ناصرالدینشاه قاجار در خاطرات خود به تاریخ ۱۲ شوال ۱۲۸۷ (۱۴ دی ۱۲۴۹) از سفر خود از یعقوبیه به شهروان خبر داده است. او در این روز زود بیدار شده و پس از رفتن به حمام، سوار اسب میشود و از جسر عبور میکند. در این مسیر، دریافت میکند که آب شط یعقوبیه به شدت کاهش یافته و او در ادامه سوار کالسکه میشود.
وی همچنین از وقوع طغیانی جدید در هندیه خبر میدهد، جایی که اعراب به نظامیان حمله کرده و تعدادی از آنها را کشتهاند. ناصرالدینشاه به اعزام قشون به منطقه اشاره کرد و ابراز تردید کرد که این نیروها بتوانند با حملات اعراب مقابله کنند.
در ادامه سفر، وی با محمدرحیمخان و محمدحسینخان قاجار دیدار میکند که در حال رفتن به مکه معظمه هستند. در طول سفر، آنها در یک مکان برای ناهار توقف کرده و در حین صرف غذا به شعر خوانی میپردازند که باعث خنده و شوخی میان حاضران میشود.
در شب، ناصرالدینشاه به صداهای گربه در آلاچیق توجه میکند و با صدا زدن یکی از خدمتکاران، به دنبال منبع صدا میرود. او همچنین از مشاهده یک قرهقوش بزرگ که در حال شکار قُمری بود، تعجب کرده و این لحظه را به خوبی توصیف میکند.
در نهایت، شب را در جمع مهمانان میگذراند و به خواب میرود. منبع این روایت خاطرات ناصرالدینشاه قاجار است که به کوشش مجید عبدامین تهیه شده و در سال ۱۳۹۸ منتشر شده است.











