تماس با ما

خاطرات ناصرالدین‌شاه: وقتی فریاد زدم، صدایم گرفت / صبح به حمام سرتن‌شوری رفتیم / سقف تالار سوخته و اکنون در سرمای هوا، جایی برای استراحت نداریم.

خاطرات ناصرالدین‌شاه: وقتی فریاد زدم، صدایم گرفت / صبح به حمام سرتن‌شوری رفتیم / سقف تالار سوخته و اکنون در سرمای هوا، جایی برای استراحت نداریم.

**ناصرالدین‌شاه قاجار در سفر به کنگاور: گزارشی از خاطرات تاریخی**

ناصرالدین‌شاه قاجار در یادداشت‌های خود به تاریخ ۴ ذی‌قعده ۱۲۸۷ (۶ بهمن ۱۲۴۹) اشاره کرده است که سفر به کنگاور را آغاز کرده است. وی به دلیل شرایط نامناسب جوی، تصمیم گرفت در خانه‌ای در قصبه اقامت کند. به گفته شاه، صبح سردی بود و او با جمعی از همراهان سواری خود را آغاز کرد. در این سفر، عمادالدوله و فرهادمیرزا نیز حضور داشتند.

وی در ادامه به استراحتی که در دامنه کوهی انجام دادند، اشاره کرده و گفت که باد سردی وجود داشت و هوا در عین آفتابی بودن، سرد بود. شاه همچنین به وجود برف‌های زیاد در کوه‌ها اشاره کرد. پس از ناهار، ادامه سفر با کالسکه انجام شد و آنان به گردنه بیدسرخ رسیدند.

ناصرالدین‌شاه در سفر به کنگاور با توجه به شرایط آب و هوایی و زمین‌های لغزنده، با مشکلاتی مواجه شد. به رغم این موارد، آنان تقریبا دو ساعت و نیم قبل از غروب به کنگاور رسیدند و بعد از سوار شدن اسب‌ها به عمارت اجدادی وارد شدند.

گزارش‌ها نشان می‌دهد که شاه همچنان علاقه‌مند به خاطرات گذشته خود بود و یادآوری کرد که ۳۱ سال پیش در زمان محمدشاه نیز در همین مکان اقامت داشته است. در تالار عمارت، فضای دل‌انگیزی با بخاری روشن و پذیرایی مناسب برای او فراهم شد.

در ادامه، به شناسایی اطراف و فضای عمومی کنگاور و وضعیت نامناسب برخی مناطق اداری اشاره کرد و اظهار داشت که از وضعیت نامنظم و بی‌حفاظ اندرون‌گاه‌ها، متعجب شده‌اند. او به وضعیت سقف تالار که دچار سوختگی شده بود، اشاره کرده و از لزوم انتقال به مکانی مناسب‌تر خبر داد.

در نهایت، با توجه به نقل قول‌هایی از همراهانش درباره مشاهده دود و مشکلات دیگر، ناصرالدین‌شاه در فضایی شلوغ که زنان و همراهانش جمع شده بودند، قرار گرفت و گزارشی جالب از وضعیت سفر خود به کنگاور ارائه داد.در یک شب شلوغ و پرهیاهو، صحنه‌ای فعال در حیاط چادر به چشم می‌خورد. در این مکان هر کس مشغول کاری است و فریادها به گوش می‌رسد. در یک سوی حیاط، کارگران مشغول برپا کردن چادر و نصب فرش هستند و در سوی دیگر، عده‌ای در حال تعمیر پشت‌بام بوده و صدای طَرَق‌طَرَق به گوش می‌رسد. همزمان، گروهی از موزیک‌نوازها به نواختن مشغول‌اند که صدای آن‌ها بلند است و موجب جلب توجه می‌شود. در گوشه‌ای دیگر، بچه‌ها در حال تعقیب گربه‌ها هستند و برخی نیز در حال جابه‌جایی وسایل و لوازم چای و کرسی‌اند.

این هرج‌ومرج به مدت چند ساعت ادامه دارد و در نهایت فردی در اتاق کوچک خوابگاهی می‌خوابد. سرما به قدری زیاد است که خواب را از او می‌رباید. اتاق با دو پنجره، مکان راحتی برای خوابیدن نمی‌باشد و سرما در آن احساس می‌شود. در این بین، خبر درگذشت میرزا حسنعلی‌خان منشی‌باشی قدیمی در تهران به گوش می‌رسد که موضوعی قابل توجه است.

این مطلب از روزنامه خاطرات ناصرالدین‌شاه قاجار منتشر شده و به وقایع و یادداشت‌های تاریخی اشاره دارد.

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *