تماس با ما

مردم به محض آگاهی از اینکه من فرزند مهوش هستم، دچار شگفتی می‌شدند و عده‌ای نیز به انتقاد می‌پرداختند.

مردم به محض آگاهی از اینکه من فرزند مهوش هستم، دچار شگفتی می‌شدند و عده‌ای نیز به انتقاد می‌پرداختند.

در اواخر دی‌ماه ۱۳۳۹، خبر مرگ ناگهانی معصومه عزیزی بروجردی، معروف به «مهوش»، خواننده محبوب تهران، جامعه را در شوکی عمیق فرو برد. تشییع جنازه او به یک مراسم فوق‌العاده تبدیل شد و هزاران نفر با استفاده از هر وسیله‌ای به ابن‌بابویه آمدند تا با این چهره مشهور وداع کنند. مهوش در زمان اوج شهرت و موفقیت به زندگی خود پایان داد، اما علی‌رغم ثروت فراوان، سرنوشت فرزندانش بسیار تلخ بود.

پس از گذشت ده سال، پسر مهوش که در زمان فوت مادرش کودکی بیشتر نبود، در مصاحبه‌ای با مجله «جوانان امروز» از دشواری‌های زندگی‌اش صحبت کرد. او از روزهایی یاد کرد که با حضور کم‌رنگ مادر و هدیه‌ها و عشق او، احساس فقدان را تا حدی جبران می‌کرد. جدایی ناگزیر از مادری که همیشه در دسترس نبود، و نیز زندگی در کنار مادربزرگ، کودکیش را با حس فقدان پر کرد. او به شبی اشاره کرد که برای نخستین‌بار مادرش را روی صحنه دید و از تشویق‌های تماشاگران ترسید، همچنین از روزی گفت که مادر دیگر نیامد و انتظارش به درد مزمن تبدیل شد.

پس از درگذشت مهوش، با وجود باقی‌ماندن ثروتی زیاد، پسر تنها به یک خانه کوچک در جنوب شهر دست یافت. اموال و دارایی‌ها به دلیل همسر جدید مادرش و بی‌توجهی اطرافیان از بین رفت. او تحصیلاتش را ناتمام گذاشت و به کارگری در چاپخانه روی آورد و با درآمد بسیار کم، زندگی خود و مادربزرگ را گذراند؛ مادربزرگی که با فوتش، آخرین پناه عاطفی او نیز از دست رفت.

برای مطالعه متن کامل گفت‌وگو با پسر مهوش، می‌توانید به منابع موجود مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *