تماس با ما

در دو هفته گذشته، روزنامه لیبایی «الزحف الاخضر» با انتشار مقاله‌ای، اصطلاح «محور مقاومت» را وارد ادبیات سیاسی کرد. دو سال بعد، روزنامه «جمهوری اسلامی» نیز به این واژه استناد کرد و از آن برای اشاره به نیاز به اتحاد گروه‌های مقاومت در جهان اسلام استفاده نمود. در حالی که از پیش واژه بهتری تحت عنوان «جبهه مقاومت» وجود داشت، اما به نظر می‌رسد که نادانسته در دام گفتمان‌سازی‌هایی افتاده‌ایم که رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، جرج بوش، آغاز کرده بود.

بوش و مشاورانش به‌طور هوشمندانه از واژه «Axis» (محور) استفاده کردند تا در اذهان عمومی به یادآوری اتحاد کشورهای محور در جنگ جهانی دوم، نظیر آلمان نازی، ایتالیا و ژاپن بیفتند. این در حالی است که این کشورها در ادبیات فارسی به عنوان “متحدین” شناخته می‌شوند، در حالی که در انگلیسی به آنها “محور” گفته می‌شود. تلاش بوش بر این بود که مقاومت کشورهای ایران، عراق و کره شمالی در برابر نفوذ آمریکا را با مواضع دولتی مشابه در جنگ جهانی دوم مقایسه کند. این رویکرد باعث شد که رسانه‌های فارسی‌زبان و عربی به‌طور غیر ارادی از این اصطلاح استفاده کنند. نکته دیگری که در این گفتمان‌سازی باید مورد توجه قرار گیرد، جنبه منفی آن است: تاریخ نشان می‌دهد که دولتمردان محور در تاریخ شکست خوردند.

آیا کسی وجود نداشت که به ما هشدار دهد از این واژه استفاده نکنید، در حالی که گزینه بهتری وجود دارد؟ چنین تذکری مطرح شده بود، اما به آن توجهی نشد. یکی از ابعاد اساسی کار رسانه‌ای، توانایی درک این گفتمان‌ها و پیچیدگی‌های زبانی است. در این زمینه، تنها موردی که به این گفتمان اشاره شده، گفت‌وگوهای رامین جهانبگلو با نوام چامسکی است. چامسکی گفتمان «محور شیطانی» را به شوخی بی‌مزه‌ای تعبیر کرده و به انتخاب واژه «محور» به‌عنوان ابزاری با تأثیرگذاری بالا اشاره کرده است.

این موضوع به‌عنوان یک نمونه برای احتیاط در مقابل گفتمان‌سازی‌ها به شمار می‌آید. در این مورد خاص هنوز وقت مهار واژه «جبهه مقاومت» فرا نرسیده است. با توجه به فضای کنونی که گفتمان‌ها به وضوح ملتهب شده‌اند، باید دقت کرد که در دام تله‌های گفتمانی گرفتار نشویم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *