به گزارش خبرگزاری مهر، مجتبی مینوی، پژوهشگر برجسته و ایرانشناس سرشناس، در پاسخی به وزارت فرهنگ که در زمان تحصیل در انگلیس ارسال کرد، بیان داشت: «خداوند بنده خود را بیروزی نمیگذارد و تا وقتیکه من اینجا هستم، به دست آوردن لقمهای نان برایم امکانپذیر است. در حال حاضر مشغول تحصیل و تحقیق هستم و به علت عدم استطاعت مالی، ناگزیر به ماندن هستم.»
مجتبی شریعتمداری، که در آینده نام خانوادگی مینوی را انتخاب کرد، در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۲۸۲ در تهران به دنیا آمد. او فرزند شیخ عیسی شریعتمداری و نواده ملامحمدجعفر شریعتمدار استرآبادی بود و در خانوادهای روحانی به دنیا آمد. مینوی در کنار یازده خواهر و برادر، در تکیه حاج رجبعلی در نزدیکی مسجد شاه (امام خمینی) رشد کرد.
دوران تحصیل او با سفر به سامرا آغاز شد و سپس در مدارس معروف تهران از جمله دارالفنون و دارالمعلمین ادامه یافت. او به مدت کوتاهی در مدرسه هدایت تدریس کرد و آنگاه برای ادامه تحصیل به دانشگاههای لندن، از جمله کینگز کالج و مدرسه مطالعات آسیایی، رفت. در طول زندگی ارتباط نزدیکی با شخصیتهای ادبی و فرهنگی مانند صادق هدایت داشت.
مینوی در جوانی به ادبیات علاقه وافری نشان داد. از ۱۰ تا ۱۵ سالگی، خانوادهاش عادت داشتند در خانه به کتابخوانی جمعی بپردازند که این فعالیت تأثیر عمیقی بر علاقهاش به ادبیات داشت. در این جلسات، کتابهای معروفی چون «هزار و یک شب» و «شاهنامه» خوانده میشد.
در دوران تحصیل، مینوی علاوه بر نمرات بالا در انشا، در تندنویسی نیز مهارت یافته بود. او جزوات درسی را به دقت مینویسید و همکلاسیهایش از آن استفاده میکردند. میانگین بالای مطالعهاش به او این امکان را داد که بخشی از پول تو جیبیاش را صرف خرید کتاب کند و حتی برخی از آنها را امانت بگیرد و رونویسی کند. این مهارتها به او در عرصههای حرفهای، از جمله تندنویسی در مجلس شورای ملی، کمک کرد و با فعالیتهایش در کتابخانه دانشگاه تهران، در تصحیح متون معتبر سهم بسزایی ایفا کرد.
او همچنین دورههایی را در پاریس و لندن گذراند و مستقیماً زیر نظر محمد قزوینی آموزشهای علمی دیده و در راستای ترویج فرهنگ و زبان فارسی خدمات ارزندهای ارائه کرد. تلاش او در میکروفیلمبرداری از نسخ خطی در کتابخانههای مختلف، به حفظ میراث مکتوب ایران کمک شایانی کرد و وی را در تاریخ علم و ادب ایران به شخصیتی برجسته تبدیل ساخت.### مجتبی مینوی، چهرهای ماندگار در عرصه ادبیات و فرهنگ
مسیر حرفهای مجتبی مینوی، شخصیتی برجسته در فرهنگ و ادبیات ایران، با فعالیتهای متعدد در این حوزه گره خورده است. او در سال ۱۳۰۵ به عنوان تندنویس در مجلس شورای ملی آغاز به کار کرد و تنها دو سال بعد به ریاست کتابخانه ملی منصوب شد. مسئولیتهای دیگر وی شامل رایزنی فرهنگی در سفارت ایران در لندن، پاریس و ترکیه، ریاست تعلیمات عالی وزارت فرهنگ و تدریس در دانشگاه تهران بوده که همگی نشاندهنده مقام علمی و اجرایی برجسته او هستند.
آثار مینوی نمایانگر دقت نظر و گستره دانش اوست. او بیش از ۱۲ هزار نسخه خطی از کتابخانههای معتبر جهان، از جمله توپقاپی، موزه بریتانیا و آکسفورد را بررسی و میکروفیلم کرد. ایرج افشار به نقل از وی میگوید که در دوران رایزنی فرهنگیاش در ترکیه، موفق به تهیه بیش از هزار میکروفیلم از نسخ خطی مهم شده است. تصحیح آثاری همچون دیوان ناصرخسرو، سیاستنامه و عیونالحکمه ابوعلی سینا، به عنوان دستاوردهای بارز او، بنیانگذار «نهضت ادبی تحقیقی» در ایران به شمار میآید.
روششناسی مینوی در تصحیح متون او را به عنوان بنیانگذار رویکردی نوین در این حوزه معرفی کرده است. سفرهایش به ترکیه و جمعآوری میکروفیلمها زمینه را برای مقایسه دقیق نسخ فراهم کرده و به رعایت دقت لغوی و تاریخی تأکید داشت. وی با تلاش در پاکسازی متون از تحریفها، استانداردهای جدیدی برای مصححان آینده ایجاد کرد و سهم بسزایی در احیای حماسه ملی و تربیت نسلهای جدید پژوهشگران ایفا کرد.
### گروه ربعه و تأثیر آن بر ادبیات معاصر
مجتبی مینوی یکی از اعضای کلیدی گروه ربعه بود، گروه ادبی نوگرا که در دهه ۱۳۰۰ شمسی در تهران شکل گرفت. این گروه به طنز در مقابل «ادبای سبعه» تأسیس شد و بر رویکردهای تجدد ادبی، نقد سنتگرایی و آزادی فکری تأکید داشت. در این گروه، مینوی، صادق هدایت و بزرگ علوی از هستههای اصلی بودند و جلسات آنها در کافههای تهران برگزار میشد.
مینوی به عنوان پژوهشگر متون کهن، ارتباطدهندهای بین سنت و مدرنیته بود و نقش مهمی در غنای مباحث گروه ایفا میکرد. هرچند که این گروه پس از چهار سال به دلیل سفر هدایت به هند و برخی مشکلات شخصی دیگر اعضا پراکنده شد، اما تأثیر آن بر ادبیات مدرن ایران همچنان باقی است.
### اقامت مصلحتی در لندن
مینوی به خاطر ترجمه کتاب «وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهی ساسانیان» که به سفارش وزارت معارف انجام داده بود، مبلغ پانصد تومان حقالترجمه دریافت کرد و در سال ۱۳۱۴ کتاب منتشر شد. همان سال، او برای سفر دوماههای به لندن رفت، ولی بعد از آگاهی از نقدهای منفی به کتابش و توصیه خانواده، تصمیم به ماندن در لندن گرفت و به مدت ۱۵ سال در آنجا اقامت کرد.
این اقامت به سختیهای مالی او منجر شد و او در این زمان به تدریس زبان و ادبیات فارسی در آکسفورد پرداخت و پس از شروع جنگ جهانی دوم، به مدت ده سال در رادیو بیبیسی به تولید برنامههای ادبی و فرهنگی مشغول بود. این برنامهها مخاطبان خاص خود را داشته و بسیاری از استادان و فرهیختگان ایرانی آن را دنبال میکردند. ملکالشعرا بهار نیز در نامهای به مینوی از ارادت خود به او و لذت از شنیدن برنامههای رادیوییاش ابراز کرده است.**بازگشت به ایران و حضور در دانشگاه تهران**
طبق گزارشها، با توصیه تقیزاده، سفیر وقت ایران در انگلستان و فشار عیسیخان صدیقاعلم، علیاکبر سیاسی و دیگر شخصیتها، فرد مورد نظر به ایران بازگشت. در حین اقامتی دوس هفتهای در پاریس، او به فهرستبرداری از کتابهای خطی مهم پرداخت. سپس به عنوان رئیس دبستان ایرانیان در استانبول منصوب شد و در طول چهار ماه، نسخ خطی کتابخانههای ترکیه را فهرست کرد. این فرد در آبان ۱۳۲۹ به ایران بازگشت و همکاری خود را با دانشگاه تهران آغاز کرد.
**سفرهای مکرر به استانبول و ارتباط با دانشمندان**
در سالهای بعد، او چندین بار به استانبول سفر کرد و در کنگره مستشرقان شرکت کرد. در سال ۱۳۳۶ به عنوان رایزن فرهنگی ایران در ترکیه منصوب شد و در این مدت چهار ساله، علاوه بر فهرستبرداری از کتابهای ترکیه، با دانشمندان برجسته آنجا همچون گولپینارلی و زکی ولیدی طوغان به مباحثه پرداخت.
**تأسیس بنیاد شاهنامه**
مجتبی مینوی در سال ۱۳۴۸ بازنشسته شد و در این دوران با توجه به نیاز به حفظ میراث فردوسی، وزارت فرهنگ تصمیم به تأسیس بنیاد فردوسی گرفت و از مینوی برای همکاری دعوت کرد. در سال ۱۳۵۰، این بنیاد تأسیس شد و مینوی به عنوان سرپرست علمی آن فعالیت کرد. هدف این بنیاد تصحیح متن شاهنامه و انجام پژوهشهای مرتبط بود. اگرچه هدف نهایی محقق نشد، اما بخشهایی از جمله داستان رستم و سهراب منتشر و مجله سیمرغ برای مقالات شاهنامه روشنفکری تأسیس گردید.
**آغاز فعالیتها و درگذشت مینوی**
هیأتامنای بنیاد شامل چهرههای شاخصی چون خانلری و نصر بود. مینوی تا زمان وفاتش در سال ۱۳۵۵، سرپرست علمی این بنیاد باقی ماند. او در مرداد ۱۳۵۵ پس از سقوط از پلههای کتابخانهاش دچار آسیب شد و پس از چند ماه به دیار باقی شتافت. میراث او شامل ۲۵ هزار جلد کتاب و نسخه خطی به زبانهای مختلف بود. او در نامهای پیش از درگذشتش، کتابخانهاش را به بنیاد فردوسی هدیه داد. پس از انقلاب ۵۷، بنیاد فردوسی با دیگر مؤسسات ادغام شد و کتابخانه مینوی نیز به آن پیوست.











