**ریچارد نیکسون، سی و هفتمین رئیسجمهور ایالات متحده،** در سال ۱۹۶۸ به قدرت رسید و در شرایطی خاص قرار داشت، زیرا از زمان زکری تیلور در ۱۸۴۹، اولین رئیسجمهوری بود که حزب مخالف (دموکراتها) کنترل هر دو مجلس کنگره را در دست داشت. او همچنین جنگ ویتنام را مدیریت میکرد که با افزایش شمار نظامیان آمریکایی از ۱۶ هزار به بیش از ۵۰۰ هزار نفر در سالهای ۱۹۶۵ تا ۱۹۶۸، به شدت غیرمحبوب شده بود. در این زمان، تهران به محل شدیدترین تظاهرات ضدجنگ تبدیل شده و کاخ سفید تحت تسلط اکثریتی از کارمندان دموکرات بود. با وجود این، نیکسون که در دهه ۱۹۴۰ به خاطر افشای جاسوسی «آلگر هیس» به شهرت رسیده بود، در ۱۹۶۸ موفق به بازگشت سیاسی بزرگی شد و در سال ۱۹۷۲ با کسب ۶۱ درصد آرا، یکی از قاطعترین پیروزیها را در ۴۹ ایالت تجربه کرد.
در دوران ریاستجمهوری نیکسون، فضای سیاسی بسیار خصمانه بود و او با یکی از جنجالیترین پروندههای تاریخ معاصر آمریکا یعنی «رسوایی واترگیت» روبرو شد که در نهایت به استعفای او در سال ۱۹۷۴ منجر گردید.
***
در ۱۳ ژوئن ۱۹۷۱، روزنامه «نیویورک تایمز» گزارشی از اسناد محرمانه پنتاگون درباره سیاست آمریکا در ویتنام منتشر کرد. این اسناد که توسط دانیل الزبرگ از وزارت دفاع به بیرون درز کرده بود، نگرانیهای جدی را برای نیکسون ایجاد کرد. همچنین مشخص شد که نسخهای از این اسناد در سفارت شوروی نیز وجود دارد.
در پاسخ به این نشت، در ۲۴ ژوئیه ۱۹۷۱، واحدی به نام «لولهکشها» در کاخ سفید تأسیس شد. این گروه وظیفه بررسی نشتهای اطلاعاتی را بر عهده داشت و تحت رهبری اگیل کروگ و دیوید یانگ فعالیت میکرد. مأموران کلیدی این گروه، گوردون لیدی و هوارد هانت بودند که پیش از این در سازمانهای اطلاعاتی کار کرده بودند. یکی از نخستین اقدامات این گروه، دستبرد به دفتر روانپزشک الزبرگ به منظور جمعآوری اطلاعاتی برای بیاعتبارسازی او بود که با شکست مواجه شد.
در آستانه انتخابات ۱۹۷۲، باب هالدرمن، رئیس ستاد کاخ سفید، از جان دین درخواست کرد تا طرحی اطلاعاتی برای کمیته انتخاب مجدد رئیسجمهور تدوین کند. دین برای این منظور گوردون لیدی را استخدام کرد و بودجهای معادل ۵۰۰ هزار دلار به این طرح اختصاص داده شد.
لیدی نسخههایی از طرح خود به نام «جواهر» را به دستور جان میچل ارائه داد. پس از رد دو طرح اول به دلیل هزینههای زیاد، سرانجام، در مارس ۱۹۷۲، طرح نهایی با هزینه ۲۵۰ هزار دلار مورد تأیید قرار گرفت. در ۲۸ مه ۱۹۷۲، تیمی از شهروندان کوبایی به رهبری لیدی به دفتر کمیته ملی دموکراتها در مجتمع واترگیت دستبرد زدند و اقدام به نصب دستگاههای شنود کردند؛ اما این دستگاهها به درستی کار نکردند. در ۱۷ ژوئن ۱۹۷۲، این تیم برای تعویض دستگاهها دوباره وارد عمل شد که در نهایت منجر به دستگیری آنها توسط پلیس شد.
این رویدادها پایهگذار آغاز تحقیقات و پنهانکاریهای بعدی بودند که همواره در سایه یک بحران عمیق سیاسی قرار گرفت.**دستگیریها و افشاگریهای واترگیت**
تنها دو روز بعد از وقوع دستگیریها در ۱۹ ژوئن ۱۹۷۲ (۲۹ خرداد ۱۳۵۱)، جان دین در آپارتمان میچل با وی و مقامات ارشد دیگر ملاقات کرد تا تلاشهایی برای پوششدهی به اقداماتی که قبل از سرقت صورت گرفته بود، سازماندهی کند. هدف این نشست محافظت از افرادی بود که از قبل از این سرقت مطلع بودند. بعدها، افبیآی دین را به عنوان “توطهگر اصلی پوششسازی” شناسایی کرد.
در تاریخ ۲۱ مارس ۱۹۷۳ (۱ فروردین ۱۳۵۲)، در یک ملاقات سرنوشتساز در دفتر بیضی، دین به نیکسون اعلام کرد: «ما با یک مشکل جدی در نزدیکی کاخ ریاستجمهوری روبرو هستیم.» او به نیکسون اطلاع داد که هوارد هانت در ازای سکوت خود پول نقد برای پوشش هزینههای حقوقی و شخصیاش درخواست کرده است. نیکسون به این درخواست پاسخ منفی داد و تاکید کرد که پرداخت این پول بیفایده خواهد بود. او هشدار داد که در نهایت حقیقت فاش خواهد شد و عواقب سختی برای همه به همراه خواهد داشت. با این حال، در همان شب پرداختی به وکیل هانت صورت گرفت که به عنوان اتهام ممانعت از اجرای عدالت علیه نیکسون مطرح گردید.
روز بعد دین موظف شد گزارشی درباره دستبردها و پوششسازیها تهیه کند، اما نتیجهای حاصل نکرد. کمتر از دو هفته پس از دیدار با نیکسون، دین با دادستانهای فدرال جلساتی برقرار کرد و امیدوار بود با متهم کردن همکارانش مصونیت قضایی کسب کند. اما درخواست او به دلیل نقش اصلیاش در پوششسازی رد شد. کاخ سفید به تدریج تحت فشار قرار گرفت، چرا که اتهامات دین به نقش دیگر مقامات ارشد در این پرونده اشاره میکرد.
در تاریخ ۱۷ آوریل ۱۹۷۳ (۲۸ فروردین ۱۳۵۲)، نیکسون در کنفرانس خبری اعلام کرد که کارکنان کاخ سفید با کمیته اروین همکاری خواهند کرد. چند روز بعد، جان دین به همراه دیگران از سمتهای خود کنارهگیری کرد.
تحقیقات اولیه تنها بر اساس گمانهزنیها بود، اما روزنامهها، به ویژه «واشنگتن پست» و خبرنگاران آن کارل برنستاین و باب وودوارد، به افشای اطلاعات پیرامون ارتباط کاخ سفید در این پرونده پرداختند. آنها عمدتاً از یک منبع ناشناس تحت عنوان “دیپ تروت” استفاده کردند، هویتی که خود به یکی از سوالات پر بحث تبدیل شد.
**محاکمه سارقان واترگیت**
محاکمه دستبرد به ساختمان واترگیت از تاریخ ۸ ژانویه ۱۹۷۳ (۱۸ دی ۱۳۵۱) زیر نظر قاضی جان جی. سیریکا آغاز شد. از میان هفت متهم، هوارد هانت و چهار شهروند کوبایی گناهکاری خود را پذیرفتند، در حالی که جیمز مککورد و گوردون لیدی تصمیم به ادامه محاکمه گرفتند. این دو نفر شهادت ندادند و در تاریخ ۳۰ ژانویه ۱۹۷۳ (۱۰ بهمن ۱۳۵۱) محکوم شدند.
اما تحولی در تاریخ ۱۹ مارس ۱۹۷۳ (۲۸ اسفند ۱۳۵۱) رخ داد که وضعیت را تغییر داد. مککورد نامهای به قاضی نوشت و در آن به سوگند دروغ، فشار به متهمان، و عدم شناسایی باقی متهمان اشاره کرد. این نامه به فروپاشی پوششسازی و پنهانکاریها منجر شد و دستبرد واترگیت را وارد مرحله جدیدی کرد.### رسوایی واترگیت؛ آغاز سقوط نیکسون
جرم عادی به یک بحران ملی منجر شد و زنجیرهای از رویدادها شکل گرفت که در نهایت به کاخ سفید رسید. در این راستا، نوارهای ضبطشدهای که نیکسون را در میانه این رسوایی قرار داد، نقش کلیدی داشتند.
#### نوارهایی که نیکسون را گرفتار کرد
از فوریه ۱۹۷۱، نیکسون سیستمی را برای ضبط مکالمات در مکانهای مختلف نظیر دفتر بیضی، اتاق کابینه و کمپ دیوید نصب کرد. این سیستم بهطور مداوم مکالمات را ضبط میکرد و برخلاف سیستمهای قبلی، تمام مکالمات را بدون انتخاب ضبط میکرد. تا ژوئیه ۱۹۷۳، وجود این نوارها از عموم مخفی بود تا اینکه یک دستیار سابق کاخ سفید آنها را افشا کرد. از میان این نوارها، دو نوار بهخصوص اهمیت ویژهای داشتند:
– **شکاف ۱۸.۵ دقیقهای**: این نوار شامل مکالمه نیکسون و هالدرمن بعد از دستگیریها بود که بخشی از آن غیرقابل شنیدن بود و جان دین آن را «از نظر تاریخی بیاهمیت» توصیف کرد.
– **نوار «اسلحه دودزا»**: این نوار نشان میداد که نیکسون با پیشنهاد دین برای ممانعت از مصاحبه با دو شاهد مرتبط به تأمین مالی دستبرد موافقت کرده است. انتشار این نوار در ۵ اوت ۱۹۷۴، پایههای حمایت کنگره از نیکسون را متزلزل کرد.
#### جلسات استماع زنده: تماشای سقوط رئیسجمهور
در ۷ فوریه ۱۹۷۳، سنا به ایجاد کمیتهای برای بررسی ماجرای واترگیت رای داد. جلسات این کمیته از ۱۷ مه ۱۹۷۳ آغاز و بهمدت ۳۷ روز بهطور زنده از تلویزیون پخش شد و بنابر تخمینها، ۸۵ درصد خانوادههای آمریکایی حداقل بخشی از این برنامهها را مشاهده کردند.
در این جلسات، جان دین رئیسجمهور را به دخالت در پنهانکاری متهم کرد و گواهانی درباره فعالیتهای غیرقانونی دولت شهادت دادند. بهویژه، از فعالیتهای جاسوسی و آزار و اذیت بهوسیله دستگاههای امنیتی نام بردند.
#### قتلعام شنبه شب: اخراج دادستان ویژه
آرچیبالد کاکس بهعنوان دادستان ویژه در مه ۱۹۷۳ منصوب شد، اما کاخ سفید در انتقال نوارها مقاومت کرد. در ۲۰ اکتبر ۱۹۷۳، نیکسون به دادستان کل دستور اخراج کاکس را صادر کرد که منجر به استعفای الیوت ریچاردسون و معاون او شد. سرانجام، رابرت بورک کاکس را اخراج کرد و این حادثه به «قتلعام شنبه شب» مشهور شد و خشم عمومی را برانگیخت. نیکسون پس از این بحران مجبور به عقبنشینی شد و لئون جاورسکی را بهعنوان دادستان ویژه جدید منصوب کرد، در نهایت نوارها در جلسات کمیته منتشر شدند و حمایتهای کنگره از نیکسون را از بین برد.
#### نقشهای که نیکسون را به سمت استعفا کشاند
سیر وقایع بهطرز فزایندهای به استعفای نیکسون منجر شد و نشاندهنده سقوط یکی از جنجالیترین رؤسای جمهوری تاریخ آمریکا بود.**تحولات پرونده نیکسون و تأثیر «نقشه راه» بر فرآیند استیضاح**
دفتر دادستان ویژه به تازگی مجموعهای از یادداشتها تحت عنوان «نقشه راه» تهیه کرده است که این سند شامل ارزیابیهای نهایی درباره رفتار نیکسون و اطلاعات محرمانه هیأت منصفه بزرگ است که هرگز به عموم یا وکلای نیکسون ارائه نشده است. جاورسکی، دادستان ویژه که در ابتدا کیفرخواست نیکسون را رد کرده بود، بهدلایل فشار از سوی کارکنانش که تأکید بر لزوم استیضاح نیکسون به عنوان یک ضرورت ملی داشتند، این یادداشتها را از طریق قاضی سیریکا به کمیته قضایی مجلس نمایندگان ارسال کرد.
تیم دادستان ویژه، تلاشهای خود را از تنظیم کیفرخواست مستقیم نیکسون به جمعآوری شواهد و ارسال آنها به کمیته قضایی تغییر داد، که در حال بررسی انجام فرآیند استیضاح نیکسون بود. با این حال، چالش بزرگی وجود داشت: بسیاری از شواهد اساسی علیه رئیسجمهور شامل شهادتهای محرمانه هیأت منصفه بود که طبق قوانین معتبر آمریکایی باید بهطور دائمی محرمانه باقی میماند. افشای این شواهد بدون مجوز، بهطور جدی مشکلات قانونی را ایجاد کرد و انتقادات زیادی را به همراه داشت.
با این وجود، «نقشه راه» موفق شد به کمیته قضایی مجلس برسد و در نتیجه به تصویب سه ماده استیضاح علیه نیکسون در تاریخ 30 ژوئیه 1974 منجر شد. این اقدام هدف اصلی دفتر دادستان ویژه را که حذف نیکسون از قدرت بود، تحقق بخشید.
اما تأثیرات حقوقی این مستند بهوسیله انتقادات جدی مواجه شده است. منتقدان بر این باورند که این رویه سابقهای خطرناک ایجاد کرد که ممکن است به این معنا باشد که دادستانها میتوانند قواعد قانونی و دادرسی عادلانه را برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود نادیده بگیرند.
**پایان ریاستجمهوری نیکسون**
در تاریخ 24 ژوئیه 1974، دیوان عالی بهطور unanimous دستوری به تحویل نوارهای مربوط به نیکسون به قاضی سیریکا صادر کرد. تا 30 ژوئیه، کمیته قضایی سه ماده استیضاح علیه نیکسون را تصویب کرد. با انتشار نوارهای جنجالی در 5 اوت، آخرین حامیان نیکسون نیز به سرخوردگی رسیدند. در نهایت، در تاریخ 8 اوت 1974، نیکسون اعلام کرد که از سمت خود کنارهگیری خواهد کرد؛ او اولین رئیسجمهور تاریخ آمریکا است که چنین اقدامی میکند. این واقعه را میتوان نشاندهنده حفظ مشروعیت نظام نمایندگی دانست، چراکه این سیستم پس از ساقط کردن یک رئیسجمهور، توانست با ابزارهای استیضاح و تأثیر رسانهها خود را بازسازی کند. داستان نیکسون و واترگیت فراتر از یک شکست سیاسی است و به ما نکاتی در مورد مکانیزمهای قدرت و مسئولیتها در سیستمهای دموکراتیک ارائه میدهد.
منابع:
– nixonfoundation.org
– britannica.com











