ناپلئون رسالهای به نام «لو سوپر دو بواکار» منتشر کرد که در آن از اقدامات افراطی جاکوبینها حمایت میکرد و این آثار باعث شد تا بهعنوان فرمانده توپخانه در محاصره تولون منصوب شود. تواناییهای رهبری ناپلئون در این محاصره بهوضوح دیده شد و او نقشی اساسی در پیروزی فرانسه ایفا کرد، هرچند که در حمله نهایی زخمی شد و در سن ۲۴ سالگی به درجه ژنرال بریگارد ترفیع یافت.
**تغییرات سیاسی و امنیت پاریس**
بعد از پایان «حکومت وحشت» و سقوط جاکوبینها در ژوئیه ۱۷۹۴، ناپلئون برای مدتی دستگیر و سپس آزاد شد. اما در اکتبر ۱۷۹۵، در پی شورشهای سلطنتطلبان علیه دولت جمهوری، بهعنوان یکی از معدود افسران واجد شرایط، مسئولیت دفاع از پاریس را بر عهده گرفت و آن را با دقت و قاطعیت اجرا کرد.
**موفقیت در ایتالیا و نفوذ در اروپا**
وقتی ناپلئون به ایتالیا رسید، بسیاری از افسرانش او را نادیده گرفته بودند؛ ولی با سازماندهی ارتش فرانسه و پیروزی سریع در برابر پادشاهی پیهمونت–ساردینی، نظرها به سمت او تغییر کرد. ناپلئون با موفقیتهای نظامی خود در جنگ اول ائتلاف، به چهرهای محبوب در میان سربازان و یک سوپراستار سیاسی در فرانسه تبدیل شد.
در سال ۱۷۹۸، ناپلئون به رهبری تیمی به مصر اعزام شد و در نبرد اهرام پیروز شد. با وجود شکست در محاصره عکا و عقبنشینی به اسکندریه، او به پیشرفتهای قابلتوجهی در زمینه مصرشناسی دست یافت و کشف سنگ روزتا را بهثمر رساند.
در اکتبر ۱۷۹۹، پس از بازگشت به فرانسه به دعوت چند مقام ناراضی، ناپلئون با کودتای “۱۸ برومر” دولت را سرنگون کرد و به رهبر اصلی حکومت جدید تبدیل شد.**ناحیه کنسولگری فرانسه: عصر ناپلئون**
با رسیدن ناپلئون به مقام کنسولی، انقلاب فرانسه به پایان رسید و عصر ناپلئونی آغاز شد. حکومت کنسولها که چهار سال به طول انجامید، زمینهساز پیشرفتهای سیاسی ناپلئون شد. او در این زمان، توافق «کنکوردا»ی 1801 را منعقد کرد که به تجدید روابط فرانسه با کلیسای کاتولیک کمک کرد. همچنین، ناپلئون قانون جامع ناپلئونی را تدوین کرد که اصلاحات لیبرالی انقلاب را به شکل منسجمی درآورده بود. او همچنین «خرید لوئیزیانا» را به انجام رساند و در یک همهپرسی به عنوان کنسول اول مادامالعمر تأیید شد.
ناپلئون که میدانست حکمرانیاش در خطر است، در تاریخ 18 مه 1804 امپراتوری فرانسه را تأسیس و خود را بهعنوان امپراتور اعلام کرد. مراسم تاجگذاری او در دوم دسامبر در کلیسای نوتردام پاریس برگزار شد. ناپلئون، برخلاف بسیاری از امپراتوران پیشین، خود تاج را بر سر نهاد.
در همین دوران، جنگهای ناپلئونی آغاز شده بود و بریتانیا در مه 1803 اعلام جنگ به فرانسه کرد و اتریش، روسیه و ناپلیس نیز به آن پیوستند. ناپلئون با ارتش خود به «ارتش بزرگ» معروف بود و به سرزمینهای آلمانی حمله کرد و با ابتکارات جدید نظامی، پیروزیهای قاطعی کسب کرد. فتح وین و فروپاشی امپراتوری مقدس روم در شمار این پیروزیها بود و ناپلئون را به اوج قدرت خود رساند.
**آغاز افول ناپلئون**
اما وضعیت بهسرعت تغییر کرد. روسیه از اتحاد با ناپلئون جدا شد و به بریتانیا پیوست. ناپلئون در 24 ژوئن 1812 به روسیه لشکرکشی کرد و یکی از بزرگترین نیروهای نظامی تاریخ اروپا را به این کار گماشت. روسیه به نبرد تن نمیداد و ارتش فرانسه را به عمق خاک خود میکشاند و از تاکتیک «زمین سوخته» استفاده میکرد. در نهایت، بسیاری از سربازان فرانسوی در اثر بیماری و درگیریها از دست رفتند.
پس از نبرد خونین بورودینو، ناپلئون وارد مسکو شد، اما شهر خالی از سکنه و در آتشسوزی بود. با درک بینتیجه بودن اوضاع، او در اکتبر 1812 دستور عقبنشینی داد، اما سرمای سخت روسیه از ارتش او میکاست.
قدرتهای اروپا با فرصتطلبی به جنگ ائتلاف ششم پرداختند و ناپلئون پس از شکست سخت در نبرد لایپزیک، با تسلیم و استعفای خود در 11 آوریل 1814 مواجه شد.
**تبعید و بازگشت ناپلئون**
پس از این تسلیم، ناپلئون به جزیره ابل تبعید شد و لودوویگ هجدهم به سلطنت در فرانسه رسید. اما در 1 مارس 1815، او از بیثباتی سیاسی ناشی از بازگشت خاندان بوربون بهرهبرداری کرد و به فرانسه بازگشت. او در 20 مارس پاریس را تصرف کرد و دوره دوم حکمرانیاش، موسوم به «صد روز» را آغاز کرد. اما دشمنانش به سرعت او را غیرقانونی اعلام کردند.در روند تحولات تاریخ نظامی اروپا، ائتلاف هفتم در اوایل سال ۱۸۱۵ دو ارتش را به بلژیک اعزام کرد تا تهدیدی برای شمال شرق فرانسه ایجاد کند. این دو ارتش شامل یک نیروی آنگلو–هلندی–آلمانی تحت فرماندهی آرتور ولزلی، دوک ویلنگتون و یک ارتش پروسی تحت هدایت فیلدمارشال گبهارد لبرشت فون بلوشر بودند. در تاریخ ۱۵ ژوئن ۱۸۱۵، ناپلئون برای مقابله با این خطر به بلژیک رفت، اما در نبرد معروف واترلو، که در ۱۸ ژوئن اتفاق افتاد، به صورت قاطع شکست خورد. پس از این واقعه، ناپلئون دوباره استعفا داده و به جزیره سنت هلن در اقیانوس اطلس تبعید شد و در ۵ مه ۱۸۲۱ در سن ۵۱ سالگی در این جزیره درگذشت.
ناپلئون به عنوان یک شخصیت مهم تاریخی تنها به عنوان یک فرمانده نظامی شناخته نمیشود. در حالیکه او بر قدرت نشست، فرانسه دچار بحران مالی شدید و تورم فاجعهباری بود. در این شرایط، او اصلاحات را آغاز کرد. در سال ۱۸۰۳، بانک مرکزی فرانسه انحصار چاپ اسکناس را به دست گرفت و انتشار پول تحت نظارتهای شدید قرار گرفت. همچنین، مالیاتها به شکلی متمرکز و منظم جمعآوری شدند. در این دوره، بسیاری از اتحادیهها به دلیل فساد منحل شدند و کمیتهای برای حل و فصل اختلافات میان کارگران و کارفرمایان تشکیل گردید.
ناپلئون به اصلاحات آموزشی نیز پرداخت و مدارس فنی و حرفهای و نظامی را ایجاد کرد. در این اصلاحات، همچنین مراکزی برای تربیت معلمان تأسیس شد و معلمان با عملکرد بالا مورد تقدیر قرار گرفتند. علیرغم برخی رفتارهای دیکتاتورمنشانه، ناپلئون سیاستهایی را در پیش گرفت که رنگ و بوی انقلاب فرانسه را در خود داشت. او در تعامل با مهاجرین و کلیسای کاتولیک متعهد به مدارا و صداقت بود. در سال ۱۸۰۱، توافقنامهای با پاپ منعقد کرد که در آن کاتولیسیسم به عنوان دین اکثریت مردم فرانسه به رسمیت شناخته شد.
قبل از ناپلئون، قانون در فرانسه بسیار متنوع و پراکنده بود. در مناطق مختلف قوانین متفاوتی حاکم بود و این تنوع باعث عدم هماهنگی در اجرا و تفسیر قوانین میشد. در این راستا، قوانین ناپلئون با هدف ایجاد نظمی یکپارچه و عقلانی، تدوین شد. این قوانین برخی از اصول کلیدی قانون مدنی از جمله برابری شهروندان مرد، انحلال اشرافیت و تعیین آزادیهای فردی را به رسمیت میشناختند. این قوانین به سرعت به عنوان مبنای حقوقی در بسیاری از کشورهای دیگر، حتی بیش از دو قرن بعد از تصویب، به کار گرفته میشوند. ناپلئون در تبعید، به خاطرات پیروزیهایش اشاره کرده و بر این نکته تأکید کرد که میراث او قوانین مدنیاش خواهند بود.











