تماس با ما

به گزارش خبردونی و به نقل از ایبنا، تاریخ هر سرزمینی به سرنوشت مردمان آن دیار مرتبط است. وقایع تلخ و شیرینی که در زندگی پدران و مادران این مردم رقم خورده، هویت آن‌ها را شکل داده و به‌تدریج به سامان‌دهی جامعه کمک کرده است. از همین رو، شناخت تاریخ به معنای آگاهی از روندی است که انسان و جامعه را ساخته است. ایران، با تاریخی پربار و پرماجرا، نقش مهمی در این زمینه دارد.

در شرایط کنونی که اتفاقات بسیاری در حال شکل‌گیری است، آگاهی از تاریخ به ما کمک می‌کند تا با آرامش بیشتری با وضعیت موجود کنار آمده و افق روشنی برای آینده ترسیم کنیم. به همین منظور در سلسله یادداشت‌هایی، به مرور مهم‌ترین آثار معاصر نویسندگان ایرانی خواهیم پرداخت تا عموم با تاریخ ایران آشنا شوند.

بحث هویت و برداشت‌های مختلف از آن همواره در حال تغییر است و این تحولات همواره با تغییرات سیاسی و اجتماعی جوامع مرتبط بوده است. به ویژه در اروپا، تحولات سیاسی عمیقی منجر به ایجاد مفهوم جدیدی از هویت ملی گردید. این تغییرات از دو جنبه اساسی قابل بررسی است: نخست، بحران هویت‌های پیشین در نتیجه حوادث، و دوم، شکل‌گیری دولت‌های ملی که به ظهور هویت ملی انجامید.

نگرش به هویت به طور خاص، به خودآگاهی و بحران‌های آن پرداخته و در دهه‌های اخیر موضوعی مورد توجه در علوم سیاسی و اجتماعی شده است. نظرات مختلف در این زمینه به سه رویکرد اصلی تقسیم می‌شود: دیدگاه کهن‌گرا که به مسائل نژادی تأکید دارد، نگرش مدرنیستی که بر نوظهوری ملیت‌ها تأکید می‌کند و رویکرد میانه که به تأثیرات فرهنگی و تاریخی بر هویت قومی توجه دارد.

کاربرد این نظریه‌ها در تحلیل هویت ایرانی ممکن است به تعصبات تاریخی منجر شود. برخی نظرات که بر نژاد آریایی تأکید دارند، از پایه علمی محکمی برخوردار نیستند. همچنین، ارزیابی‌های مدرن‌تر در این زمینه تأکید بر تأثیرات انقلاب مشروطه و دوره پهلوی نشان می‌دهد.

در مجموع، هویت ایرانی باید با یک دیدگاه ترکیبی که عناصر مثبت هر دو رویکرد را در نظر می‌گیرد، بررسی شود. در این راستا، کتاب «تبارشناسی هویت جدید ایرانی» تألیف دکتر محمدعلی اکبری اخیراً از سوی انتشارات علمی فرهنگی منتشر شده است.در تحلیلی از هویت جدید ایرانی، نویسنده به بررسی هویت ملی و جمعی ایرانیان، به‌ویژه در دوره آغازین قاجار می‌پردازد. او اشاره می‌کند که این بررسی شامل ظهور رویکردهای نوین در فهم هویت ایرانی، جنبش مشروطیت و تأثیر آن بر شکل‌گیری هویت ایرانی جدید است. همچنین، نویسنده به تحولات دولت مطلقه مدرن ایران و پروژه‌های هویت‌سازی ملی در دوران پهلوی اشاره دارد.

در این پژوهش، استدلال اولیه نویسنده بر این است که ایرانیان قبل از ورود به مدنیت جدید اروپایی، دارای صورت‌های متعدد هویت جمعی بودند. این تنوع هویتی به ساختار موزاییکی جامعه ایران و روابط پیچیده میان اجزای مختلف آن برمی‌گردد. با این حال، ورود ایدئولوژی‌های نوین اروپایی و تأثیر مناسبات سرمایه‌داری بر جامعه ایران، زمینه‌ساز ظهور رویکردهای جدید در بحث هویت شد. در دوران مشروطیت، ایران به عرصه‌های اجتماعی و سیاسی جدیدی وارد شد و شکل‌های تازه‌ای از همبستگی اجتماعی و شیوه‌های زندگی به‌وجود آمد.

قدرت یکی از عوامل مهم در فرآیند تجدد و هویت‌سازی مدرن ایران بوده است. هویت ایرانی در دوران رضاشاه صرفاً به‌صورت طبیعی شکل نگرفت، بلکه تحت تأثیر مقتضیات قدرت و به‌عنوان بخشی از گفتمان مدرن قدرت به وجود آمد. شکل‌گیری دولت مطلقه به عنوان مرحله‌ای کلیدی در تاریخ سیاسی ایران به شمار می‌رود که در آن، مباحث هویت‌سازی و تجدد تنها در سایه قدرت میسر شد. به همین دلیل، هویت‌سازی در دوره پهلوی اول بخش مهمی از تاریخ سیاسی معاصر ایران محسوب می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *