به گزارش خبردونی به نقل از پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی، بهرام بیضایی کارگردان و نمایشنامهنویس برجسته، در ۵ دی ماه ۱۳۱۷ در تهران متولد شد و در ۵ دی ماه ۱۴۰۴ درگذشت. در ادامه، با استناد به برخی از اسناد موجود از ساواک، نگاهی به فعالیتهای این هنرمند در دوران رژیم پهلوی میشود.
**سند اول: مراقبت از سفر مطالعاتی (۱۳۴۹)**
این سند به مأموریتی رسمی از وزارت فرهنگ و هنر مربوط میشود که گروهی از هنرمندان برای بررسی امور فرهنگی به استانها اعزام میشوند و نام بهرام بیضایی در میان آنها به چشم میخورد. در متن سند قید شده که به دلیل «سوابق فعالیتی مضره»، وی باید تحت مراقبت قرار گیرد. این سند نشان میدهد که مشارکت بیضایی در برنامههای دولتی مانع از نظارتهای امنیتی بر فعالیتهای او نبوده است.
**سند دوم: سوابق فعالیت در جامعه سوسیالیستها (۱۳۴۶)**
این گزارش به سوابق فعالیت بیضایی در جامعه سوسیالیستها پرداخته و روابط اجتماعی و فکری وی را مورد بررسی قرار میدهد. تمرکز این سند بر روی جلسات، ارتباطات و فعالیتهای مطبوعاتی بیضایی است و به کارگردانی نمایشهایی که او در تالار رسمی انجام میداده، اشاره میکند. این گزارش نشاندهنده رصد دائمی فعالیتهای فرهنگی و پیوندهای فکری و سیاسی بیضایی است.
**سند سوم: اعلامیه اعتراضی هنرمندان**
این سند، اعلامیهای است که توسط جمعی از هنرمندان در واکنش به بازداشت محسن یلفانی و سعید سلطانپور منتشر شده و نام بهرام بیضایی نیز در میان امضاکنندگان آن به چشم میخورد. متن اعلامیه توقیف نمایشی که مجوز رسمی داشته است را متناقض و تهدیدی برای فرهنگ معاصر دانسته و بیضایی به عنوان یکی از اعضای فعال جامعه هنری معترض در آن شناخته میشود.### سندهای جدیدی از بهرام بیضایی منتشر شد
اخیراً اسنادی از بهرام بیضایی، کارگردان و نویسنده مطرح ایرانی، به رسانهها درز کرده که مشارکت او در اعتراضات صنفی و فرهنگی را نشان میدهد. این اسناد به نحوه نظارت و مراقبت از او توسط ساواک (سازمان امنیت کشور) اشاره دارد و بهویژه به اصول مبارزاتی او در برابر محدودیتهای فرهنگی مرتبط میشود.
یکی از این اسناد، شامل متن اعلامیهای است که توسط هنرمندان تئاتر و نویسندگان ایران امضا شده است. در این اعلامیه، به بازداشت محسن یلفانی و سعید سلطانپور بهخاطر اجرای نمایشنامه «آموزگاران» اشاره شده که پیشتر به تأیید مقامات رسیده بود. در این متن، توقیف ناگهانی نمایش و برخورد منفی با هنرمندان بهعنوان یک تهدید جدی برای فرهنگ و هنر معاصر عنوان شده است. امضاکنندگان این اعلامیه از مقامات خواستهاند تا فوری به این وضعیت رسیدگی کنند.
بهرام بیضایی و دیگر هنرمندان شناختهشده مانند محمود دولتآبادی، سیمین دانشور و اکبر رادی، در این حرکت بهمنظور دفاع از آزادی همکاران خود دست به اعتراض زدهاند و خواستار آزادی آنها شدهاند.
همچنین یکی دیگر از اسناد، نامهای سرگشاده به نخستوزیر است که به محدودیتهای آزادی اندیشه و سانسور در کشور میپردازد. بیضایی و گروهی از روشنفکران در این نامه خواستهاند که کانون نویسندگان ایران بهرسمیت شناخته شود و امکان فعالیت آزادانه برای آن فراهم گردد. این نامه بر مغایرت وضعیت کنونی با اصول قانون اساسی تأکید میکند و نقش بیضایی بهعنوان یک مدافع حقوق فرهنگی و اجتماعی نمایان میشود.
این اسناد بهوضوح نشاندهنده تأثیر عمیق بیضایی بر فرهنگ و هنر معاصر ایران و همچنین اعتبار او در مبارزات فرهنگی هستند.**نامه سرگشاده امیرعباس هویدا به نخستوزیر: تذکر به علل رکود فرهنگی**
امیرعباس هویدا، نخستوزیر کشور، به تازگی نامهای سرگشاده منتشر کرده و به مشکلات پیشآمده در حوزه ترویج کتاب و رشد فرهنگی اشاره کرده است. در این نامه، هویدا به برگزاری جلسات مختلفی اشاره میکند که با حضور خود وی در زمینه ترویج ادبیات و کتاب برگزار میشود، اما به گفته وی، این گفتگوها پس از هر جلسه به فراموشی سپرده میشوند و هیچگونه اقدام جدی برای حل مشکلات موجود صورت نمیگیرد.
وی ضمن ابراز نارضایتی از این وضعیت، یادآور میشود که تنها افرادی در این کمیسیونها حضور دارند که به منافع تجاری و سانسور کتابها توجه دارند و از این رو، مسائل اصلی و ریشهای هرگز به درستی بررسی نمیشود. به عقیده هویدا، نویسندگان، شاعران و هنرمندان واقعی که باید در مرکز این رویدادها قرار بگیرند، از آنها دور هستند و همین مسئله باعث میشود که گفتگوها از سطح ظاهری فراتر نرود و به عمق مسائل نپردازد.
این نامه به ترویج کتاب به عنوان بخشی از فرهنگ ملی پرداخته و تأکید دارد که این موضوع فقط با حضور فعال افرادی که در عرصه خلاقیتهای فرهنگی فعالیت دارند، قابل حل خواهد بود. وی همچنین اذعان میکند که وضعیت کنونی جامعه به دلیل محدودیتهای ذهنی و سانسور در عرصه تفکر و خلاقیت، دچار رکود شده است و این شرایط به عوامل فنی و مالی مرتبط نیست.
هویدا به شدت از ابعاد ناگوار این رکود در زمینه فرهنگ و هنر ابراز نگرانی کرده و یادآور میشود که محدودیتها و فشارهای موجود نه تنها از قوانین و مقررات قانونی نشأت نمیگیرد، بلکه به شدت ناشی از سلیقههای فردی برخی دستگاهها و افراد است. این مقام تأکید دارد که وضعیت کنونی دور از اصول قانون اساسی بوده و مانع از تحقق آزادیهای بنیادی در جامعه شده است.
وی در پایان، به اهمیت تضمینهای سیاسی و اجتماعی برای آزادی فکر و اندیشه اشاره کرده و بیان میکند که وجود این آزادیها عامل رشد و پویایی جوامع مختلف است. هویدا هشدار میدهد که بیتوجهی به این موضوع منجر به انحطاط فرهنگی و علمی و تبدیل جامعه به یک مصرفکننده محض محصولات سایر کشورها خواهد شد.**افزایش درآمد ملی و چالشهای فرهنگی در ایران**
بررسیها نشان میدهد که افزایش درآمد ملی از طریق فروش و صدور منابع طبیعی و بهبود درآمد سرانه، تنها بهدلیل وجود یک نظام ناعادلانه توزیع درآمد، قابل توجیه نیست. این موضوع ارتباط نزدیکی با رشد خلاقیت فکری و توسعه بنیادهای فرهنگی، علمی و ادبی دارد. بهعبارت دیگر، توسعه فرایند اجتماعی و فرهنگی است و نمیتوان آن را با گسترش صنایع و افزایش جمعیت شهرنشین، ناشی از مهاجرت از روستاها، جایگزین کرد.
متأسفانه، نشانههای رکود فکری و ضعف علمی به وضوح در جامعه امروز ایران نمایان است و دغدغه ایرانیان علاقهمند به سرنوشت ملی کشور را دوچندان کرده است. بسیاری از فعالان فرهنگی به این باورند که برای حفظ میراث ملی و فرهنگی ارزشمند خود و ادامه حیات در صحنه جهانی، نیاز است تا محدودیتها را پشت سر بگذارند و ارتباطات سالمی بین گروههای اجتماعی برقرار کنند.
در راستای این هدف، امضاکنندگان نامهای به آقای نخستوزیر درخواستهایی را مطرح کردهاند که به شرح زیر است:
۱. تأسیس رسمی کانون نویسندگان ایران بهعنوان مرکزی برای تبادل افکار و ایدههای روشنفکران ایرانی.
۲. تسهیل روند تأسیس محل یا باشگاهی برای برگزاری اجتماعات اعضای کانون در تهران و شهرستانها.
۳. فراهم نمودن تسهیلات قانونی برای انتشار نشریهای از کانون و توزیع آن در سراسر کشور.
امید است که با تأمین این درخواستها، دولت بتواند به مشارکتهای اجتماعی که بهدنبال آن بوده، دست یابد و امکان ابراز عقاید و افکار را برای همه ایرانیان در یک فضای سالم و عاری از تنش فراهم آورد. امضاکنندگان این نامه تأکید کردهاند که مسئولیت نوشتن و امضای این درخواست را بر عهده میگیرند و در برابر نهادهای دولتی پاسخگو خواهند بود.
این نامه بههمراه لیست امضاکنندگان، که شامل چهرههای برجسته فرهنگی و ادبی است، خطاب به آقای نخستوزیر ارسال شده و انتظار میرود بازخورد ایشان بهگونهای باشد که موجبات پیشرفت فرهنگی و اجتماعی کشور را تسهیل کند.











