**مظفرالدینشاه در سفر به فرنگ مورد سوءقصد قرار گرفت**
به نقل از خبردونی، مظفرالدینشاه در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۲۷۹ خورشیدی و در جریان نخستین سفر خود به فرنگ، هنگامی که از اقامتگاهش برای بازدید از کاخ ورسای خارج شد، توسط یک مرد فرانسوی هدف سوءقصد قرار گرفت. با این حال، وزیر دربار با شجاعت و هوشیاری خود، سبب نجات او شد و شاه جان سالم به در برد.
بر اساس یادداشتهای روزانه مظفرالدینشاه، او که در ششمین روز اقامت خود در پاریس به کاخ ورسای دعوت شده بود، صبح روز حادثه عکاسی از او و همراهانش انجام شد. پس از آماده شدن کالسکه، رئیسالوزرای ایران و وزیر دربار نیز در کنار او قرار گرفتند. در مسیر، وزیر مختار ایران در بلژیک خبر داد که چند اتومبیل برای سفر آماده شده است.
هنگام خروج از باغ، مردمی برای تماشای شاه تجمع کرده بودند و به وی خوشامد گفتند. در همین حال، ناگهان یکی از افراد به کالسکه نزدیک شد و به قصد سوءقصد به مظفرالدینشاه، با طپانچه به او حمله کرد. وزیر دربار با شجاعت و قاطعیت به دفاع از شاه پرداخت و دست مهاجم را گرفت.
علیرغم تلاشهای مهاجم برای شلیک، وزیر توانست طپانچه را از او بگیرد و در این زمان، یکی از پلیسها که در حال تعقیب متهم بود، به کمک آمد. وی با سرعت خود را به مکان حادثه رساند و مهاجم را به زمین انداخت.
شاه در مجموع، با قدرت قلب و شجاعت به این واقعه نگاه کرد و از شدت ترس و نگرانی، هیچ نشانهای از وحشت از خود نشان نداد، در حالی که همراهانش به شدت مضطرب شدند. این حادثه به خوبی نشاندهنده شجاعت وزیر دربار بود که جان شاه را نجات داد.در جریان یک حادثه غیرمنتظره و هیجانانگیز در پاریس، جمعیتی از مردم بهسرعت بهسوی فردی که قصد سوءقصد به جان مظفرالدینشاه را داشت، هجوم بردند و فریادهایی تحت عنوان “ویلو شاه ویلوی شاه” (زنده باد شاه ایران) سر دادند. تلاش مردم برای اقدام به انتقام از این شخص، پلیس را ناگزیر کرد که او را به سرعت از دید عموم دور و در مکانی امن حبس کند تا تحقیقات لازم درباره هویت و هدف او انجام شود.
با وجود این واقعه تهدیدآمیز، شاه و همراهانش به خوبی از این خطر رها شدند و شاه به کالسکهچی خود دستور داد بلافاصله به سمت روسایل بروند. زمان وقوع حادثه بهگونهای بود که تنها وزیر دربار متوجه وضعیت خطرناک شد و بهدفاع از شاه پرداخت. تلاشهای او منجر به نجات شاه و خود وزیر گردید و این موضوع باعث شادی و شکرگزاری بسیار از سوی آنان شد.
جناب اشرف صدراعظم، نیز در این واقعه حضور داشت و نخستین واکنش او نگرانی بود، اما بهتدریج خوشحالی او از عدم آسیبدیدگی شاه و فاصله زیاد میان پاریس و ایران افزایش یافت. جنرال مهماندار نیز که در این شرایط شادمان بود، به دلیل میزبانی از شاه، بینهایت مفتخر و مسرور بود.
پس از این واقعه، شاه به گردش در کنار رودخانه سن رفت. در آنجا کشتیای که میزبانان برای او آماده کرده بودند، فراهم بود و در کنار وی وزیر امور خارجه فرانسه و دیگر مقامات حضور داشتند. آنان از کارخانه معروف “سور” دیدن کرده و به تماشای فرآیند ساخت ظروف چینی پرداختند که شامل هدایای یادگاری از سوی رئیس کارخانه بود. همچنین، آنها مواردی از مهارت و صنایع دستی را مورد تحسین قرار دادند.
پس از آن، شاه سوار کالسکهای شد که به سمت ورسایل حرکت کرد. در این مسیر و با توجه به وقوع حادثه در پاریس، تدابیر امنیتی شدیدتری اندیشیده شده بود. در پایان، وارد عمارت ورسایل شدند که به عنوان یک اثر تاریخی و تفرجگاه عمومی مورد استفاده قرار میگرفت. این ساختمان، که یادآور دوران سلطنتهای گذشته فرانسه بود، با ویژگیهای معماری و زیباییهای خود توجه هر بازدیدکنندهای را جلب میکرد.در گزارشی از سفر مظفرالدینشاه قاجار به فرانسه، از مجموعهای از آثار تاریخی و هنری در یک عمارت خاص دیدن کرد. این آثار شامل پردههای نقاشی چهرههای سلاطین و معشوقههای آنها و تصاویری از جنگهای مهم آن دوران بود. پس از ورود به عمارت، شاه و همراهانش از جمله مسیو دلکاسه وزیر امور خارجه و جناب اشرف صدراعظم به صرف ناهار پرداختند.
بعد از صرف غذا، شاه به اشرف صدراعظم دستور داد تا با ارسال تلگراف، دیگر نقاط ایران را از امنیت و وضعیت موجود در فرانسه مطلع کند. آنها به اتاق دیگری رفتند و به نوشتن تلگرافات مشغول شدند.
پس از این فعالیت، شاه و همراهانش به گردش در اطراف و باغ پرداخته و از زیباییهای گلکاریها و درختان مخروطیشکل لذت بردند. فوارههای حوضها نیز به ارتفاعات قابل توجهی جست میکردند و این روز برای آنان خوشایند و شکرگزاریکننده بود.
پس از بازگشت به پاریس، رئیسجمهور، جناب مسیو لوبه، به دیدن آنها آمد و از خوشحالی خود نسبت به سلامت شاه ابراز کرده و از ترک سفر به ورسایل تقدیر کرد. در این میان، وزیرهمایون و ناصرخاقان نیز به او ملحق شدند. آنها به دلیل وخیم بودن اوضاع، به ورسایل رفته بودند و پس از اطلاع از برگشت شاه، به پاریس بازگشتند.
در دنبالهی روزنامههای امروزی، گزارشی از آن مردی که به عنوان یک آنارشیست دستگیر شده بود، منتشر شد. وی فرانسوا سالن نام داشت و در پاسخ به سوالات پلیس به طور واضحی توضیح نمیداد که چرا دست به این اقدام زده است. به یمینالسلطنه دستور داده شد تا تمام تحقیقات پلیس را جمعآوری کند.
در خاتمه، مجلس شبانهای با روضهخوانی آقا سیدحسین برگزار شد و بعد از صرف شام به استراحت پرداخته شد.











