به گزارش خبردونی، بخشی از خاطرات آیتالله خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی، که از آرشیو تاریخ شفاهی مرکز اسناد انقلاب اسلامی استخراج شده، در ششمین شماره مجله «به گواهی اسناد» منتشر شده است. این روایتها که در نیمه نخست دهه 60 توسط سیدحمید روحانی ضبط شده، اطلاعات مفیدی از دوره مبارزات او ارائه میدهد. اکنون قسمت نهم این خاطرات منتشر میشود.
پس از آزادی از زندان در سال 1342، آیتالله خامنهای به فعالیتهای مبارزاتی خود ادامه داد. بهمن آن سال که مصادف با سالگرد اصلاحات ارضی شاه بود، فرصتی برای طرح موضوعات مختلف از سوی روحانیون به شمار میرفت. وی و دوستانش تصمیم گرفتند تا با برگزاری سخنرانیهایی در ماه رمضان، اذهان عمومی را از حقایق آگاه بسازند. علیرغم فضای اختناق و سرکوب پس از 15 خرداد، روحانیت قم با شجاعت به این طرح ادامه داد.
آیتالله خامنهای به مناطق مختلف کشور سفر کرد و بلوچستان و زاهدان سهم او شد. او به همراه تعدادی از طلاب به زاهدان رفت و در مسجد جامع آن شهر به سخنرانی پرداخته و پیغامی از آقای میلانی دریافت کرد. روز پانزدهم ماه رمضان، او سخنرانی مهمی را برگزار کرد که در پی آن، شب همان روز دستگیر شد و به تهران منتقل گردید. او در پادگان سلطنتآباد و سپس در زندان قزلقلعه به مدت دو ماه زندانی بود.
در همان زمان، دکتر شریعتی نیز به کشور بازگشته و بازداشت شده بود. آیتالله خامنهای در بازجوییها با اهانت و تهدید روبرو شد، اما هیچگونه شکنجهای متوجه او نبود. پس از آزادی از زندان، وی توانست به دیدار امام خمینی در قیطریه برود و خستگی زندان را با دیدار ایشان فراموش کند.
آیتالله خامنهای یادآور شد که اولین بازداشت او در سال 42 و بازداشت دیگرش در اسفند همان سال اتفاق افتاد، که در این بازداشت دوم به تهران منتقل شد. او همچنین به یادآوری سهباره بازداشتهای خود در سال 46 پرداخت که همزمان با حمله اسرائیل به لبنان رخ داد.### مصر و جنگهای عربی: یادداشتی از یک زندانی سیاسی
در طول تاریخ معاصر، مصر و جنگهای عربی بهویژه جنگ ششروزه، موضوعاتی بحثبرانگیز بودهاند که برخی از زندانیان آن دوران، از جمله افرادی که در زندان بودند، اخبار آنها را پیگیری میکردند.
یکی از این افراد در سال ۱۳۴۹ چهارمین بار دستگیر شد و بعد از آن در سال ۱۳۵۶ به ایرانشهر تبعید گردید. این تبعید در بلوچستان رخ داد و او تجربهای از نزدیک با جامعه بلوچ کسب کرد. با وجود مشکلات ناشی از تبعید، از وقت خود در ایرانشهر بهرهمند شد و ارتباطات نزدیکی با مردم محلی برقرار کرد.
وی به گرمای تابستان این منطقه اشاره کرده و از محبت و صمیمیت مردم سخن به میان آورده است. در ایرانشهر، او چندین ماه را با اقامه نماز و سخنرانیهای مذهبی در میان اهالی گذراند که باعث افزایش روابط او با مردم شد. در این ایام، سیل بزرگی به این مناطق آسیب رساند و گروههای امداد به کمک نیازمندان شتافتند که این نیز به نزدیکی بیشتر او با ساکنان کمک کرد.
در نهایت، او از ایرانشهر به جیرفت منتقل شد و آخرین ماههای تبعید را در آنجا سپری کرد. این زمان همزمان با سال ۱۳۵۷ و دوران صدارت شریفامامی بود که زندانها بهتدریج باز شدند و تبعیدیها به خانههای خود بازگشتند. او نیز پس از آزادی به مشهد بازگشت.
پس از ورود به قم با چهرههای شناختهشدهای از جمله آقای هاشمی رفسنجانی و شهید باهنر آشنا شد و از طریق مباحثه با طلاب دیگر، فرآیند یادگیری خود را ادامه داد. او در دهههای ابتدایی ورود به قم، به طور مرتب در دروس آیتالله بروجردی و امام خمینی شرکت میکرد.
در خاطراتش، شخصیت و متانت آیتالله بروجردی را تحسین کرده و به ویژگیهای خاص کلاس درسهای ایشان اشاره میکند. ایشان با وجود سن بالا و مقام محترم، بهطور آزادانه از طلبهها اشکال میپذیرفتند و این تعامل به نحوی شکلگرفته بود که طلبهها احساس نزدیکی و اختیار میکردند. آیتالله بروجردی در حین درس، به اشکالاتی که بهخوبی مطرح میشد، توجه میکرد و این تعامل توانسته بود یک فضای پویا و علمی در کلاس درس ایجاد کند.











