تماس با ما

به گزارش خبرگزاری، روز جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۶۸، در اولین نماز جمعه پس از درگذشت امام خمینی، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به امامت نشست و در خطبه‌های دوم به تشریح فرآیند انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر پرداخت. سخنان ایشان که فردای آن روز توسط روزنامه اطلاعات منتشر شد، به نکات مهمی اشاره داشت.

وی بیان کرد که نظام اسلامی بدون رهبری نمی‌تواند شکل مطلوبی داشته باشد و مشروعیت آن به رهبر و فقیه عادل وابسته است. او همچنین تأکید کرد که اقدامات در امور مردم باید تحت نظارت رهبری باشد و مجوز رهبری برای هر اقدام ضروری است.

هاشمی رفسنجانی ادامه داد که در قانون اساسی، رهبری به صورت ولی فقیه تعریف شده و اختیارات خاصی برای این مقام تعیین شده است. ایشان اشاره کردند که در شرایط خاص جامعه، وقتی قائم‌مقام رهبری استعفا داده و جانشینی برای امام وجود نداشت، نگرانی‌هایی در مورد آینده رهبری به وجود آمد.

وی همچنین به یاد روزهایی که امام خمینی در حال بیماری بودند، اشاره کرد و گفت که از زمان فهمیدن وضعیت خطرناک امام تا زمانی که ایشان نتوانستند کمکی کنند، فرصت کمی باقی مانده بود. هاشمی یادآور شد که امام در آن شرایط، مقدمات انتخاب نسل آینده رهبری را به نحوی فراهم کرده بودند.

این مقام مسئول به بحث‌های گذشته درباره قائم‌مقام رهبری و احساس مسئولیت امام اشاره کرد و افزود که ایشان به دلیل نگرانی از آینده، به تدبیر امور تاکید داشتند.

به گفته هاشمی رفسنجانی، در روزهای سخت بیمارستان، چشم‌ها به جماران و کارهای جاری دوخته شده بود. در حالی که پزشکان امید می‌دادند، نگرانی‌های حاج احمد آقا به اعضای شورای بازنگری منتقل شد که باید کارها را هرچه سریع‌تر به پایان برسانند. در همین راستا، جلسه‌ای تشکیل شد تا تمامی کارها تا پایان کار شورای بازنگری کنار گذاشته شود. در نهایت، در آخرین لحظات زندگی امام، گروهی از مسئولان کنار او حضور داشتند و از نزدیک شاهد آخرین لحظه‌های حیات ایشان بودند.از لحظه‌ای که پزشکان با استفاده از باتری قلب و تنفس مصنوعی به تلاش پرداختند، به ما اطلاع دادند که این وضعیت ممکن است بین بیست و چهار تا چهل و هشت ساعت ادامه پیدا کند. در این شرایط، نیاز به فکر کردن درباره مدیریت جامعه به شدت حس می‌شد.

با وجود اینکه فاصله گرفتن از تخت بیمارستان برای ما دشوار بود، اما تصمیم‌گیری اجتناب‌ناپذیر بود. مسئولان در یکی از اتاق‌های بیمارستان دور هم جمع شده بودند تا به بررسی مسائل بپردازند. موضوعاتی همچون مرزها، جنگ و دیگر مسائل امنیتی، به‌ویژه در شرایطی که جامعه در تعطیلی به سر می‌برد، اهمیت ویژه‌ای داشت. اولین اقدام ما این بود که اعضای مجلس خبرگان را احضار کنیم. غیبت علمای بزرگ در زمان وقوع این واقعه از مشکلات عمده‌ای بود که بار روانی مردم به آن‌ها وابسته بود. بلاخره، پس از تماس‌های متعدد، علمای حوزه به سرعت به بیمارستان آمدند. برنامه‌ریزی برای مجلس خبرگان در حال انجام بود که ناگهان صدای شیون و عزا از داخل و اطراف بیمارستان بلند شد و ما متوجه شدیم که همه چیز به پایان رسیده است.

موضوعی که حالا ما با آن مواجه بودیم، انتشار خبر فوت امام به مردم و عواقب آن بود. اگر همان شب این خبر به صورت غیررسمی منتشر می‌شد، نگرانی‌های زیاد و عواقب ناگواری پیش‌بینی می‌شد. در این راستا، یا باید بلافاصله اعلام این خبر را می‌کردیم یا دست کم تا صبح یا پس‌فردا صبر می‌کردیم. اما سکوت در این شرایط بسیار دشوار بود زیرا همه از جمله پزشکان و پرستاران، با شدت فریاد می‌کشیدند. من مسئولیت آرام کردن این وضعیت را بر عهده گرفتم و هرچقدر سعی کردم تا دیگران را به آرامش دعوت کنم، نتیجه‌ای نداشت.

در ادامه، به خانم‌های بیت امام مراجعه کردم که در گوشه‌ای به شدت گریه می‌کردند. پس از توضیح وضعیت، آن‌ها به سرعت آرام شدند و درک کردند که امام (ره) نمی‌خواهد که جامعه بعد از فقدان ایشان دچار بحران شود. آن‌ها با صبر کردن به دیگران نیز آرامش بخشیدند. سپس برای برگزاری دعای توسل، فضای بیرون از بیت امام را خلوت کردند.

در ابتدا برنامه‌ریزی شده بود که خبر فوت امام را فردا اعلام کنیم و پس از انتخاب رهبر توسط خبرگان، روز بعد این خبر منتشر شود. اما نهایتاً به این نتیجه رسیدیم که نمی‌توانیم این خبر را بیش از چند ساعت از مردم پنهان کنیم. این دوران انتظار شبانه برای حاضران بسیار سخت گذشت. در همین حال، علما به سرعت به بیمارستان حرکت کردند و جلسه مجلس خبرگان تشکیل شد، زیرا آن‌ها به خوبی دریافته بودند که چه موضوعی در حال رخ دادن است.

**چگونگی انتخاب رهبر**

خواندن وصیت‌نامه امام بسیاری از مسائل را روشن کرد. مضامینی که در این وصیت‌نامه مطرح بود، بارها از زبان ایشان شنیده شده بود، اما تأثیر این کلمات در آن روز به‌خصوص، بسیار عمیق‌تر بود. این کلمات نه تنها دل‌ها را روشن می‌کرد، بلکه فضایی روحانی و سالم برای تصمیم‌گیری غیرعاطفی فراهم می‌آورد. از بعدازظهر جلسه خبرگان، مباحثات به‌صورت جدی شروع شد.در پی انتخاب رهبر جدید، اعضای جلسه به بررسی رهبری و پیامدهای آن پرداختند. یکی از اعضا خاطرنشان کرد که هدایت الهی و امداد غیبی نقش مهمی در رسیدن به این نقطه داشته است. به گفته وی، هیچ برنامه مشخصی برای انتخاب رهبر جدید وجود نداشت و پیش از این جلسه، تصمیماتی در این خصوص اتخاذ نشده بود.

یک نظریه شورا در مذاکرات قبلی مطرح شده بود که حتی اعضای آن نیز مورد بحث قرار گرفت. این نماینده تاکید کرد که انتظارشان از شورا به صورت موقت بود و فضایی که در جلسه ایجاد شد، به تصمیم‌گیری نهایی انجامید.

امام خمینی نیز در نشست‌های خصوصی به اعضا اعلام کرده بودند که مرجعیت نباید در قانون اساسی باقی بماند. وی بر این باور بود که شرایط مرجعیت و رهبری متناسب نیست و این موضوع را صراحتاً بیان نکرده بود.

وی ادامه داد که عمده مسائل مربوط به رهبری به کمک امام حل شد و سفارشی درباره تعیین جانشین رهبری به صورت واضح وجود نداشت. نظرات پراکنده امام در این زمینه مشخص بود و اعضا از آن بهره‌برداری کردند.

یکی از نکات مهم در قانون اساسی مربوط به انتخاب رهبر از میان افراد واجد شرایط مرجعیت بود. سوالات متعددی درباره ضرورت مرجعیت برای رهبری و بررسی آن در انتخابات قبلی خبرگان وجود داشت. در آن زمان، قائم‌مقام رهبری نیز صلاحیت خود را اثبات کرده و بر اساس آن رأی‌گیری انجام شد.

امام در تماس‌های خصوصی خود به رئیس مجلس خبرگان تصریح کرده بودند که انتخاب رهبری باید بدون مرجعیت باشد. ایشان در نامه‌ای نیز به آیت‌الله مشکینی تصریح کردند که انتخاب رهبر به معنای انتخاب ولی تسلیم مردم باید صورت گیرد.

این نامه به وضوح نشان می‌دهد که امام بر عنصر اجتهاد و عدالت در انتخاب رهبر تأکید دارند و پافشاری بر شرط مرجعیت را موقتی می‌دانند. در انتها، وی برای موفقیت اعضای مجلس خبرگان دعا کرده و بر اهمیت رهبری تأکید نمود.**تبدیل مجتهد به ولی فقیه: بررسی نظریه رهبری در فقه**

در حوزه فقه، اصطلاح «مجتهد» به معنای «ولی فقیه» است و این دو کلمه مترادف محسوب می‌شوند. براساس نظریه امام خمینی، انتخاب رهبر مجتهد توسط مردم از طریق خبرگان به عنوان نوعی بیعت تعبیر می‌شود. به همین ترتیب که مردم نمایندگان مجلس را انتخاب می‌کنند، انتخاب ولی فقیه نیز با همین سازوکار انجام می‌گیرد. امام تأکید کردند که حکم ولی فقیه باید برای همه اعم از مراجع و مجتهدان لازم‌الاجرا باشد، مشروط به اینکه وی دارای عدالت و اجتهاد باشد.

در ادامه، بر اهمیت مشروعیت رهبری ولی فقیه به عنوان بالاترین مقام در مسائل دینی و اجتماعی تأکید می‌شود. اگر نظام به سمت طاغوت برگردد، نقش مراجع نیز کاهش پیدا می‌کند و در واقع توانایی آنها برای تأثیرگذاری بر امور به حداقل می‌رسد. در این شرایط، حتی مرجعیت افراد بزرگ تاریخی مانند آیت‌الله بروجردی نیز نتوانست در مقابل دولت وقت تأثیرگذار باشد.

مسئله محوری، ترسیم رهبری به عنوان محور اصلی جامعه است؛ رهبری که بر اساس اصول دینی و فقهی عمل کند و مراجع نیز تابع او باشند. در نظام جمهوری اسلامی، اساسنامه و قوانین مربوط به صلاحیت رهبری وجود دارد که باید با اجتهاد و شرایط موجود تطابق داشته باشد.

در خصوص اجتهاد، بسیاری از مجتهدان که عضویت در مجلس خبرگان را دارا هستند، از شرایط لازم برخوردارند. اجتهاد دارای سطوح متفاوت است و برخی افراد در این زمینه توانایی بیشتری دارند. رهبری که امروز انتخاب شده، به‌عنوان یک شخص مجتهد شناخته می‌شود و تجربیات شخصی از سال‌های ۱۳۳۸ و ۱۳۳۹ گواهی بر این موضوع است.

امام خمینی تصریح کردند که مجتهد برای اجتهاد در فقه نیاز به آگاهی در زمینه‌های مختلف دارد. با توجه به چالش‌های اجرایی و مسائل روز، مجتهدی که آگاهی کمتری از مسائل روز داشته باشد، قادر به پاسخگویی مناسب نخواهد بود. در نهایت، بحث درباره ابواب مختلف فقه و کارکرد واقعی مجتهدان در مسائل اقتصادی و اجرایی همچنان مطرح است و بیانگر اهمیتی است که شناخت دقیق در این عرصه دارد.در دوره‌های گذشته، مجتهدان در فقه به درجه اجتهاد دست می‌یافتند و در ابواب خاص، به بررسی فروع اندکی می‌پرداختند. در موضوعاتی چون حدود و تعزیرات که در آن زمان کمتر مورد توجه قرار می‌گرفت، فعالیت چندانی وجود نداشت. اما امروزه، علما به طور فزاینده‌ای به این مسائل پرداخته و فقه را احیا کرده‌اند.

موضوع پیشرفت در مباحث اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در میان علمای دین اهمیت ویژه‌ای یافته است. این سوال مطرح است که آیا مجتهدی که در مسائل مختلف تبحر دارد باید بر کسی که فقط در علوم دینی تسلط دارد، مقدم شود؟ عقل حکم می‌کند که در این خصوص تقدم وجود دارد.

امام خمینی در سنوات پایانی عمر خود به تفاوت بین اجتهاد مرسوم در حوزه‌ها و اجتهاد عملی که جامعه به آن نیاز دارد، اشاره کردند. این نکته به این معناست که در آینده، شخصی باید رهبری را بر عهده بگیرد که توانایی درک مسائل مختلف اجتماعی و سیاسی را دارد. برای کسب نظرات معتبر، مجتهد لازم است که با مشاوران مختلفی در زمینه‌های گوناگون همکاری داشته باشد.

در گفت‌وگویی با امام خمینی درباره مسئله رهبری، ایشان به هیچ عنوان نگران از ایجاد خلأ رهبری نبودند و به معرفی آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان فرد شایسته در این زمینه پرداختند. پس از این گفتگو، آیت‌الله خامنه‌ای از بیان این موضوع خودداری کردند و درخواست کردند که نامشان مطرح نشود.

چند ماه بعد، امام در جلسه‌ای خصوصی بر این نکته تاکید کردند که آنها در بن‌بست نخواهند بود و فردی لایق رهبری در میان آنها وجود دارد. همچنین حاج احمد آقا نیز عنوان کردند که امام در بررسی سفر آیت‌الله خامنه‌ای به کره، شایستگی او را برای رهبری تأیید کرده‌اند.

در نهایت، در مرحله رأی‌گیری خبرگان رهبری درباره انتخاب فرد، آیت‌الله خامنه‌ای با اکثریت بالایی به عنوان گزینه اصلی معرفی شدند و انتخاب ایشان مورد تأیید قرار گرفت.آیت‌الله خامنه‌ای در جلسه‌ای به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی با اکثریت قاطع آرا انتخاب شدند. این انتخاب به دلایل مختلفی از جمله آشنایی ایشان با جزئیات مسائل کشور و تجربیات مؤثر در طول سال‌های گذشته، مورد تأکید قرار گرفت. یک نکته کلیدی در ارزیابی رهبری ایشان، توانایی ایشان در تحلیل و ارائه نظرات در زمینه‌های مختلف از جمله جنگ، اقتصاد، و حقوق است.

به‌علاوه، سوابق انقلابی ایشان نیز اهمیت زیادی دارد؛ ایشان در تمام مراحل انقلاب حضور داشته و بسیاری از طلاب جوان امروز، آموخته‌های خود را از ایشان گرفته‌اند. این مسئله موجب می‌شود که وی از دیگر شخصیت‌های مذهبی مزیت داشته باشد.

از جنبه قانونی، اعتبار رهبری ایشان به عنوان مجتهد عادل پذیرفته شده و با نظرات امام راحل نیز هماهنگی دارد. نکته‌ای که ممکن است برخی به آن اشاره کنند، حذف شرط مرجعیت از قانون اساسی است، اما در واقع رهبری فراتر از قانون اساسی در نظر گرفته شده است.

این انتخاب نه تنها نیازهای داخلی ایران را برآورده کرد بلکه با نمایش اتحاد و حمایت مردم و نهادهای انقلابی، تأثیر مثبتی بر افکار عمومی جهان و دشمنان جمهوری اسلامی گذاشت. حمایت قوی از ایشان، امیدواری مردم را افزایش داده و نشان‌دهنده عزم جدی ملت برای ادامه مسیر انقلاب است.

در نهایت، دعاهایی برای موفقیت ایشان در رهبری و تحقق اهداف جمهوری اسلامی مطرح شد و ضرورت اطاعت و همکاری در جهت پیشرفت کشور مورد تأکید قرار گرفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *