**علی نیکویی، دکترای پژوهش هنر و کارشناس ارشد تاریخ باستان، با اشاره به رویدادهای اخیر در ایران، اعلام کرد که نماد بت «بعل» در جریان راهپیمایی ۲۲ بهمن سال ۱۴۰۴ به آتش کشیده شد. این حادثه نه تنها خبرساز شد، بلکه در فضای مجازی نیز بازخوردهای زیادی را به همراه داشت و باعث برانگیختن واکنشهای متعدد از سوی افراد مختلف شد. این واکنشها نشان میدهد که موضوع مورد بحث به مراتب فراتر از یک سازه نمادین سوخته است و در واقع نیاز به بازنگری در مفهوم قدیمی و مبهم بتپرستی دارد.**
**نیکویی در ادامه تأکید کرد که ما ایرانیان درک تاریخی مستقیمی از بتپرستی نداریم. این عدم آشنایی نه به خاطر نادانی، بلکه به دلیل نبود تجربه زیسته در این زمینه است. نیاکان ما هرگز معابد پر از تندیس نداشتند و مفهوم خدا را به شکل سنگ و پیکره نمیفهمیدند. این فقدان تجربه بر حافظه تاریخی ما سایه انداخته و به طبع آن بر فهم کنونی ما نیز تأثیر گذارده است.**
**وی اشاره کرد که باید به مفهوم بتپرستی با دقت بیشتری نگاه کنیم. از دیدگاه اسطورهشناسی، اصطلاح بتپرستی نتیجهای از سنتهای یکتاپرست است و بیشتر برای نفی دیگران به کار میرود. در واقع، پرستش پیکرهمند از طریق اشیاء مادی و مقدس، نه به معنای پرستش سنگ، که به عنوان یک رابط میان دنیای مادی و معنوی تلقی میشود.**
**نیکویی همچنین توضیح داد که در سنتهای دینی دوران باستان، تندیسها به عنوان نماد تجلی خداوند کاربرد داشتند و نه به عنوان خود خدا. او اظهار داشت که در این نظام نمادین، شیء مادی به عنوان واسطهای برای دسترسی به امور قدسی عمل میکند. در مقابل، ادیان یکتاپرست به ویژه در سنت عبری و اسلامی، بر تجرید و تنزیه مطلق خداوند تأکید دارند و تجسم را ناپسند میدانند.**
**این محقق در نهایت بر اهمیت درک تاریخی و فرهنگی بتپرستی تأکید کرد و افزود که نیاز انسان به برقراری ارتباط عینی با امور قدسی در دنیای اسطورهای حائز اهمیت است. از این رو، تحلیل بتپرستی باید به عنوان یک تحول در زبان بیان قدسی نگریسته شود نه صرفاً به عنوان یک تضاد اخلاقی.**در فرهنگها و تمدنهای باستانی که به حضوری شگرف از خدایان باور داشتند، مفهوم «تجسدِ امر قدسی» به شکلی عمیقتر از سادگی و نادانی درک میشد. در این میان، ادیان یکتاپرست سامی، بهویژه در سرزمین کنعان، تلاش کردند بهطور سیستماتیک این تجسد را نفی کنند تا قدسیت را از هرگونه واقعیت مادی جدا سازند. به عبارت دیگر، آنچه که تحت عنوان «بتپرستی» شناخته میشود، در واقع نمایانگری تعامل خدایان با دنیای مادی است و یکتاپرستی راهی متفاوت برای پاسداری از مقام والای خداست. این پرسش کلیدی وجود دارد: آیا میتوان آنچه غیر قابل رؤیت است را تجربه کرد، یا هرگونه تماسی با آن به معنای خیانت به ذات نامرئی است؟
### بَعل؛ نشانهها و تاریخچه پرستش
«بَعل» به معنای «صاحب» یا «مالک» در زبان سامی، در دنیای مذهبی شام و کنعان به عنوان نیرویی کیهانی شناخته میشد که مسئول باران و باروری زمین بود. پرستش بعل در بستر نیازهای کشاورزی و تأثیر باران بر چرخه زندگی شکل گرفت و او به عنوان «خدای بقا» تعریف میشود که پاسخگوی عدم ثبات طبیعت بود. شناخت بعل عمدتاً بر پایه متون اسطورهای از شهر «اوگاریت» استوار است. در این متون، بعل نقشی محوری در نظامی چندلایه دارد و جنگهایش با خدایان دیگر همچون «یَم» (خدای دریا) و «موت» (خدای مرگ) به تحولات طبیعی مانند بارندگی و خشکسالی متصل میشود. در واقع، این افسانهها نه تنها داستانها، بلکه روشهایی برای تبیین طبیعت نیز به شمار میرفتند و پرستش بعل نمادی از چرخه حیات و فصلهاست.
عملکرد پرستش بعل شامل نیایشهای بارانخواه و جشنهای فصلی بوده و تندیسهایی که به او اختصاص مییافت، تنها به عنوان مرکز فعالیتهای آیینی عمل میکردند. بعل هرگز به عنوان خدای یگانه شناخته نمیشد، بلکه در نظامی چندخدایی وجود داشت که هیچ خدایی بر همه چیز تسلط نداشت. این ویژگی در نهایت بعل را به نمادی از «شرک» تبدیل کرد. متون عبری به تصویر کشیدن بعل به عنوان رقیب «یهوه» پرداخته و او را تجسم نمادین یک ایدئولوژی میدانند که فراتر از صرف وجود یک خدا، یک الگوی فکری و فرهنگی را نفی میکند. پیوند بعل با طبیعت نشان میدهد که او نماینده مرحلهای از اندیشه انسانی است که هنوز تفکیک کاملی از خدایان و دنیای طبیعی نداشته است.
### نمادهای بَعل
نمادهای بعل را میتوان به سه دسته طبیعی، آیینی و تصویری یا تندیسگونه تقسیم کرد. این تقسیمبندی به درک بهتر از ماهیت تجربی و اجتماعی پرستش بعل کمک میکند و نشان میدهد که پرستش او تنها محدود به اعتقادات خشک نیست.
1. **نمادهای طبیعی:** این نشانهها بهطور مستقیم با عملکرد بعل در دنیای طبیعی مرتبط بودند و بر ارتباط دوگانه انسان و محیط تأکید میکنند.**رعد و برق و نشانهای قدرت بعل**
رعد و برق به عنوان نمادی از توانایی بعل در کنترل نیروهای آسمانی تلقی میشود. صدای رعد به عنوان صدای بعل و آذرخش نشاندهنده توجه یا خشم او است. بر اساس اعتقادها، بعل به عنوان خدای باران، بارندگی را به نشانهای از اراده خود میداند.
کوهها در اسطورههای اوگاریتی به عنوان محل اقامت خدایان مطرح هستند. در این اسطورهها، بعل با دیگر خدایان در کوهها ملاقات میکند. این نمادها تجربه کشاورزان و زندگیشان را به زبانی دینی ترجمه کرده و حضور بعل را در زندگی روزمره ملموس میسازند.
**عناصر آیینی و نمادین**
در آئینهای مرتبط با بعل، عناصر خاصی به عنوان نماد به کار رفتهاند. قربانیها و هدایا، شامل حیوانات اهلی و غلات، برای جلب توجه بعل و درخواست باران یا باروری انجام میشوند. فستیوالها و رقصهای بارانخواهانه نیز به نوعی پیوند انسان با چرخه طبیعت را نمایش میدهند. آتشگاهها، به عنوان نماد حضور بعل، گاهی به عنوان مرکز جامعه در این آیینها عمل میکنند.
**تجلیات تصویری بعل**
با اینکه بعل بیشتر به عنوان یک قدرت طبیعی شناخته میشود، گاهی با نمادهای تصویری نیز نمایش داده شده است. تندیسهای انسانی بعل معمولاً با ابزارهایی که نشاندهنده قدرت او هستند، مانند عصا یا شمشیر، ساخته میشدند و این تصاویر به عنوان راهی برای تمرکز در آیینها خود را معرفی میکردند. علاوه بر این، نمادهای حیوانی مانند عقاب و گاو نیز ویژگیهای کیهانی بعل را نمایان میکردند.
بعل به عنوان یک خداوندی چندلایه عمل میکرد؛ او هم در آسمان و ابر، هم در زمین و باران و هم در معبد و تندیس حضور داشت. برخلاف خدایان یکتاپرست، این خداوند در تجربههای ملموس طبیعت و مناسک اجتماعی زندگی انسانها به نمایش درمیآمد.
**پیوندهای احتمالی با نمادهای آمریکایی**
از نظر مستقیم، هیچ نمادی از بعل در معماری آمریکایی دیده نمیشود، اما برخی از نشانههای قدرت و تمرکز اجتماعی مرتبط با بعل به طور استعاری در معماری معاصر مشاهده میشود. بعل در اسطورههای کنعانی نماد قدرت و باروری بود و ویژگیهای او در طراحی بناها و فضاهای شهری مدرن تبلور مییابد.
ستونها و ساختمانهای بزرگ دولتی، نظیر آنچه در واشینگتن دیسی دیده میشود، نوعی نمایشگر تمرکز قدرت و نظم اجتماعی هستند. این عناصر به نوعی یادآور تندیسها و نمادهای بعل در معابد کنعانی محسوب میشوند. همچنین، نمادهای طبیعی یا حیوانی به کار رفته در طراحی شهری میتواند به صورت استعاری یادآور بعل باشند.
الگوی شهری واشینگتن دیسی، که بر اساس میدانها و ستونهای کانونی طراحی شده، به نوعی نمایانگر تمرکز نمادین قدرت مادی و اجتماعی است.مقالهای که به بررسی پیوندهای بین معماری مدرن و نمادهای قدیمی مربوط به بعل میپردازد، تأکید دارد که این ارتباط بیشتر از جنس مفهوم و استعاره است تا یک ارتباط مستقیم و آگاهانه. این مطالعه به ما insight میدهد که انسانها در فرهنگهای مختلف چگونه از فضا و ساختار برای بیان قدرت و تمرکز اجتماعی استفاده کردهاند، بدون اینکه به نماد دینی خاصی اشاره کنند.
همچنین، اصطلاح «سامی» به زبانها و مردمانی اطلاق میشود که در خاور نزدیک باستان زندگی میکردند و شامل عبریها، عربها، کنعانیان و آرامیان میباشد. این اصطلاح در مطالعات تاریخی و دینی به منظور شناسایی سنتهای یکتاپرست اولیه به کار میرود.
شهر باستانی بابل نیز به عنوان یکی از مراکز بزرگ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میانرودان شناخته میشود و در آن، پرستش خدایانی نظیر مردوک، به عنوان خدای اصلی شهر، رواج داشته است. مردوک خود را به عنوان خالق و نظمدهنده کیهانی معرفی میکند و معابد بزرگی مانند زیگورات بابل محل پرستش او بودهاند.
منطقه کنعان که در خاور نزدیک باستان قرار دارد، معروف به پرستش خدایانی چون بعل است. شهر اوگاریت نیز به عنوان مرکز فرهنگی کنعانیان شناخته میشود و متون اسطورهای مرتبط با بعل و دیگر خدایان از آنجا به جای ماندهاند.
از سوی دیگر، یهوه به عنوان خدای یکتای سنت عبری شناخته میشود و او با ویژگیهای خاص خود از دیگر خدایان چندخدایی متمایز است. او در کتابهای مقدس عبری به عنوان خالق جهان و قانونگذار اخلاقی معرفی میشود و پرستش او بر اساس تنزیه مطلق و نفی تجسم مادی است.











