تماس با ما

خاطرات ناصرالدین‌شاه: سقوط از اسب و لحظه‌ای که تفنگ به‌دست افتاد و خودم در سوی دیگر افتادم.

خاطرات ناصرالدین‌شاه: سقوط از اسب و لحظه‌ای که تفنگ به‌دست افتاد و خودم در سوی دیگر افتادم.

ناصرالدین‌شاه قاجار در خاطرات خود، روز چهارشنبه ۳ ذیقعده ۱۲۸۷ (۵ بهمن ۱۲۴۹) به سفر به «صحنه» اشاره کرد. او در این روز، با کالسکه‌ای که در هوای سرد و یخ‌بندان حرکت می‌کرد، از پل رودخانه گاماسیاب و ده نادرآباد عبور کرد. در این سفر، افرادی چون عمادالدوله، مشیرالدوله و تیمورمیرزا نیز همراه او بودند. در حین سیر، تیمورمیرزا موفق به شکار یک حقار شد که توجه همه را جلب کرد و باعث شادی حاضرین شد.

پس از استراحتی کوتاه، در کنار یک باتلاق، ناهاری صرف کردند که در آن اردک‌های زیادی مشاهده شد. بعد از ناهار، تیمورمیرزا او را ترغیب به شکار کرد و او نیز با سوار شدن بر اسب جلفه، راهی گشت‌وگذار در ناحیه شد. در مسیر، گزارشی از جمعیت محلی ایل شاهسون اینانلو نیز ارائه شد.

در ادامه، در حین تلاش برای عبور از یک لجن یخ زده، ناصرالدین‌شاه به زمین افتاد، اما خوشبختانه آسیبی ندید. او همچنین به وضعیت اردوگاه‌های سردسیر و آتش‌سوزی‌هایی که به دلیل سرما در چادرها رخ داده بود اشاره کرد.

در پایان روز، پس از صرف شام، شب را در اردو سپری کردند و مقدمات آماده‌سازی برای روز بعد را نیز مهیا کردند. این خاطرات به روشنی نشان از روزهای سخت و چالش‌هایی دارد که در سفرهای آن دوران وجود داشت.

منبع: روزنامه خاطرات ناصرالدین‌شاه قاجار، انتشارات دکتر محمود افشار.

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *