**به گزارش خبردونی به نقل از ایسنا:** در این گزارش، خبرنگاران هنری به بررسی آثار برجستهای میپردازند که در سال گذشته میلادی به نمایش درآمدهاند.
**ریچارد سرا، اثر «شرق–غرب / غرب–شرق»**
این اثر چشمگیر به هنرمند فقید، ریچارد سرا، تعلق دارد و شامل چهار صفحه فولادی به ارتفاع حدود ۴۵ فوت است که در یک خط مستقیم و به طول بیش از نیم مایل نصب شدهاند. این صفحات بهعنوان نمادهایی در دل طبیعت بروق قرار گرفته و با تپههای شنی اطراف در تضادند. بازدیدکنندگان میتوانند در ساعتهای مختلف روز و بهویژه در گرمای بعدازظهر، از نزدیک این سازهها را مشاهده کرده و حس کنند که چه پیوندی میان آثار هنری و محیط طبیعی وجود دارد.
**اِما فرر، اثر «شرّ را به دشتش بازخواهی گرداند»**
اِما فرر در اولین نمایش نقاشی خود در اوایل ۲۰۲۵، مجموعهای از آثار با موضوع طبیعت را در گالری ساپار کانتمپورری نیویورک به نمایش گذاشت. او که نوه آدری هپبورن است، این نقاشیها را در حالی خلق کرده که در دل طبیعت ایتالیا و در استودیوی خود مشغول به کار بود. آثار او به بررسی رابطه انسان با طبیعت میپردازند و تصاویری از برهها، سگها و بزها را ارائه میدهند. یکی از آثار وی به قورباغهای اشاره دارد که پاهایش دچار آسیباند و به نوعی به آیینی قدیمی در مورد درمان بیماریها مرتبط است. این نقاشیها بهطور همزمان زیبایی و خشونت را به تصویر میکشند.
**کری جیمز مارشال، «ملکههای سفید آفریقا: کولت»**
نمایشگاه اخیر کری جیمز مارشال با عنوان «تاریخها» در آکادمی سلطنتی هنر توجه همگان را جلب کرد. در این نمایشگاه، بخش «آفریقا از نو» شامل نقاشیهایی است که برداشتهای غالب از استعمار در آفریقا را به چالش میکشد. مارشال با بازسازماندهی تاریخ و پایبند نبودن به سیرهای آسانانگارانه، قدرت کلمات و تصاویر را رهنمون میکند. یکی از آثار کلیدی او، پرتره عروسی روث ویلیامز است که به تاریخ و هویت آفریقا میپردازد و در آن به تلاش برای تجسم سیاهبودن و سفیدپوستی پرداخته شده است.
این آثار بهعنوان نمایشی از تعامل پیچیده تاریخ و هویت، بین مخاطبان تأثیرگذار بوده و خوانش نوینی از موضوعات تاریخی و اجتماعی ارائه میدهند.**استعفاهای بانوی اول بوتسوانا و آثار هنری برجسته**
تا سال ۱۹۸۰، بانوی اول بوتسوانا، در مرکز توجهات قرار داشت. ازدواج او جنجالهای فراوانی به همراه داشت و به همین دلیل، بریتانیا و رئیسجمهور کیغاما مآثال را به مدت نزدیک به یک دهه در انگلستان تبعید کردند. در یکی از آثار هنری که به تصویر کشیده شده، هنرمند ویلیامز تصمیم گرفته است تا تماشاگران را به سویی غیر از همسرش هدایت کند و از این رو، در چشم بیننده مستقیم مینگرد. اثر دیگری به نام «ملکههای سفید آفریقا» وزینید، کولت اوبر، که از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰، بانوی اول سنگال بود، در تصویر نمادین خود در روز عروسی، به نمایش درآمده و در برابر کاخ ریاستجمهوری ایستاده است.
مارشال در آثار خود مفهوم «تعلق» را به نوعی پیچیده کرده است و به ما یادآوری میکند که تعلق به مکان، تاریخ و روایتی خاص چگونه میتواند تجربهای عمیق باشد. اینگونه، تاریخ را نه تنها به عنوان بخشی از چشمانداز خود، بلکه به عنوان وسیلهای برای گسترش درکمان از جهان به تصویر میکشد.
**سایا وولفالک: نگاهی خلاقانه به جهان خیالی**
سایا وولفالک به عنوان هنرمندی درخشان در استفاده از رنگ و کلاژهای زنده شناخته میشود. آثار او که شامل ویدئوآرت و مجسمههای پارچهای با قابلیت پوشیدن هستند، جهانهای خیالیای را به تصویر میکشند که بر پایه اسطورهشناسی، نظریه فمینیستی و علمی تخیلی بنا شدهاند. وولفالک از روایتهای مختلف فرهنگی الهام گرفته و آثارش را به دقت طراحی میکند.
او به تصور جهانی بهتر پرداخته، جهانی بدون نژادپرستی و تبعیض، که در آن موجوداتی بنام «همدلان» زندگی میکنند. این موجودات همزمان به تجارت و ایجاد کسبوکارهایی برای فروش ایدههای خود دست میزنند، که نشانهای از وابستگی هنرمندان به فروش آثارشان برای بقاء است.
چیدمان هنری «کایمِرا» اثر وولفالک شامل پیکرههای زیبا و جزئیات قبیلهای است که با عنصرهای ویدیویی هماهنگ شدهاند و فضایی آیینی به نمایش میگذارد. این اثر تأکید دارد بر روابط اجتماعی و فرهنگی آینده، با حفظ اصول مردمنگاری.
**مارک فینگرهات: بازیهای دیجیتال و احساسات نوین**
آثار مارک فینگرهات به نوعی تداعیکننده یک دنیای بازیگوش و زنده هستند. آثار او با انرژی مثبت و آسیبپذیری خاصی مواجهاند. او با استفاده از عناصر دیجیتال، توانسته فضای هنری جذابی ایجاد کند که هم سرگرمکننده و هم عاطفی است. این حس زنده بودن، آثار او را از دیگران متمایز کرده و به این دلیل در میان گنجینههای ۲۰۲۵ قرار گرفته است.### برترین آثار هنری نمایشگاه 2025
**مایکل هایزر، سیتی**
اثر monumental مایکل هایزر تحت عنوان “سیتی” واقع در یک دره دورافتاده از نوادا، به واسطه طراحی بینظیرش به یکی از آثار برجسته زمینهنر تبدیل شده است. ابعاد این اثر، طول یک و نیم مایل و عرض نیم مایل است، که وقتی بازدیدکنندگان در مسیرهای پیچیده آن قدم میزنند، احساس بزرگتری ایجاد میکند. این اثر از نظر زیبایی و ظرافت نیز شگفتانگیز است و تپهها و خمهای جذاب آن، تجربهای عمیق را به مخاطب منتقل میکند. “سیتی” به گونهای طراحی شده که همانند یک تخته بازی فلسفی انتزاعی عمل میکند و در عین حال به قرنهای آینده مینگرد.
**جردن ولفسون، اتاق کوچک**
تجربه واقعیت مجازی جردن ولفسون در بنیاد بایلر به مراتب عمیقتر از آنچه انتظار میرفت، تحسینبرانگیز بود. او از تکنولوژی اسکن بدن با ۹۶ دوربین برای خلق یک رویداد تعاملی استفاده کرده است. در این تجربه، مخاطبان با هدستهای واقعیت مجازی به بدن یکدیگر منتقل میشوند و در یک فضای خالی تحت تأثیر پیامهای تهدیدآمیز قرار میگیرند. این کار نه تنها در بینش آزادکنندهای ارائه میدهد، بلکه به تدریج احساس ناراحتی را نیز در مخاطب ایجاد میکند.
**وین تیبود، کیکها**
آثار وین تیبود در نمایشگاه “طبیعت بیجان آمریکایی” که در گالری کورنولد لندن برپا شده است، نظر بسیاری را به خود جلب کرده است. این نمایشگاه، اولین نمایشگاه موزهای یک هنرمند مدرن آمریکایی در بریتانیا محسوب میشود و تمرکز آن بر آثار دهه 1960 است. یکی از بازدیدکنندگان به زیبایی نمایشی این اثر اشاره کرده و آن را غذای بصری و ذهنی خوانده است. کیکهای بزرگ تقریباً به اندازه واقعی که بر پایههای نازک قرار گرفتهاند، تصاویری از فرهنگ مصرفی آن زمان را بازسازی میکنند.
**والتر د ماریا، میدان رعد و برق**
اثر “میدان رعد و برق” والتر د ماریا، با ۴۰۰ ستون فولادی ضدزنگ در دل بیابان نیومکزیکو، به عنوان نقطه عطفی در هنر معاصر شناخته میشود. یک روزنامهنگار درباره تجربه خود از این نصب شگفتانگیز نوشته است که این اثر نه تنها از نظر بصری، بلکه از لحاظ احساسی نیز تحولی عمیق ایجاد میکند. او و همسرش در نهایت موفق به مشاهده این اثر پس از سالها انتظار شدند و احساس گرانبهایی از آن تجربه به دست آوردند.چمدانهایمان را بسته و در ماه ژوئیه به کِوامادو در نیومکزیکو سفر کردیم تا شب را در کلبهای زیبا و تازه بازسازیشده بگذرانیم. این اقامت میتواند منبعی برای داستانهای مختلف باشد، اما نکته اصلی این است که نور و زمان اهمیت خاصی در این تجربه داشتند. احساس ناامیدی اولیه ناشی از گرمای شدید، به طور ناگهانی به جستجوی بیفرجامی برای آنتن موبایل جهت برقراری تماس با فرزندم تبدیل شد. سپس این ناامیدی به حیرت و لذت از عظمت طبیعت در سپیدهدم روز بعد تغییر کرد. اگرچه در روزی که رفتیم طوفان صاعقهای تشکیل نشد، تجربیات هیجانانگیزی مانند مواجهه با یک مار زنگی و شنیدن داستانهایی در مورد گرگهای خاکستری مکزیکی، لحظات ما را پر کرد.
در ادامه، نصب مکس هوپر اشنایدر در فضای ۱۲۵ نیوبری تریبکا که توسط آرنه گلیمچر به عنوان فضایی پروژهای راهاندازی شده بود، نمونهای دیگر از هنر معاصر را به نمایش گذاشت. ورود به این فضای ۷۵,۰۰۰ فوت مربعی، احساس شگفتی را برمیانگیزد. از خیابانهای پرهیاهوی نیویورک به فضایی تاریک و آرامشبخش منتقل میشوید که پر از نورهای نئون، گیاهان و صدای آرامشبخش آب در فوارههاست. این فضا احساس ورود به جهانی دیگر را به بیننده میدهد، با عناصری مانند مرجان، دندان، و کریستال همراه با شخصیتهای خیالی.
آرنه گلیمچر در مورد آشنایی با مکس هوپر اشنایدر نیز توضیحاتی داده است. او اشاره میکند که در حین رانندگی از بورلی هیلز به کالور سیتی، دو بار از کنار استودیوی این هنرمند عبور کرده و تنها بعد از مدتی متوجه میشود که این مکان ساده و بدون علامت، واقعاً کارگاه خلاقیت این هنرمند است. فضای هنری او با ترکیبی از عناصر غیرمعمول و آیکونهای خاص، جذابیت ویژهای دارد.











