به گزارش خبردونی و به نقل از ایبنا، حامد زارع نوشت: پس از گذشت چهار سال از درگذشت جواد طباطبایی و پس از کشمکشهای زیادی میان طرفداران و مخالفان او، نشر هرمس به عنوان ناشر آثار این چهره ادبی انتخاب شد. اولین کتاب از این مجموعه، «ابنخلدون و علوم اجتماعی» به تازگی منتشر شده است. همچنین، رسالهای کوتاه اما مهم تحت عنوان «سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی» به عنوان دومین کتاب از این مجموعه به چاپ رسیده است.
یوداش تادوش کروسینسکی، یک مبلغ یسوعی، برای تبلیغ دین مسیحی به اصفهان اعزام شد. او در طول دوره اقامتش، گزارشی از حمله افغانها و سقوط حکومت صفویان به مسوولان فرقه یسوعی ارسال کرد. این دستنوشتهها که در سال ۱۷۲۲ نوشته شدهاند، پس از مدتی توجه زیادی به خود جلب کردند. آنتوان دو سرسو، راهبی دیگر، مأموریت یافت تا گزارشهای کروسینسکی را به زبان فرانسوی ترجمه و منتشر کند. او در این راستا، با ۶ سال تلاش، کتابی دو جلدی تحت عنوان «تاریخ واپسین انقلاب ایران» منتشر کرد که در زمان خود شهرت فراوانی یافت و تأثیر بسزایی بر نویسندگان دیگر داشت.
جواد طباطبایی در این زمینه اشاره کرده که نسخه اصلی دستنوشتههای کروسینسکی هرگز منتشر نشده است. با این حال، برخی از آثار او پس از اقامت در استانبول، به زبانهای مختلف ترجمه شدند. ترجمه ترکی این گزارش، به عنوان «تاریخ سیاح» در استانبول به چاپ رسید و سپس نسخههای لاتینی و آلمانی این گزارش نیز منتشر شد.
نکته جالب این است که ایرانیان تا زمان شکست در جنگهای سخت با روسها از وجود این گزارش بیاطلاع بودند. عبدالرزاق، نزدیک عباسمیرزا، اولین فردی بود که این ترجمه را به فارسی برگرداند. بر اساس نظرات طباطبایی، گزارش کروسینسکی به دلیل شباهتهای تاریخی، مورد توجه قرار گرفت، هرچند او به این نکته نیز اشاره دارد که ترجمه کتاب تحلیلگرانه دو سرسو میتوانست ارزش بیشتری داشته باشد.**عدم حضور آثار مهم تاریخنگاری در فارسیزبانان ایران**
شگفتیهایی در مورد عدم ترجمه کتاب «تاریخ واپسین انقلاب ایران» اثر دو سرسو وجود دارد، که به عنوان منبعی کلیدی برای درک علل سقوط شاهنشاهی صفویان به شمار میرود. علیرغم اهمیت این اثر، هنوز این کتاب به زبان فارسی منتقل نشده است.
جواد طباطبایی در تلاش برای پر کردن این خلا، دست به تحقیق درباره تحولات ایران در پایان دهه هفتاد خورشیدی زده و مشغول نوشتن جلد اول کتابی با عنوان «دیباچهای بر نظریه انحطاط ایران» است. وی با دقت به تحلیلهای دو سرسو و همچنین گزارشی از پدر کروسینسکی توجه کرده و یادداشتهای جامعی تهیه کرده است. با این حال، تنها بخشهایی از این یادداشتها در کتاب «دیباچهای بر نظریه انحطاط ایران» مورد استفاده قرار گرفته است. از این رو، طباطبایی تصمیم به بازنویسی و تدوین نسخهای مختصر با عنوان «سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی» گرفت که شامل تمامی نکات مهم و تحلیلهای مربوط به این رویداد تاریخی است. اولین بار این کتاب در اوایل دهه هشتاد توسط انتشارات نگاه معاصر منتشر شد و سپس در دهه نود در انتشارات مینوی خرد و اخیراً نیز در انتشارات هرمس به چاپ رسید.
طباطبایی در توضیح این رساله مهم میگوید: «از زمان انتشار تاریخ واپسین انقلاب ایران نزدیک به سه سده میگذرد و ما میتوانیم با مقایسه متن این رساله و دیگر نوشتههای تاریخی ایرانی، به شکاف فاحش بین نگاههای اروپایی و ایرانی در اوایل سده هجدهم پی ببریم و آثاری از آشنایی راهبان مسیحی با اندیشههای نوین آن زمان را مشاهده کنیم.» به طور کلی، تلاش طباطبایی در این زمینه باید از منظر اندیشه سیاسی و تکوین تاریخنگاری جدید ارزیابی شود و نه صرفاً به عنوان یک گزارش تاریخی از سقوط شاهنشاهی صفویان.











