فیلم «اسکورت» با بینیاز از هرگونه شعار و انگشت اتهام، بیننده را با پرسش کلیدی مواجه میکند: چه عواملی موجب میشوند که فردی به قاچاقچی یا قهرمان تبدیل شود؟ این اثر، داستان یوسف را روایت میکند که در نقطهای از زندگی قرار دارد که پدرش، ابراهیم حاتمیکیا، در فیلم «خروج» به آن نزدیک شده بود، اما نتوانست به آن برسد.
این فیلم درباره یک سرباز پلیس است که برای نجات دوست بیمار خود، تصمیم میگیرد بهعنوان شوتی عمل کند و محمولهای را از یک مرز به مرز دیگر منتقل کند. اگرچه خط داستانی ساده به نظر میرسد، اما عمق دراماتیک آن به تضادهای اخلاقی و تصمیمهای دشوار مربوط میشود. مسئولیت، وجدان و بقا در این داستان به هم پیوستهاند و هیچ پاسخ روشنی برای چالشها وجود ندارد. «اسکورت» همزمان یک فیلم اکشن و یک مطالعه عمیق اجتماعی درباره مرزها و انسانیت است.
ریتم فیلم به خوبی پرداخته شده، همزمان تنشزا و کنترلشده است. این تنشها ناشی از موقعیتهای واقعی و انتخابهای انسانی است و تماشاگر را در درون داستان درگیر میکند. لوکیشنهای جادهای و کوهستانی بوشهر و فارس تنها پس زمینهای نیستند، بلکه هر صحنه معنایی عمیق اخلاقی دارد، به گونهای که تماشاگر به قضاوت درباره شخصیتها تشویق میشود.
موسیقی سروش انتظامی نیز به عنوان یک نیروی احساسی عمل میکند. او و یوسف هر یک نماینده نسل جدیدی هستند که با حفظ ریشهها، به شکل خاص خود سخن میگویند. این موسیقی به نوعی تجربهای غرقکننده ایجاد میکند که در سینمای ایران بیسابقه است.
بازیگری در فیلم نیز از ارکان اصلی آن به شمار میرود. امیر جدیدی در نقش سرباز باید قدرت و آسیبپذیری شخصیت را همزمان به نمایش بگذارد. هدی زینالعابدین، در نقش شوتی زن، رمز و راز و چالشهای انسانی را به تصویر میکشد. این دو نقش به فیلم ابعاد روانشناختی و اخلاقی میبخشند و توازن بین نقشها نیز بر جذابیت اثر میافزاید.
یکی از دستاوردهای مهم «اسکورت»، توجه به جامعه مرزی و حاشیهای است. شوتیها و رانندگان مرز، سالها در حاشیه باقی ماندهاند و این فیلم با بررسی زندگی و محدودیتهای آنها، ابعاد جدیدی از شخصيت سرباز پلیس را به تصویر میکشد و نشان میدهد که حتی افرادی که ملزم به پیروی از قانون هستند، در شرایط ناعادلانهای ممکن است به انتخابهای دشوار و غیراخلاقی روی آورند.
«اسکورت» فراتر از یک فیلم اکشن، بستری برای بررسی کشمکشهای اخلاقی و فلسفی فراهم میآورد. تعقیب و گریزهای آن تنها ابزارهایی برای پیشبرد داستان هستند و هر انتخاب شخصیت، تماشاگر را به تفکر درباره مرزهای قانون و وجدان تشویق میکند.
فیلم با استفاده خلاقانه از فناوری صدای سهبعدی، تماشاگر را در دل ماجرا واژگون میکند، تجربهای بینظیر که به جذابیت کلی اثر میافزاید.**فیلم “اسکورت”؛ تجربهای نوین در سینمای ایران**
فیلم “اسکورت” با ترکیب عناصر صوتی و بصری همچون صدای موتور و شلیکها، به خوبی فضای روایتش را ایجاد کرده است. این انتخابها نمایانگر توانایی سینمای ایران در رقابت با استانداردهای جهانی است و در عین حال از اصالت خود نیز فاصله نگرفته است.
این اثر، عملگرایی و هیجان را به همراه تحلیلهای اخلاقی، جامعهشناختی و روانشناختی به تصویر میکشد. مهمترین جنبه فیلم، پاسخ به سوالاتی است که در اثر قبلی کارگردان، “خروج”، به آنها پرداخته نشده بود. این موضوعات شامل نقش قوانین ناعادلانه در شکلگیری تصمیمات خاکستری افراد و چگونگی تبدیل انسانها به قهرمان یا متهم توسط قضاوتهای اجتماعی و اخلاقی است.
“اسکورت” نه تنها برای تماشاگران عام که به دنبال هیجان هستند جذاب است، بلکه منتقدان را نیز به تفکر در مورد جامعه و انسان دعوت میکند. این تعادل میان سرگرمی و محتوا، به فیلم پتانسیل بیشتری برای تأثیرگذاری در جشنوارهها و اکران عمومی میدهد. یوسف حاتمیکیا با این اثر، نشان داده که نسل جدید سینما در ایران میتواند بهطور مستقل، جسور و هنرمندانه به بیان مسائل بپردازد؛ موضوعاتی که نسل قبلی تنها به حاشیه آنها اشاره کرده بودند.
سرانجام، “اسکورت” تجربهای فراتر از سرگرمی ارائه میدهد، به طوری که تماشاگران را وادار به اندیشیدن درباره قهرمان، قانون و انتخابهای انسانی میکند. این اثر نه تنها جذاب و هیجانانگیز است، بلکه قضاوت و تفکر بیننده را به چالش میکشد و شاید این، بزرگترین دستاورد یوسف حاتمیکیا باشد؛ موفقیتی که در “خروج” تنها به آن نزدیک شده بود.











