در گزارشهای اخیر، اشاره شد که در اواخر سال ۱۳۳۷ و اوایل سال ۱۳۳۸ خورشیدی، معادل اوایل سال ۱۹۵۹ میلادی، هفتهنامه «ساندی پیکچریال» در انگلستان به انتشار معارفی درباره زندگی ملکه الیزابت دوم پرداخت. این مطالب به روایت ویلیام الیس، کاخدار سابق کاخ ویندزور، منتشر میشد که به شدت عکسالعمل ملکه را برانگیخت و او از الیس به دادگاه شکایت کرد. نشریه «سپید و سیاه» نیز گزارشی از روزنامه «گرونه بلات» به چاپ رساند که به جنجالهای پیرامون این روایات پرداخته بود.
در این گزارش آمده است که ویلیام الیس، با انتشار خاطراتش در «ساندی پیکچریال»، احساس کرد که ملکه به شدت از وی عصبانی است و این مسأله موجب واکنش دفاعی او شده است. الیس که در ابتدا تصمیم داشت یادداشتهای خود را به طور مختصر منتشر کند، با دیدن درآمد بالایی که از این کار به دست آورد، تصمیم گرفت جزئیات بیشتری را در محتوا بگنجاند.
در ادامه، بخشی از خاطرات الیس نقل میشود که به سختیهای مالی ملکه اشاره دارد. وی به یاد میآورد که به دستور ملکه پارچههای گرانقیمت برای پردهها انتخاب کرده بود، اما ملکه با شنیدن قیمتها، از او خواست پارچههای ارزانتری بیابد. او همچنین اشاره میکند که در یکی از روزها مجبور شد صندلیهای قدیمی کاخ را بفروشد تا پولی برای ملکه فراهم کند.
علاوه بر این، داستانهایی درباره شرایط زندگی در کاخ ویندوزر نیز مطرح شد که نشاندهنده شرایط نه چندان مطلوب بود. برای مثال، در زمان پدر ملکه، ژرژ ششم، وقتی تصمیم به نصب شوفاژ مرکزی در کاخ گرفته شد، با مخالفت وزیر کار مواجه شد و به همین دلیل ملکه و همسرش هنگام اقامت در کاخ با خود پتو و کیسههای آب داغ به همراه میآوردند.
گزارشها نشان میدهد که حتی در کاخ، صرفهجویی به اندازهای حائز اهمیت بوده که ملکه در تصمیمگیریهای مربوط به تغییرات دکوراسیون اتاقها اقتصادت را مدنظر قرار میداد. این روایتها به خوبی گویای زندگی روزمره و چالشهای مالی در خانواده سلطنتی هستند.











