به گزارش خبردونی، کتاب «ستیز قدرت» به تألیف محمد صادقی و مقدمه مصطفی ملکیان، به تازگی از سوی انتشارات دوستان روانه بازار کتاب شده است. این اثر به بررسی جوانب مختلف رزمآرا، مصدق و حزب توده ایران میپردازد.
محمد صادقی، نویسنده کتاب، در گفتوگویی به اهمیت ترکیب تاریخ و اخلاق در پژوهشهای تاریخی اشاره کرده و بیان نمود که درک صحیح رخدادهای تاریخی ضروری است. او حذف نگرشهای اخلاقی در نقد تاریخ را نادرست دانسته و تأکید کرد که باید به پدیدههایی نظیر دروغگویی و خشونت واکنش نشان داد.
صادقی همچنین در خصوص مبنای رویدادهای تاریخی توضیح داد که نباید همه چیز به یک علت تقلیل یابد. اودلایل انتخاب رزمآرا، مصدق و حزب توده را به علاقهمندی شخصیاش نسبت به تاریخ سیاسی ایران ارتباط داد و خبر از انتشار مقالات قبلی خود در قالب یک کتاب داد.
این نویسنده به منابع مختلفی که در نگارش کتاب بهره برده، اشاره کرد و گفت که در هر مقاله به تحلیل انتقادی موضوعات پرداخته است. او از وجود برخی ادعاهای نادرست در مورد ترور رزمآرا و فعالیتهای حزب توده اشاره کرد و خواهان بازنگری دقیقتری در تاریخنگاری معاصر شد. او گفت که باید توجه داشت که بسیاری از روایتها به دلیل گرایشهای ایدئولوژیک تحریف شدهاند و این امر نیاز به یک نقد جدی و همهجانبه دارد.**تحلیل و بررسی تاریخی درباره ترور رزمآرا و گروههای سیاسی در ایران**
یک پژوهشگر به بررسی دیدگاههای متفاوت در مورد ترور رزمآرا و چرایی اعتبار این دیدگاهها پرداخته است. وی در این رابطه به نقلقولهایی از تاریخنگارانی مانند محمد ترکمان، غلامرضا مصور رحمانی و همایون کاتوزیان اشاره کرده و نقدهای خود را به تفصیل بیان کرده است. او تأکید میکند که برخی تاریخنگاران از نقلقولهای مصدق برای مبهم جلوه دادن ترور رزمآرا بهره میبرند و این امر حائز اهمیت است.
این پژوهشگر همچنین به بررسی رفتار اقلیت مخالف رزمآرا در مجلس شانزدهم پرداخته و اشاره کرده که برخی نمایندگان او را متهم به خیانت و فساد کردند و حتی طرحی برای عفو قاتل او مطرح نمودند. در ادامه، وی در مورد جداسازی اخلاق از سیاست اشاره کرده و تأکید میکند که اقداماتی که علیه رزمآرا انجام شد، نه تنها به واقعیتها پا نمیگذارد، بلکه به صورت بیاساس و غیراخلاقی صورت گرفته است. او بر این باور است که اگر مستندی حقیقی ارائه شود، ممکن است قضاوتها تغییر کند.
این پژوهشگر همچنین کتاب خود را تحت عنوان «نگاهی به حزب توده ایران و سازمان نظامی آن» معرفی میکند. وی حزب توده را بهدلیل داشتن سازمان نظامی درون ارتش و طرحهایی برای نفوذ در قدرت، «مخوف» مینامد. او معتقد است که این تعبیر به دلیل فعالیتهای نظامی و وجود انبارهای مهمات میتواند معتبر باشد.
در پایان، او به ماجرای ۲۳ تیر ۱۳۳۰ اشاره کرده و توضیح میدهد که این روز نمایندگی هریمن از دولت آمریکا در ایران با هدف مذاکره بر سر ملی شدن صنعت نفت را به همراه داشت؛ این در حالی بود که حزب توده با برگزاری تظاهرات در این روز، سعی در مانعتراشی برای این مذاکرات داشت.در پی تظاهراتی که به خشونت و خونریزی کشیده شد، روند مذاکرات به شدت تحت تأثیر قرار گرفت. این حادثه از یک سو فضای داخلی کشور را ملتهب و ناآرام کرد و مانع از دستیابی به توافق شد. از سوی دیگر، مصدق بدون تأیید فضلالله زاهدی، وزیر کشور و رئیس شهربانی، اقدام به برکناری وی کرد که این عمل منجر به ایجاد اختلافات شدید بین آنها شد. در پی این تنشها، زاهدی از دولت مصدق استعفا داده و از کابینه جدا شد. بر اساس اظهارات کریم سنجابی، جبهه ملی در زمان مسئولیت زاهدی به عنوان رئیس شهربانی از حمایت او بهرهمند بود و وی در دولت حسین علا وزیر کشور بود و بعد از آن نیز در دولت مصدق در همان سمت باقی ماند، با این حال این همکاری به بنبست و جدایی انجامید.
در مورد مقدمه کتاب، به نظر میرسد که مقدمه آقای ملکیان، مشابه سایر نوشتههای او، جذاب و مفید است و به نکات آموزندهای میپردازد که نیازمند تأمل و تفکر هستند. من فکر میکنم اگر خوانندگان از مقالات من بهرهمند نشوند، از مقاله آقای ملکیان به خوبی بهره خواهند برد و این موضوع برای من مایه دلگرمی است.











