**خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی:** نوروزنامهها در گستره فرهنگی ایران زمین، نشاندهنده تجلی آیین نوروز هستند و به عنوان نمونههای بارزی از نثر ادبی تاریخ خود به شمار میروند. از میان این آثار، نوروزنامهای که به خیام نسبت داده میشود، مشهورترین است. اما دیگر آثاری نظیر نوروزنامه و احکام نوروز نوشته خواجه محمدبن علی ترمذی، رساله نوروزیه غیاثالدین ادیب کاشانی، و همچنین آثار محمدتقی رازی و رضیالدین محمد قزوینی نیز در کتابخانهها موجود است و این مجموعه را به غنای فرهنگی میافزاید.
پس از افول ساسانیان و پیوستن ایران به حکمرانی خلفای مسلمان، برداشتهای جدیدی از نوروز شکل گرفت. این تفسیر جدید در دورههای قبل از صفویه به ویژه بر اساس روایات امام صادق (ع) و دو اثر مهم «ما روی فی یوم النوروز» و «رساله فضایل النیروز» ایجاد شد.
حبیبالله اسماعیلی در کتاب «نوروزنامه» که سال گذشته منتشر شد، به بررسی دوازده رساله نوروزی پرداخته و به تفاوت نگرش نویسندگان این رسالهها در دورانهای مختلف اشاره کرده است. برای مثال، رضیالدین محمد قزوینی که فقیه صفوی است، درباره نوروز دیدگاه انتقادی دارد و روایتهای معتبر را محدود به منابع خاص میداند.
در این زمینه، نوروز به عنوان روزهای مهمی نظیر آغاز آفرینش، شهادت پیامبر (ص)، و ظهور امام زمان (عج) نیز شناخته میشود.
**تفاوت نوروزنامههای فرارودان با نوروزنامههای ایران**
نکته قابل توجه در بررسی نوروزنامههای فرارودان نسبت به نسخههای ایرانی در سه دوره تاریخی مختلف است. در دوره صفویه، اهمیت نوروز بیشتر به جنبههای مالی آن مربوط میشود و بهعنوان آغاز سال مالی شناخته میشود.
بررسی نوروزنامههای فرارود نشان میدهد که این آثار، اگرچه به منابع معتبر مانند «آثارالباقیه» دسترسی دارند، اما تفسیر آنها از نوروز متفاوت است و معمولا به مهمترین رویدادهای تاریخی پیوند نمیخورد.
نسخههای موجود از نوروزنامههای فرارود به محمد بن علی حکیم ترمذی نسبت داده میشوند، هرچند نسخهای نزدیک به زمان او یافت نشده است. قدیمیترین نسخهها نیز به دوران آخرین پادشاه صفوی برمیگردد و عمدتاً بر اساس نجوم و پیشگوییها نگاشته شدهاند.تاریخ نوروز در ارتباط با تقارن آن با روزهای هفته و نظام دوازدهگانه حیوانی، نشاندهنده دوران غلبه مغولان بر ایران است. این در حالی است که محققان به صحت روایت «معلی بن خمیس» تردید دارند؛ اما این روایت از نظر تداوم سنتهای فرهنگی اهمیت دارد و بهخوبی گواهی بر تلاش صفویان برای بهرهبرداری از میراث فرهنگی ایرانی و بازسازی سنتها در چارچوب گفتمان شیعه است. این فرآیند به تولید متونی انجامید که در آن هویت ملی ایران در پیوند با گفتمان دینی قرار گرفت و نوروزنامههای متنوعی را ایجاد کرد.
تفاوتهای نوروزنامههای صفوی با متون پیشین و سایر آثار فرهنگی به جغرافیای سیاسی و گفتمان غالب در هر دوران مربوط میشود. با این حال، نوروز بهعنوان میراث مشترک ایرانیان باقی مانده و نوروزنامهها حافظان این میراث هستند. تا زمانی که هویت ایرانی استمرار داشته باشد، ارتباط با نوروز ادامه خواهد یافت و این متون، علیرغم تفاوتهایشان، نماد عشق و وحدتی هستند که همواره تازه و تکرارناپذیر باقی خواهد ماند.
لایق بزرگ، شاعر مطرح ایرانی، بر باور به یگانگی مردمان ایران تأکید کرده و میگوید: «اگر ما میدانستیم که خاک اجداد ما از یک سلاله است، هرگز به سخنان افرادی که ایران و افغانستان را همجوار میخوانند، باور نمیکردیم. ما همتبار و همنژاد هستیم و در همهجا یکپارچهایم. ما همان اوستا و زرتشت هستیم و فرهنگ غنیمان را از دست ندادهایم. در پایان، باید به تاریخ گوییم که: آب اگر صد پاره گردد، باز با هم آشناست.»











