به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین و به نقل از ایبنا، بررسی و نقد کتاب «نبرد قدرت در ایران» به سخنرانی محمدعلی حاضری، استاد دانشگاه و محمد سمیعی، نویسنده اثر، با دبیری فرزاد نعمتی در تاریخ ۱۶ دیماه در دفتر انتشارات نشر نی برگزار شد. حضور محمدجواد ظریف، دیپلمات شناختهشده، در این نشست لغو شد.
محمدعلی حاضری در این جلسه به اهمیت شناخت واقعیتهای کشور در تحلیل انقلابها اشاره کرد و گفت که متأسفانه بسیاری از آثار انتشاراتی به این موضوع بیتوجهی میکنند. او خاطرنشان کرد که تحلیلها معمولاً تحت تأثیر ایدئولوژیها و باورهای شخصی نویسندگان قرار میگیرد و به ندرت آثاری پیدا میشود که تلاش کنند از این پیشفرضها دوری کنند. حاضری تأکید کرد که فهم خوبی از واقعیتها در یک اثر میتواند نقطه قوت آن محسوب شود زیرا این حس را به خواننده منتقل میکند که با واقعیت ارتباط دارد.
وی به عمق منابع و دقت مستندسازی مطالب در کتاب اشاره کرد و گفت که نوشتههای مولف نشاندهنده یک پژوهش جدی و گسترده است. حاضری با اشاره به انتخابهای سنجیده و منظم نویسنده در طرح بحثها، افزود که این کتاب تحت تأثیر یک رویکرد خاص قرار نگرفته است. او دو مسیر برای نقد کتاب بیان کرد: نگاهی کلان به رویکرد کلی اثر و بررسی جزئیات مشخص در متن.
این استاد دانشگاه در ادامه به مثالهایی از مبانی فقهی اشاره کرد و گفت که در قانون مدنی دوره رضاشاه، امکان وارد کردن فتواهای فقهی به متن حقوقی فراهم آمد. او توضیح داد که انتخاب فتوای مشهور بهعنوان مبنا، با وجود مزایایی که داشت، ممکن است مانع از ابداعات جدید در اجتهاد شود. حاضری نتیجه گرفت که اجتهاد باید بدون محدودیت به فتوای مشهور ادامه یابد تا ظرفیت خلاقیت در فقه حفظ شود.
او در پایان به دستاوردهای تاریخی شیعه در تحولات فقهی و تأثیر دیدگاه امام در اجتهاد متناسب با زمان و مکان اشاره کرد و اذعان داشت که این مبنای فقهی با اصالت دادن به فتوای مشهور سازگار نیست.در یک بررسی جدید از یک کتاب سیاسی، نویسنده به موضوعات حائز اهمیت در جریان مکفارلین و تأمین تسلیحات برای ایران پرداخته است. در این تحلیل، به دقت توضیح داده شده که چگونه رئیسجمهور ریگان به دنبال دستیابی به توافقی با ایران در موضوع لبنان، تصمیم به ارسال بخشی از نیازهای تسلیحاتی ایران گرفت تا در ازای آن، گروگانهای آمریکایی از بیروت آزاد شوند.
مسئلهای که ریگان با آن مواجه بود، محدودیتهای قانونی بود که فروش هرگونه اسلحه به ایران را منع کرده بود. به همین دلیل، تلاشهای دولت ریگان برای حل این مشکل به شکلهای مختلف دنبالهدار شد. وی همچنین به این نکته اشاره کرده که ایران بهطور مستقیم از اسرائیل تسلیحاتی دریافت نکرده و نیازهای خود را بهطور غیرمستقیم از طریق گروههای کنترا در نیکاراگوئه تأمین کرده است.
این گروهها، تسلیحات را با استفاده از منابع مالی ایران خریداری میکردند و بدین ترتیب، ایران به بازار سیاهی دسترسی پیدا میکرد که در آن، تسلیحات بهصورت غیرمستقیم به دست میآمدند. در نهایت، این تسلیحات ابتدا به اسرائیل منتقل میشد و سپس به ایران ارسال میگردید. هرچند نویسنده به این مرحله از جابجایی اشارهای نکرده، اما شواهد بیانگر این است که اسرائیل ممکن است با هماهنگی یا بدون هماهنگی آمریکا، این تسلیحات را جابجا کرده باشد.
به گفته این فعال سیاسی، این موضوع دو انگیزه اصلی داشته است؛ اول اینکه تاریخ مصرف برخی تجهیزات ممکن بود به زودی تمام شود و دوم، انگیزهای سیاسی که در طول زمان آشکار شد. وی تأکید کرد که این معامله به نحوی به عنوان “خرید ایران از اسرائیل” تلقی شد، اقدامی که برای ایران به نوعی شرمآور محسوب میشد و در هر صورت، وجوه سوالبرانگیزی را در پی داشت.
بخش دیگری از کتاب به منازعات درون روحانیت بعد از انقلاب اشاره دارد. نویسنده به شکافهای موجود میان شخصیتهای روحانی چون امام خمینی و آیتالله شریعتمداری و آیتالله منتظری میپردازد و این اختلافات را با تنشهای سیاسی در دوران مشروطه مقایسه میکند. این تحلیل میگوید که در دوران اخیر، این اختلافات با تدبیر بهتری مدیریت شده و در عوض، طرفین از ورود به مجادلات تخریبی پرهیز کردند که نهایتاً به حفظ اعتبار هر دو جناح کمک کرد.
در ادامه، نویسنده بر این نکته تأکید میکند که روحانیت و امام توانستند سرمایه اجتماعی خود را حتی پس از پیروزی انقلاب حفظ نمایند. حضور مستمر امام در عرصه قدرت و تدابیر مدیریتی او در این دوره، به این امر کمک شایانی کرده است.### سرمایه اجتماعی روحانیت در چالش و استمرار: تحلیلی بر جنگ و دموکراسی
تحقیقات اخیر نشان میدهد که بسیج مردم برای جبهه و جنگ در دوران پس از انقلاب اسلامی، موفق بوده و این موضوع حکایت از آن دارد که قرار گرفتن روحانیت در قدرت، به باروری سرمایه اجتماعی امام آسیب چندانی وارد نکرده است. بااینحال، تحلیلها بر این نکته تأکید میکنند که جنگ نمیتواند تنها بهعنوان یک نتیجه طبیعی از قدرت روحانیت در نظر گرفته شود. این دوره، بلافاصله پس از پیروزی انقلاب و مرتبط با مبارزات انقلابی آغاز شد و توانایی امام در بسیج نیروها به سرمایه اجتماعی بهدستآمده از پیش مرتبط بود. در واقع، موفقیتهای بهدستآمده باید از منظر دیگر نیز بررسی شود تا تأثیرات ادعایی مسند قدرت بر این سرمایه اجتماعی قابل فهم شود.
در همین راستا، یکی از تحلیلگران دانشگاهی بیان کرد که در سالهای اولیه جنگ، نقش امام در جذب نیروها بهصورت مستقیم با پیروزی انقلاب مرتبط بود، ولی در سالهای پایانی، حتی با حضور خود امام، مشکلاتی در این زمینه به وجود آمد. این موضوع نشاندهنده اثرات کاهش سرمایه اجتماعی روحانیت پس از کسب قدرت است و بر شایستگی روحانیت در بسیج افراد تأثیر گذاشته است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: در بخشی از کتاب «نبرد قدرت در ایران»، نویسنده به تحلیل ماندگاری روحانیت پرداخته و رغم برخی از کاهشهای سرمایه اجتماعی، تأکید میکند که روحانیت در ۳۰ تا ۴۰ سال گذشته توانسته موقعیت خود را حفظ کند. گرچه خود نویسنده نیز پذیرای کاهش نسبی این سرمایه است، دلایل و شواهدی را ارائه میدهد که نشان میدهد روحانیت همچنان در جامعه جایگاه خود را محفوظ نگه داشته است؛ با این حال، رفتار و مواضع اخیر روحانیون سیگنالی از کاهش سرمایه اجتماعی آنها ارائه میدهد که نیازمند بررسی دقیقتری است.
علاوه بر این، در کتاب به مسأله ناسازگاری اسلام و دموکراسی اشاره شده است. این فعال سیاسی تأکید کرد که نمیتوان بهطور قاطع گفت که دین اسلام با سیستمهای دموکراتیک در تضاد است و به همین ترتیب هر نظریهای که نشان دهد اسلام با دموکراسی سازگاری ندارد، بهمعنای حمایت آن از استبداد نخواهد بود. ایشان اشاره کردند که انتقادات به دموکراسی در دنیای معاصر غرب، نشان از تلاش برای بهبود سیستم دارند و نه لزوماً در حمایت از دیکتاتوری.
در نهایت، در کتاب به موضوع روشنفکران دینی مهاجر نیز پرداخته شده و دلایل عدم موفقیت آنها در اثرگذاری بررسی شده است. یکی از نگرانیها این است که مهاجرت ممکن است به معنای نداشتن ارتباط با اقشار مختلف جامعه و احساس زندگی لوکس تعبیر شود، هرچند که شواهدی از این ادعا وجود ندارد. به گفته وی، این افراد شاید به دلیل واقعیبودن خطر در داخل کشور، جرأت بیان نظرات خود را نداشتند و از این رو، رویکردشان را نمیتوان چندان شجاعانه تلقی کرد.
در خاتمه، متنی که بهعنوان دستاورد قانونی در تاریخ معاصر ما شناخته میشود، قانون مدنی است که پس از یک قرن هنوز تقریباً بهصورت دستنخورده باقی مانده است. محمد سمیعی، نویسنده کتاب «نبرد قدرت در ایران»، تأکید بر اهمیت این موضوع دارد.در پی برخی انتقادات، دکتر حاضری به مرور دقیق مطالب و بیان نکات کلیدی پرداخت. او همچنین چند نکته را در این خصوص مطرح کرد. وی به تجربه تدوین قانون مدنی اشاره کرد و گفت که این قانون به عنوان موفقترین متن قانونی در تاریخ معاصر ایران شناخته میشود. این قانون که حدود ۱۰۰ سال از تصویب آن میگذرد، کمتر از یک درصد از موادش دچار تغییر شده است، حتی تحت شرایط بحرانی کشور.
دکتر حاضری افزود که ثبات قوانین برای جذب سرمایهگذاری خارجی حائز اهمیت است. به گفته وی، وقتی قوانین پایدار و قابل اعتماد نباشند، سرمایهگذاران که ممکن است تمایل به ورود به بازار ایران داشته باشند، دچار تردید خواهند شد. او همچنین به چالشهای موجود در فقه شیعه اشاره کرد و گفت که اختلاف نظرات بین مراجع تقلید باعث مشکلاتی در معاملات میشود.
این استاد دانشگاه با تأکید بر اهمیت قابلیت بهروز بودن فتوا در فقه شیعه، خاطرنشان کرد که این ویژگی در عین حال میتواند چالشهایی بوجود آورد. او بر ضرورت تعدیل این دینامیزم تأکید کرد و گفت که قانون مدنی در ایران میتواند نمادی از این نوع تعدیل باشد.
در ادامه، دکتر سمیعی به موضوع مکفارلین اشاره کرد و گفت که منابع مختلف، بهویژه منابع خارجی، به خرید سلاح از اسرائیل توسط ایران اشاره کردهاند. او به اظهارات آیتالله منتظری در این باره پرداخت و افزود که ادعای خرید سلاح از اسرائیل به دلیل خصومت صدام با اسرائیل نیز مطرح شده است. با این حال، از آنجا که مدارک قطعی در دسترس نیست، تأیید این ادعا دشوار است.در ادامه بررسی ابعاد پیچیده و حساس جنگ، یکی از کارشناسان به اظهاراتی در مورد چالشهای موجود در تامین تسلیحات و اختلافات درون روحانیت پرداخته است. او بیان کرد که مطرح کردن این مسائل برای مسئولان دشوار بوده و به جزئیات چندانی ورود نکرده است، زیرا اسناد قابل اتکایی برای موضعگیری جدی در دست نبود و بسیاری از ابعاد ماجرا هنوز روشن نیستند. وی به ورود سلاحهایی از طریق مک فارلین به ایران اشاره کرده و اذعان داشت که در مواردی این سلاحها کارایی لازم را نداشتند. بررسیها نشان دادهاند که بخش قابل توجهی از تجهیزات دریافتی عملاً غیرقابل استفاده بودهاند.
این استاد دانشگاه به مشکل عمدهای که در تامین سلاحها از بازار سیاه وجود داشت، اشاره کرده و گفت که ارتش ایران در دوران پهلوی بر اساس سیستم آمریکایی بنا شده بود. این وابستگی به سیستم آمریکایی منجر به نبود امکان تأمین قطعات یدکی از دیگر کشورها شده بود، بهخصوص که بسیاری از این قطعات تنها توسط آمریکا تولید میشد. وی نمونهای از این مشکلات را سامانههای پدافند هوایی دانست که به دلیل نبود قطعات یدکی غیرفعال شده بودند و تنها یک سامانه فعال در منطقه جماران وجود داشت.
در ادامه، سمیعی به اختلافات درون روحانیت و تفاوتهای آن با دوران انقلاب مشروطه اشاره کرد. وی به نامهای از امام خمینی در سال ۱۳۶۸ اشاره داشت که بعدها منتشر شد. به گفته او، اختلافات در دوران مشروطه بسیار شدید بود و افرادی مانند سیدکاظم یزدی و آخوند خراسانی نماینده دو جناح متضاد بودند. او افزود که در انقلاب اسلامی، این نوع شکافهای عمیق وجود نداشت و حتی اگر مخالفتهایی دیده میشد، اما به بحران جدی تبدیل نشد.
سمیعی در ادامه به اختلافات بین مراجع تقلید، نظیر آیتالله شریعتمداری و آیتالله منتظری، اشاره کرد و تأکید کرد که در زمان امام، اختلافات بیشتر به نوعی تضاد بین استاد و شاگرد محدود بود. او همچنین به نکتهای درباره سرمایه اجتماعی روحانی اشاره کرد و گفت که این سرمایه در اوج خود نیز به طور کامل فراگیر نبود. با این حال، در مقایسه با دیگر نیروهای سیاسی همچنان از اهمیت بالایی برخوردار بود.**سرمایه اجتماعی روحانیت در ایران کمتر نشده است**
یک استاد دانشگاه تهران با بیان نظرات خود درباره وضعیت روحانیت در ایران، ابراز داشت که علیرغم برخی دیدگاهها مبنی بر افتخار نکردن روحانیت به لباس خود، این نظر در سطح عمومی ممکن است وجود داشته باشد، اما از نظر سرمایه اجتماعی، روحانیت هنوز از سایر نیروهای سیاسی بالاتر است. او به عنوان مثال، سرمایه اجتماعی شخصیتهایی مانند رضا پهلوی، دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو را در ایران کمتر از روحانیت معرفی کرد. این استاد تاکید کرد که شبکههای موجود در جامعه روحانیت شامل مساجد، حسینیهها و مشاهد مشرفه، هنجارهای مشترک و اعتماد میان اعضا را ایجاد کردهاند که در مقایسه با دیگر گروههای سیاسی مزیت دارد.
محمد سمیعی، نویسنده کتاب «نبرد قدرت در ایران»، با اشاره به کاهش تدریجی سرمایه اجتماعی روحانیت پس از انقلاب ۱۳۵۷، این روند را قابل مشاهده دانست. او همچنین به دادههای پژوهشی و نظرسنجیهایی اشاره کرد که کاهش اعتماد مردم به مساجد را نشان میدهند. به گفته سمیعی، یکی از سوالات نظرسنجیها به اعتماد مردم به کلیسا در مسیحیت و معادل آن در ایران یعنی اعتماد به مسجد مربوط میشد. نتایج این نظرسنجیها مؤید کاهش اعتماد به مساجد هستند، اما با این حال سرمایه اجتماعی روحانیت همچنان در مقایسه با سایر نیروهای سیاسی بالاتر است. سمیعی تأکید کرد که سرمایه اجتماعی روحانیت از اوایل انقلاب کاهشی بوده، اما هرگز به سطحی نرسیده که از رقبای سیاسی خود پایینتر باشد.











