**بهرام بیضایی: زندگینامه کارگردان و نمایشنامهنویس ایرانی**
بهرام بیضایی، کارگردان و نمایشنامهنویس معتبر ایرانی، در پنجم دیماه 1317 در تهران متولد شد. پدر او کارمند دولت بود و بیضایی در بیان خود به این موضوع اشاره میکند که شناسنامه پدرش تنها به این عنوان خلاصه نمیشد. او معتقد بود که ارثی که از خانوادهاش به جای مانده، عشق به ادبیات و شعر است. بیضایی از آنجایی که در خانوادهای پرورش یافت که آشنایی با ادبیات و موسیقی جزو سنتها به شمار میرفت، در این فضا رشد کرد.
خانواده بیضایی از تعزیهگردانها و تعزیهخوانهای معروف در آران کاشان بودند. بیضایی در ابتدا از این پیشینه بیخبر بود و تنها در بزرگسالی دریافته است که پیشینه خانوادگیاش بر روی آثارش تأثیر گذاشته است. او در خاطراتش به گفتگو با پدرش در مورد تعزیه و تاثیرات آن اشاره میکند که این مکالمه آگاهی جدیدی برای او به ارمغان آورد.
تصویری که بیضایی از مادرش ارائه میدهد، نشاندهنده تحسین و درعینحال افسوس است. او به محدودیتهایی که بر زنان در ساختار خانوادگی حاکم بود، اشاره میکند و معتقد است که مادرش به دلیل این محدودیتها از تواناییهایش دور ماند.
کودکی بیضایی نیز به شیوهای سخت تحت نظر و چارچوبهای اخلاقی شکل گرفت. او از محیطی که در آن بزرگ شد، به بیزاری و ترس از بیان احساساتش شاکی بود. به گفته خود او، فضا به گونهای بود که هر کلمهای باید با احتیاط بیان میشد و این امر بر قدرت بیان او تأثیر گذاشت.
با این حال، زندگی در خانهای که محل برگزاری انجمنهای ادبی بود، او را به ادبیات نزدیکتر کرد. بیضایی به قدرت ادبیات و صدا در زندگی خود اقرار کرده و اذعان میکند که با گوش خود بیشتر از چشمش با شعر و موسیقی آشنا شده است.
تجربه مدرسه برای بیضایی چندان خوشایند نبود و او نه تنها از آن بیزار بود بلکه با ترس نیز آمیخته بود. این رنج و احساساتی که از مدرسه داشت، او را به سمت تصاویر سینمایی و خیالپردازی سوق داد. سینما برای او بهعنوان یک گریزگاه از واقعیتهای طاقتفرسا و ناملایمات روزمره تبدیل شد.
ورود به دنیای سینما برای او در زمانی که فیلمهای فارسی در بازار حاکم بودند، امری دور از دسترس به نظر میرسید و بیضایی گفت که هرگز تصور نمیکرد به این دنیای ناشناخته دست پیدا کند.در گفتوگویی با بهمن مقصودلو، به نظر میرسد که مشکلات زیادی برای خانواده بیضایی در مسیر زندگیاش وجود داشت. او به سراغ سینما نرفت، بلکه به مطالعه در این حوزه روی آورد و با قرض گرفتن مجلات، دانش خود را در زمینه فرهنگ سینمایی افزایش داد. وی به طور ناخواسته در یک مسابقه شرکت کرد و نفر اول شد، این موفقیت به او کمک کرد که در خانوادهاش به سینما اعتباری بدهد. بیضایی به تحقیق درباره شکسپیر و جستجوی فیلمهای مختلف مشغول شد.
پس از اتمام دبیرستان، بیضایی وارد دانشکده ادبیات شد. در این زمان، مشاهداتش از تعزیه در دماوند تأثیر عمیقی بر زندگی حرفهایاش گذاشت. او با مشاهده تعزیه، تصمیم خود را برای موضوع پایاننامهاش گرفت، اما وقتی متوجه شد که برخی به وجود نمایش در ایران اعتقاد ندارند، از دانشگاه کنارهگیری کرد.
سالها بعد و در حین ساخت فیلم «چریکه تارا»، بیضایی با حوادث ناگواری مواجه شد، به ویژه آتشسوزی سینما رکس آبادان. او ضمن بیان این تجربه گفت که فضای سینما به شدت تحت تأثیر این وقایع قرار گرفت. با وجود مشکلات، او تلاش کرد فیلم را به نتیجه برساند، اما اعضای تیم به خاطر وضعیت ناامن خانوادههای خود ناپدید شدند.
پس از انقلاب، بیضایی به نوشتن نمایشنامه «مرگ یزدگرد» پرداخت که در دورهای که آزادی نسبی وجود داشت، در تئاتر شهر به اجرا درآمد. او در یادآوری این دوره گفت که زبان عامیانه آن زمان مختصر و محدود بود. با این حال، نمایش او بر صحنه ماند و به علت خستگی بازیگران از اجرای مکرر، مجبور به پایان آن شدند. بیضایی در حالی که در جو آشفته آن زمان به فکر ساخت «مرگ یزدگرد» بود، همچنان به دنبال طرحهای جدید بود.### چالشهای تولید «مرگ یزدگرد» در بحبوحه بحران
در شرایطی که مسئولان سینما و تهیهکنندگان به دلیل نابسامانیهای مدیریتی دچار سردرگمی هستند، به نظر میرسد که فضای هنر و فرهنگ در ایران در حال فرسایش است. در این راستا، بهرام بیضایی بهعنوان کارگردان، با چالشهایی در تصمیمگیری برای تولید آثار سینمایی مواجه بوده است. در حالی که پیشنهاد ساخت «مرگ یزدگرد» مطرح شد، بحثهای پیشین درباره تولید این اثر به دلیل عدم اقبال عمومی و خطرهای موجود، همواره وجود داشت.
در طی سالهای اخیر، ناکامیهای مختلف در عرصه فرهنگی باعث بیکاری و ناامیدی در میان فعالان این حوزه شده است. بیضایی نیز در مواجهه با شرایط بحرانی، ناگزیر به پذیرش پیشنهاد ساخت «مرگ یزدگرد» شد، اثری که از نظر خودش بهعنوان یک پروژه فرهنگی قابل توجیه بود، حتی اگر تولید آن در سایه تهدیدات شدید صورت میگرفت.
سعید سلطانپور در این دوران کشته شد و بحرانهای امنیتی دیگر همچنان ادامه داشت. بیضایی در گفتوگویی به اهمیت این دوران اشاره کرده و اظهار داشته که در حالی که در حال فیلمبرداری بودند، دائماً با تهدیدها و فشارهایی از طرف گروههای مختلف مواجه بودند. مقامات و گروههای مختلف با ارسال نامههای تهدیدآمیز، آنها را به خاطر ادامه کار تحت فشار قرار میدادند.
### توقیف «چریکه تارا» و دلایل آن
در همین زمان، «چریکه تارا» نیز به دلیل نگرانیهای سیاسی و اجتماعی توقیف شد. بیضایی با اشاره به دلایل این توقیف گفت: «صحنهای در فیلم وجود دارد که برخی را به برداشتهای نادرستی واداشته است.» او متذکر شد که فیلم قبل از آغاز جنگ ایران و عراق ساخته شده و هرگونه برداشت منفی از آن، فاقد بنیاد بود. به عقیده بیضایی، زیبایی و کاراکترهای قوی شخصیتهای اصلی فیلم، از جمله سوسن تسلیمی، دلایل اصلی توقیف اثر بودند.
این چالشها و سختیها نشاندهنده وضعیتی است که هنرمندان در آن مجبور به مبارزه برای حقایق و ابراز نظرات خود هستند، در حالی که جهان پیرامونشان دچار ابهام و بحران است.### وجود زنان در سینمای ایران مورد بحث قرار گرفت
بهرام بیضایی، کارگردان مشهور، در بررسی حضور زنان در سینمای ایران، به فیلم «باشو، غریبه کوچک» اشاره کرده و علت توقیف آن را علاوه بر پیام ضد جنگ آن، وجود سوسن تسلیمی در نقش اصلی میداند. بیضایی تصریح میکند که در آن زمان، نمایشی از «سینمای زن» در ایران وجود نداشت و شخصیتهای زن در آثار سینمایی غایب بودند. او یادآور شده است که فیلمی که زنان را در مرکز توجه خود قرار دهد، برای مسئولان وقت قابل پذیرش نبود.
وی به مخالفتهایی که با نام سوسن تسلیمی بر روی پردهها مطرح شده، اشاره میکند و میگوید که مسئولان به دنبال نمایش فیلمهایی با موضوعات مربوط به کودکان بودند و نه محوریت زن. او همچنین خاطرنشان کرده است که در تبلیغات و آفیشهای خارج از ایران، تصویر بزرگی از سوسن تسلیمی وجود داشته، در حالی که در آثار داخلی، نام او به چشم نمیخورد.
بیضایی در ادامه درباره سرنوشت فیلم «مرگ یزدگرد» توضیحاتی ارائه داده و بیان میکند که این فیلم با وجود توصیهای از سوی مسئولان، همواره در معرض توقیف بوده است. او به انتقادات مطرح شده از سوی برخی چهرهها مانند شهید آوینی اشاره کرده و میافزاید که سازندگان به دلیل داشتن دو قهرمان زن و نبود حجاب در فیلم با مشکلاتی مواجه شدهاند. بیضایی تأکید میکند که نمایش پیش از اسلام و فرهنگ آن با حجاب اسلامی نمیتوانسته منطقی باشد و این مسأله به انتقادات دامن میزده است.
برای کسب اطلاعات بیشتر و جزئیات در این زمینه، به مطالب منتشر شده در «گفتوگو با بهرام بیضایی» و «موزاییک استعارهها» مراجعه نمایید.











