**آغاز جنگ و تلاشهای ایران برای مقابله با تهدیدات خارجی**
طبق گزارش خبردونی به نقل از ایبنا، در شهریور ۱۳۵۹، عراق حملهای همهجانبه به ایران آغاز کرد. این حمله که شامل نیروهای زمینی و هوایی بود، با هدف اشغال سریع خرمشهر طراحی شده بود، اما با مقاومت رزمندگان ایرانی مواجه شد. در ادامه، عراقیها ناچار به تشدید جنگ شهری شدند. در این وضعیت، هواپیماهای عراقی به طور مداوم در آسمان شهرهای مختلف ایران پرواز کرده و بمبهایی که عمدتاً از شوروی و کشورهای دیگر تأمین شده بود، بر سر مردم میافتادند. صدام حسین با حمایت کشورهای غربی و عربی، به تمام لوازم جنگی دسترسی داشت و اطلاعات مختصات ایران را برای انجام حملات نظامی کسب کرده بود. در این بین، ایران تنها از حمایت چند کشور مانند سوریه، لیبی و کره شمالی برخوردار بود.
در این شرایط بحرانی، دعوتی از سوی سوریه و لیبی به ایران ارسال شد. برای بررسی وضعیت و نیازهای دفاعی، تعدادی از فرماندهان سپاه به همراه محسن رفیقدوست، وزیر وقت سپاه، عازم سوریه شدند. در این بازدید، هیأتی ایرانی از موشکهایی با برد ۳۰۰ کیلومتر دیدن کرد و متوجه نیاز حیاتی ایران به این نوع تسلیحات شد.
شهید حسن طهرانیمقدم، یکی از فرماندهان سپاه، که به دقت مطالب را دنبال میکرد، به دنبال راهی برای دستیابی به موشکها بود. با وجود چالشهای جنگ و تحریمها، او بر این باور بود که ایران به زودی قادر خواهد بود پاسخ دندانشکنی به تجاوزات بدهد.
**ماموریت سرنوشتساز در جنگ**
در مرداد ۱۳۶۳، مجدد دعوتی از سوریه و لیبی به وزارت سپاه رسید و محسن رفیقدوست تعدادی از فرماندهان را به همراه خود به دمشق برد. در این سفر، حسن طهرانیمقدم متوجه وجود موشکهای دوربرد اسکاد B سوریه شد که بردی حدود ۳۰۰ کیلومتر داشتند، در حالی که تجهیزات توپخانه ایران دارای بردهای کوتاهتری بودند. حافظ اسد، رئیسجمهور سوریه، برای حمایت از ایران پیشنهاد آموزش نیروهای ایرانی در زمینه این موشکها را مطرح کرد.
بعد از بازگشت، یحیی رحیمصفوی از طهرانیمقدم خواست تا تیمی تشکیل دهد و به سوریه اعزام شود. در این راستا، امیرعلی حاجیزاده به عنوان فردی مسئول برای آمادهسازی و تحویل موشکها انتخاب شد. پس از تأیید این انتخاب، جلسهای برای توضیح ماموریت با حاجیزاده برگزار شد.
تیم ۱۳ نفره «حدید» تحت نظر حسن طهرانیمقدم به سوریه فرستاده شد تا در مدت شش ماه آموزشهای لازم برای کار با موشکهای اسکاد B و فراگ ۷ را دریافت کنند. این برنامه شامل آموزشهای فشرده در زمینه پرتاب، تست، فنی، هدایت و هواسنجی بود، تا هر عضو تیم بتواند در چندین تخصص مهارت پیدا کند.**تلاش برای ساخت نخستین پایگاه زیرزمینی موشکی ایران**
در زمان آموزشهای موشکی حسن طهرانیمقدم و تیم ۱۳ نفرهاش در سوریه، امیرعلی حاجیزاده در تهران به آمادهسازی لازم برای دریافت موشکها مشغول بود. به نظر فنی، برای اینکه برد موشکها به بغداد برسد، بهترین مکان برای احداث پایگاه موشکی، کرمانشاه شناخته شد. پس از مذاکرات متعدد با فرماندهان نظامی، حاجیزاده موفق شد بخشی از پادگان شهید منتظری را برای این هدف بهدست آورد. با این حال، او بر این باور بود که این مکان به تنهایی کافی نیست و باید از کوههای اطراف پادگان نیز استفاده کند. وی طرحی را پیشنهاد داد تا با حفر تونلهایی به شکل نعل اسب، محلی امن و پنهان برای نگهداری موشکها ایجاد شود. به این منظور، دو گروه مهندسی از سپاه مأمور عملیات حفاری شدند.
پس از گذشت چند ماه، آموزشهای تخصصی در سوریه به پایان رسید و حسن طهرانیمقدم و تیم ۱۳ نفرهاش آماده بازگشت به ایران شدند تا اولین موشکها را به سمت دشمن پرتاب کنند و انتقام خونهای ریختهشده بیگناهان را بگیرند.
**موانع ناشی از کارشکنی لیبی در راه استقلال موشکی ایران**
تیم موشکی ایران مأموریت یافت تا حملات به نقاطی از عراق را انجام دهد که بتواند پیام قدرت موشکی جمهوری اسلامی را به دشمنان برساند، بدون اینکه بغداد بهطور مستقیم هدف قرار گیرد. طهرانیمقدم و حاجیزاده پس از بررسی گزینهها، مناطقی مانند العماره و کرکوک را انتخاب کردند. با مشخص شدن هدفها، در عصر یکشنبه، ۱۹ اسفند، به طهرانیمقدم دستور پرتاب اولین موشک ابلاغ شد و نخستین شلیک در بامداد ۲۱ اسفند انجام شد. این حمله به کرکوک موجب شگفتی رژیم بعث شد و نشان داد که ایران به تأثیر قدرت موشکی در جبهه جنگ پی برده است، زیرا پس از هر حمله، صدام حملات به شهرهای ایران را متوقف میکرد. با این حال، فشارهای لیبی بر نیروهای موشکی ایران به یک چالش بزرگ تبدیل شده بود.
لیبی دو شرط کلیدی برای تحویل موشک به ایران داشت: هدف قرار دادن نقاطی در عربستان و عدم نزدیک شدن نیروهای ایرانی به محل پرتاب. این شرایط منجر به تعللهای مکرر در روند پرتاب موشکها از طرف لیبیاییها شد و نیروهای ایرانی در عمل محدودیتهایی را تجربه کردند.
علیرغم اینکه نیروهای ایرانی در سوریه آموزشهای تئوری را دیده بودند، همکاری لازم از سوی لیبیاییها برای عملیاتی کردن این آموزشها وجود نداشت. در نهایت، حسن طهرانیمقدم با ایدهای تصمیم به عملیاتی کردن آموزشهای تیم «حدید» گرفت، اما برای این منظور به یک اقدام فوری نیاز بود، چرا که تیم تا آن زمان فقط آموزشهای تئوری را فرا گرفته بود و از دریافت تجارب عملی محروم بود.
در روز مقرر برای اولین پرتاب، تیم با مشکلی جدی روبرو شد؛ لیبیاییها یک قطعه حیاتی را برداشته بودند. در این شرایط و با توجه به زمان محدود، تصمیم بر آن شد که این قطعه از کره شمالی خریداری شود. امیرعلی حاجیزاده به همراه دو نفر دیگر به کره سفر کرده و علاوه بر دریافت موشکهای جدید، قطعه مورد نیاز را نیز تهیه کردند. اما مشکل دیگری نیز وجود داشت؛ صفحات مانیتور سکوهای پرتاب به درستی کار نمیکرد. تیم طهرانیمقدم به طور مستمر در حال رفع خرابیهای ناشی از کارشکنی لیبیاییها بودند و یکی از مشکلات اساسی به این نتیجه منجر شد که نایلونهای غیرضروری بین اتصالات وجود داشت که مانع از عملکرد صحیح دستگاهها میشد.**برقراری برق و تست موشکی ایران با وجود موانع**
پس از قطع برق و خاموشی مانیتورها، اقدامات لازم برای وصل کردن مجدد برق سکو انجام شد. با این حال، چالشهای دیگری که توسط عناصر لیبیایی ایجاد شده بود، روند تست موشکی را به تاخیر انداخت.
**آغاز تست پرتاب موشک به سمت آسمان**
پس از دو هفته کار مداوم، مشکلات شناسایی و برطرف شدند و زمان پرتاب موشک فرا رسید. قرار بود صبح زود پرتاب انجام شود، زیرا آغاز صبح، بهترین زمان برای این اقدام محسوب میشد. در این ساعات اولیه، نور خورشید بهگونهای میتابید که دید خلبانان را تحت تاثیر قرار میداد و آنها را در ارزیابی زمین دچار مشکل میکرد. تمام تدارکات لازم تا صبح آماده شد و انتظار برای پرتاب موشک افزایش یافت. در این لحظات، نیروها در انتظار امداد الهی بودند.
سرانجام، موشک به پرواز درآمد و صدای الله اکبر رزمندگان همزمان با پرتاب بلند شد.
**تحقق یک دستاورد بزرگ**
پس از هفده روز تلاش، تیم حدید موفق شد تمامی زنجیرهای تحمیلی دشمنان را کنار بزند و برای نخستین بار موشک را با توانمندیهای داخلی به پرواز درآورد. در پی این موفقیت، محسن رضایی، گزارشی را به امام خمینی ارائه داد و به تشریح تلاشهای انجام شده پرداخت.
وی در نامه خود به امام خمینی نوشت که تیم ایرانی با کارآمدی توانسته است سیستم موشکی را که به واسطه توطئههای لیبی و شوروی از کار افتاده بود، دوباره فعال کند. رضایی به اقدام پیشین لیبیاییها در انتقال تجهیزات به سفارتشان و سپس امتناع از پرتاب اشاره کرد.
در ادامه، وی تصریح کرد که نیروهای ایرانی توانستهاند در مدت کوتاهی، سایت پرتاب را آماده کنند و حتی برخی کارشناسان لیبیایی پس از این اقدام بر این باور بودند که تنها با کمک خارجیها این کار ممکن بوده است.











