به گزارش خبرگزاری **خبرآنلاین** و به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی، دهه ۱۳۴۰ شمسی بهعنوان نقطه آغازین مبارزات مسلحانه علیه رژیم پهلوی دوم به شمار میرود. نگرش به مقاومت مسلحانه از سال ۱۳۴۲، به دنبال سرکوب آخرین مقاومتهای ملی و مذهبی و انحلال نیروهای اپوزیسیون، شدت گرفت. در این مقطع، گروههای مختلف مخالف، با ایدههای گوناگون به این نتیجه رسیدند که تنها راه باقیمانده، مبارزه مسلحانه است. گروههایی چون هیئتهای مؤتلفه اسلامی، حزب ملل اسلامی، سازمان چریکهای فدایی خلق و سازمان مجاهدین خلق در راستای این جنگ انقلابی فعالیت کردند.
در میان این گروهها، حزب ملل اسلامی به دلیل پیشگامی در عرصه مبارزه و انتخاب ایدئولوژی اسلامی، از اهمیت ویژهای برخوردار است. بر این اساس، در این گزارش به بررسی تاریخچه این حزب خواهیم پرداخت.
**تأسیس حزب**
تأسیس حزب ملل اسلامی به سید محمدکاظم موسوی بجنوردی، فرزند آیتالله سیدحسن موسوی بجنوردی، نسبت داده میشود. بجنوردی پس از تحصیلات ابتدایی، به حوزه علمیه نجف اشرف رفت و در سن شانزده سالگی بر اساس مطالعه کتابهای مختلف، به اندیشه انقلاب مسلحانه و تشکیل حکومت اسلامی رسید. وی با آشنایی به حزبالدعوه اسلامی و دیگر فعالیتهای حزبی در عراق، در سال ۱۳۴۰ به ایران مهاجرت کرده و حزب ملل اسلامی را بنیانگذاری کرد. او همکاری خود را با دوستان دوران کودکی آغاز کرد و اولین جلسه کمیته مرکزی حزب در اسفند ۱۳۴۰ تشکیل شد.
در روند تأسیس و پیشرفت حزب، میتوان سه مرحله را مشخص کرد: مرحله اول مربوط به عضوگیری، مرحله دوم به آموزشهای نظامی و در نهایت مرحله سوم که به فعالیتهای علنی و برنامهریزی برای تشکیل حکومت اسلامی معطوف میشود. در این مرحله، حزب ملل اسلامی نام خود را عمومی کرد و برنامهریزی برای قیام مسلحانه آغاز شد.
**ایدئولوژی حزب**
بجنوردی حزب ملل اسلامی را در سه زمینه اصلی براندازی رژیم، طراحی حکومت اسلامی و جنگ مسلحانه پیشگام میدانست. حزب مستمراً به نقد نظامهای موجود پرداخت و استراتژیهای خود را برای مقابله با رژیم شاه برنامهریزی کرد.حزب ملل اسلامی به نقد سیاسی و اجتماعی نظامهای حاکم جهانی پرداخته و بر مبنای شعارهای اصلیاش نظیر «وحدت، عدالت، مساوات، آزادی، اخوت و صلح» تأکید کرده است. به زعم گردانندگان این حزب، هیچیک از اشکال حکومتی اعم از سلطنتی (چه دیکتاتوری و چه مشروطه) و جمهوری نمیتوانند این اصول را تضمین کنند. به همین دلیل، آنها سلطنت را به عنوان یکی از مرتجعترین نظامها مورد سرزنش قرار داده و نهاد وراثت را متهم به خنثیسازی شایستگی و خلاقیت انسانها کردهاند. نظام جمهوری نیز از انتقادات این حزب در امان نمانده و به عدم تحقق وعدههای آزادی و حقوق بشر متهم شده است.
این حزب به ترکیب اندیشههای سیاسی ـ دینی شیعه و سنی توجه دارد و تحت تأثیر ایدههای گروههای اسلامی همچون اخوانالمسلمین و حزبالدعوه اسلامی شکل گرفته است. هرچند هدف نهایی آنها ایجاد یک حکومت اسلامی فراگیر در جهان اسلام است، اما جزئیات دقیقی از مبانی معرفتی و چشمانداز حکومتی خود ارائه نکردهاند.
حزب ملل اسلامی نه با دیکتاتوری و نه با دموکراسی سازگار است. با وجود انتقادات به نظامهای موجود، هیچ الگوی روشنی برای انتخاب مقام رهبری در حکومت اسلامی خود مشخص نکرده است. این در حالی است که براساس مرامنامه، کمیته مرکزی به عنوان ارگان بالای دولت اسلامی و ریاست آن بر عهده رهبر حزب قرار دارد. همچنین شیوه عزل و نصب رهبر این حزب نیز در یک فضای بسته صورت میگیرد و نقش مجالس دوگانه تنها نظارتی بر اجرای برنامههاست.
در ساختار تشکیلاتی حزب، کمیته مرکزی نمایانگر رهبری است که اعضای آن بهطور مشخصی معرفی شدهاند. سلسلهمراتب حزبی شامل گروهها و واحدهای مختلف بوده و ماهنامه «خلق» بهعنوان ارگان رسمی، در ترویج اندیشههای انقلابی و اسلامی فعال بوده است.
از چالشهای مهم این حزب تأمین منابع مالی برای فعالیتهای خود بوده که اعضا با پرداخت حق عضویت تلاش کردهاند به این مهم دست یابند، اما این وجوه نتوانسته نیازهای مالی حزب را بهخوبی برآورده کند. کمکهای مرجعیت دینی نیز به دلیل مخفی بودن حزب امکانپذیر نبوده و کمیته مرکزی درصدد یافتن راهکارهایی برای تأمین هزینهها برآمده است.در پی طرحی که به مصادره اموال مربوط به دولت و سرمایهداران اشاره داشت، عملیات مصادره در دستور کار قرار گرفت. اجرای این نوع عملیات نیازمند آموزشهای نظامی مناسب بود که متأسفانه در حزب برگزار نشده بود. با وجود این، تصمیم به انجام عملیات گرفتند و یکی از مکانهایی که برای این کار انتخاب شده بود، شرکت یخ واقع در کوچه کاج بود. با این حال، به دلیل عدم هماهنگی میان نیروها، هیچیک از عملیاتهای مصادره به مرحله اجرا نرسید.
مورد دیگری که در اینجا به آن اشاره کرد میشود، بحث آموزشهای نظامی است. این آموزشها شامل تیراندازی و تمرینات چریکی بود که عمدتاً بر اساس تجربه گروههای چریکی در الجزایر و کوبا طراحی شده بودند. اما در عمل، اعضای حزب موفق به کسب آموزشهای نظامی مناسب نشدند و فقط اقداماتی مانند توزیع اعلامیههای امام خمینی در آغاز نهضت اسلامی را انجام دادند. حزب در مهرماه 1344 به دلیل دستگیری یکی از اعضایش دچار اختلال شد.
به تاریخ 20 مهر 1344، محمدباقر صنوبری، یکی از اعضای حزب دستگیر شد و این امر موجب بازداشت دیگر اعضا نیز گردید. با این دستگیریها، حزب ملل اسلامی به طور جامع از بین رفت و فعالیت سیاسی آن به پایان رسید. رژیم پهلوی به طور اولیه تلاش کرد که حزب ملل اسلامی را به نوعی التقاطی و تحت تأثیر اندیشههای مارکسیستی متهم کند. اما در طول بازجوییها، این اتهامات کنار گذاشته شد و گرایشهای مذهبی اعضا به وضوح مورد تأکید قرار گرفت.
سرتیپ ضیاءالدین فرسیو، معاون دادستانی ارتش، در پاسخ به سؤالی درباره تمایل سیاسی اعضای دستگیرشده، بیان کرد که مهمترین نکته، اقدام آنها علیه امنیت کشور بوده است.
شکست حزب ملل اسلامی به علل متعددی برمیگردد که میتوان به موارد زیر اشاره کرد: عدم تجربه کافی اعضای حزب، فقدان آموزشهای مناسب نظامی، عدم تسلط بر اصول تشکیلات حزبی و شناخت ناکافی از موقعیت خود و دولت مرکزی.
این گزارش به بررسی ویژگیها و مشکلات حزب ملل اسلامی پرداخته و نشان میدهد که عدم درک درست از شرایط سیاسی و اجتماعی کشور نیز یکی از دلایل شکست آنها بود.در پژوهشهای اخیر، بررسی دیدگاهها و نظرات حزب ملل اسلامی مورد توجه قرار گرفته است. به نقل از اسماعیل حسنزاده، در مقالهای منتشر شده در پژوهشنامه متین، این حزب به تجزیه و تحلیل ابعاد فکری خود پرداخته است. همچنین در شمارههای دیگری از این نشریه، به بررسی پیدایش و تکوین حزب ملل اسلامی نیز پرداخته شده که نشاندهنده روند تاریخی این تشکل سیاسی است.
در ادامه، رحیم روحبخش به بررسی تعاملات سیاسی ـ مذهبی در دهه چهل و تأثیر آن بر نهضت روحانیت با تمرکز بر احزاب مختلف از جمله نهضت آزادی ایران اشاره کرده است. همچنین خاطرات احمد احمد، که به کوشش محسن کاظمی منتشر شده، بهویژه بر ابعاد تاریخی این تحولات تأثیرگذار است.
از سوی دیگر، محمدحسن ابنالرضا در گزارشی به تغییر فضایی که زندانیان سیاسی در آن بودند پرداخته است. این تحولات، به ویژه در زمینه سیاسی و اجتماعی، جنبههای جدیتری را نیز طلب میکند؛ بهطوریکه روزنامه اطلاعات در گزارشی از کشف یک شبکه مخفی مرتبط با حزب مسلحی در تهران خبر داده است. تمام این مطالعات نشان میدهد که دوران پیش از انقلاب اسلامی ایران، با مجموعهای از تحولات و تنشهای سیاسی همراه بوده است که همچنان بر ابعاد مختلف جامعه اثرگذار است.











